در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قربانی یعنی چیزی که تو را از بله قربان گفتن به هر کس و ناکس به بله قربان گفتن به یک کس که همه کس اوست میرساند؛ درست همان چیزی که یوسف علیهالسلام در زندان به همبندیهایش میگفت.قربانی یعنی اسماعیلت را فدای اسماعیلآفرین کن تا هم اسماعیل داشته باشی و هم اسماعیلآفرین را که هزاران آفرین بر جان چنین آفریدهای باد.
قربانی یعنی چه بخواهی و چه نخواهی در لحظه، تو در حال قربانی کردن و قربانی شدن هستی، فقط باید مراقب باشی برای یک دستمال قیصریه را به آتش نکشی، درست مانند آن کسی که در شب چشمش به یک سکه پنجاه تومانی افتاد تا خم شد آن را بردارد، پایش به سکه خورد و لابلای خاکها و سنگها گم شد.
دست به جیب برد و کاغذی را که در جیب یافت با کبریت مشتعل کرد و با نورش سکه را یافت اما همین که خواست کاغذ را خاموش کند آه از نهادش برآمد، دید که اسکناسی هزار تومانی را به آتش کشیده تا 50 تومان پیدا کند.در ضمن یادت باشد حیوانی را که باید قربانی کنی بهتر است شتر باشد، اگر نشد گاو هم خوب است و دست آخر گوسفند هم میپذیرند فقط نباید لاغر و نحیف باشد. معیوب و ناقص هم نباشد.
همه اینها یعنی باید بهترینها را قربانی دوست کنی تا او هم بهترینها را برایت حواله کند به قول حافظ ارادتی بنما تا سعادتی ببری. به عبارت دیگر، اگر توانستی در حج از چیزهایی که دل کندن از آنها برایت مشکل است دل برداری آنگاه دلبر داری، ماه را ندیدهای چه زیبا و دلنواز، چشمهایت را روشن میکند.
اما اگر همین ماه شب افروز بین تو و خورشید هستی که خداست، قرار گیرد، دیگر خورشید عالم افروز را که ماه هم هر چه دارد از اوست، از دست خواهی داد.
پس حالا معنی عید را خوب میفهمیم، عید واقعی یعنی هر وقت حاضر شدی ماه را فدای خورشید کنی آن روز عید است. البته قبل از آن، باید هم ماه را درست بشناسی و هم خورشید را. بیخود نیست قبل از قربانی به عرفات میبرندمان تا معرفتمان زیاد شود تا خدای ناکرده، ندانسته خورشید را فدای ماههای زندگی نکنیم.
حجت الاسلام ناصر نقویان
مکه مکرمه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: