ترافیک سنگین کتاب

ترافیک سنگین در حوزه حمل و نقل شهری است که روی اعصاب آدم می‌رود و با روان آدم آن می‌کند که مسلمان نشنود ، کافر مبیناد! و البته دلیل این امر هم چنان که چندی پیش اعلام شد به خاطر آن است که خودروهای رنگارنگ و جورواجور ما در حدود 8 برابر ظرفیت خیابان‌های تهران است؛ یعنی برای حل و فصل مشکل ترافیک، یا باید خیابان‌ها را 8 برابر گشاد کنیم که برای مسوولان شهری و مملکتی ما مثل آب خوردن است، منتهی چون آبش یک مقداری املاح گچ و سیمان و آهک و آهن و آجر و.... مصالح قاطی خودش دارد، این است که همچین هم خوردنش راحت‌الحلقوم نیست.
کد خبر: ۳۶۶۶۶۷

برنامه‌ریزی می‌خواهد که البته این کار هم خوراک ماست. راه دیگرش هم این است که روزی یک‌هشتم خودروها را اجازه عبور و مرور در خیابان‌های بی‌ظرفیت بدهیم که طرح زوج و فرد کردن هم در همین راستا بوده، اما این مقدار هم افاقه نمی‌کند.

فشار بیشتری لازم است. این شایعه وجود گروه‌های فشار اگر صحت دارد؛ پس اینها در ایام بیکاریشان چه کار می‌کنند؟ پس معلوم می‌شود که یا وجود ندارند یا وجودش را ندارند.

این هفته به نام نامی هفته کتاب نامگذاری شده که رسما از امروز شروع می‌شود و فرصت خوبی است برای هل دادن توجه مردم به سمت و سوی کتاب از همین روست که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران هم در یک کار ابتکاری جشن کتابی در بوستان گفت‌وگو به راه انداخته که شعار آن قشنگ است: «این هفته ترافیک کتاب در تهران سنگین است.»

نظرسازی مردمی: از آنجا که عرفا یک نظر حلال است، به نظر شما انتخاب شعار قشنگ و بامعنای «این هفته ترافیک کتاب در تهران سنگین است»؛ به چه معنا و منظوری می‌باشد؟....

1ـ پرت کردن حواس مردم از سنگینی ترافیک خیط تهران به ترافیک‌های باحال دیگر که ممد حیات است و مفرح ذات و برای شمای جوان و نوجوان، مخل جیب بابات!... (گفتنی است که ترافیک شهر تهران هیچ ربطی به دولت ندارد. شهرداری و مسوولان مترو و کمیته امداد مسوولند.)

2ـ القای این معنا که سرانه مطالعه در کشور ما بیداد می‌کند و مسوولان فرهنگی و شهری کشور باید به فکر کنترل این هجوم گسترده اقشار مختلف مردم به سمت کتاب باشند. استفاده از کیسه شن در جلو کتابخانه‌ها می‌تواند موثر باشد!

3ـ چون ترافیک کتاب سنگین است؛ فلذا روزهای زوج مردها و روزهای فرد زن‌ها کتاب بخوانند که امور منزل هم به نحو احسن بچرخد. کتاب قصه حسین کرد شبستری که برای ناهار ظهر، آبگوشت نمی‌شود. مگر نه که شکم گشنه، کتاب متاب حالیش نیست؟!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها