در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فقط به عشق هم کلاسیهایم میرفتم مدرسه. ناظمی داشتیم که با ناصر محمدخانی رفاقتی قدیمی داشت و به این رفاقتشان خیلی هم مینازید. آن روزها ناصرخان محبوب دل پرسپولیسیها بود. نازیدن هم داشت. من و چندتای دیگر فوتبالیهای مدرسه بودیم. ناظم مدرسه برای اینکه خودش را بیشتر در دل ما جا کند قول داد با ناصرخان هماهنگ کند و ما را سر تمرین پرسپولیس ببرد. ما هم که آن روزها یکی از مرغهای عشقمان گرفتار پرسپولیس شده بود کلی ذوق کردیم و آقای ناظم را در دلمان جا دادیم. بالاخره انتظار ما به سر رسید و روز موعد فرا. سر تمرین رفتیم و با ناصرخان و حمیدخان استیلی که آن روزها کاپیتان تیم بود و بقیه بازیکنان عکس یادگاری گرفتیم. علی پروین هم با همان هیبت همیشگیاش آمد و کلی تحویلمان گرفت و عکسی گرفت و رفت. اسماعیل هلالی هم بود. یادش بخیر. به رسم نوجوانی هر کدام از بازیکنان را به بهانهای سوژه میکردیم و میخندیدیم. همهشان را دوست داشتیم چون پرسپولیسی بودیم و...
آن روز گذشت و ما همیشه از ناظم و رفیقش ناصر به خوبی یاد میکردیم. به سال سوم رسیدیم و اوایل مهرماه بود که خبر کشته شدن زن ناصر محمدخانی خبر اول روزنامهها شد. اولین تصویری که با شنیدن این خبر در ذهنم نقش بست چهره سبزه و پیر آقای ناظم بود. فردای آن روز اصلا نمیشد با ناظممان حرف بزنیم. دوست نداشت در مورد این خبر حرف بزند. ماجرا برای ما تلخ بود و بت ناصرخان را در ذهن ما شکست و اتفاقات پس از قتل شروع شد. ورود پلیس جنایی و پخش شایعات و اعلام مظنونین و نقل قولهای مختلف از نزدیکان طرفین ماجرا و...
هشت نه سالی از این ماجرا میگذرد و در طول این دوره نام شهلا چه بسیار روزنامهنگارانی را از بیکاری نجات داد و چه انسانهای بیکاری را سر کار گذاشت. هر از چند گاهی ناگهان نام شهلا تیتر یک روزنامههای زرد و نیمه زرد میشد و خبر از بخشش و اعدام و خودکشی شهلا میدادند. چندین هزار کلمه در مورد شهلا در روزنامهها و مجلات نوشته شد تا شاید شهلا بخشیده شود یا شاید پای شهلا به چوبهدار برسد.
امروز شنیدم که رئیس قوه قضاییه حکم قصاص شهلا را تایید کرده است و قرار است که حکم اجرا شود. تا این خبر را شنیدم یاد روزهای اولی افتادم که این خبر بین مردم پیچیده بود. غصههایی که ناظم مدرسهمان میخورد سر این ماجرا و گمانهزنیها در مورد قاتل و... به بازیهای دنیا فکر کردم که چگونه ما را به بازی میگیرد و عمرمان را به باد میدهد!
وبلاگ میکده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: