گفت‌وگو با دکتر محمدرضا ترکی به بهانه انتشار خاکستر آیینه

عشق حرف اول را می‌زند

اشاره: دکتر محمدرضا ترکی از چهره‌های شناخته شده و مطرح ادبیات روزگار ماست که هم در حوزه آکادمیک و هم در جریان جدی شعر نقش‌آفرینی می‌کند. محمدرضا ترکی در کارنامه فرهنگی خود جدای از تدریس و عضویت در هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، مسوولیت‌هایی چون مدیریت شبکه رادیویی فرهنگ و سردبیری فصلنامه تخصصی شعر را دارد.
کد خبر: ۳۶۶۳۸۵

بسیاری از جوانان هم محمدرضا ترکی را با «فصل فاصله»اش در فضای مجازی می‌شناسند که یکی از قدیمی‌ترین وبلاگ‌های جدی و تخصصی زبان فارسی محسوب می‌شود که متاسفانه چند وقتی است ترکی آن را به حالت تعطیل در آورده است.

او پیش از این 2 مجموعه شعر را منتشر کرده بود و امسال سومین کتاب شعر ترکی با نام «خاکستر آیینه» مدتی است منتشر شده و در همین زمان کوتاه هم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.

به همین بهانه به سراغ او رفتیم تا برایمان از دغدغه‌های شعری خود در این مجموعه سخن بگوید؛ گفت‌وگویی که در آن بیشتر به تفاوت شعر و بازی‌های کلامی پرداخته شد.

کمی از دنیای شاعرانه‌تان در مجموعه خاکستر آیینه بگویید. دغدغه‌ها و معیارهای شما برای سرایش یک اثر خوب چیست؟

برای من به عنوان یک شاعر 3 مساله همیشه اهمیت داشته است: اندیشه، مسائل اجتماعی و تغزل. سروده‌هایم معمولا پیرامون این 3 موضوع می‌چرخند و سعی می‌کنند خواننده را با خودشان به تعمق در این عرصه‌ها فرا بخوانند. اگر این دغدغه‌ها نبود هرگز به دنبال شعر نمی‌آمدم و اجازه نمی‌دادم شعر ذهنم را اشغال کند. تعجب می‌کنم از شاعرانی که به صرف بازی‌های زبانی دلخوشند. شعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد، دغدغه انسانی را بیان کند، نسبت به شرایط اجتماعی حساس باشد و حداقل با بیان عشق، احساس و صمیمیت روح آدم را تکانی بدهد. شعر بی‌حادثه، شعر بی‌دغدغه، شعر تفننی چیزی است مثل حل جدول متقاطع کلمات. شعرهایی که فقط به بازی‌ها و تفنن‌های زبانی و به رخ کشیدن بعضی شگردهای فنی بسنده می‌کنند فقط پوسته‌ای از شعر را دارند. البته زبان در شعر درست مثل تخیل و عاطفه یک اصل مهم است و بدون زبان هیچ شعری اتفاق نمی‌افتد، اما همه شعر زبان و قالب نیست. نباید خود را فریب داد و کودکانه به هنجارشکنی‌های زبانی و نحوی و خروج از نرم‌های موجود نگاه کرد. می‌دانیم که بچه‌ها استاد بازی با کلماتند و گاهی دانسته و ندانسته کلمه‌ها، ترکیب‌ها و ساخت‌هایی را می‌آفرینند که حتی از نظر بزرگ‌ترها خیلی بامزه و شیرین است، اما آن بازی‌های کودکانه با زبان را نمی‌توان شعر گفت. ادبیات چیز دیگری است که همواره با نوعی فرهیختگی همراه است.

تفاوت خاکستر آیینه با 2 مجموعه قبلی این است که حجم تغزل و عاشقانه سرایی در این کتاب از 2 مجموعه قبلی بیشتر است. بعد از تغزل، اندیشه رتبه بعدی را در این دفتر به خود اختصاص داده و چهار پنج شعر اجتماعی هم هست

حالا که ناخواسته وارد چنین بحثی شدیم این را هم بگویم که شگردهای زبانی چون مبتنی بر آشنایی‌زدایی هستند، معمولا در برخوردها و نگاه‌های اول جاذبه دارند و شگفتی ما را برمی‌انگیزند و بعد از چند بار تکرار و خوانش، خیلی زود ـ مثل یک لطیفه تکراری ـ رنگ می‌بازند و کهنه می‌شوند، اما به عنوان مثال در سخن سهل ممتنع سعدی چیزی است که هرگز کهنه نمی‌شود و همیشه می‌تواند ذهن‌ها را مجذوب کند.

آقای ترکی! شما پیش از این، 2 کتاب جدی شعر را منتشر کرده‌اید. به نظر خودتان تفاوت این مجموعه شعر آخری با آثار قبلی در چیست؟

تفاوت خاکستر آیینه با 2 مجموعه قبلی این است که حجم تغزل و عاشقانه سرایی در این کتاب از 2 مجموعه قبلی بیشتر است. بعد از تغزل، اندیشه رتبه بعدی را در این دفتر به خود اختصاص داده و چهار پنج شعر اجتماعی هم هست که تحت تاثیر اوضاع روز سروده شده‌اند. به هر حال عشق در این مجموعه حرف اول را می‌زند و این شاید برای کسانی که از دور مرا می‌شناسند و توقع دارند به اعتبار اشتغال به تدریس در دانشگاه و مسائلی از این دست از چنین مسائلی دور باشم، عجیب بنماید. یکی از دوستان که سال‌ها بود شعرهای مرا ندیده بود به شوخی می‌گفت خوب بود اسم مجموعه را عاشقانه‌های بعید می‌گذاشتید، چون از شما بعید می‌دانستم که بعد از سال‌ها هنوز فضای تغزلی بر ذهن شما حاکم باشد!

کمی هم درباره انتخاب نام مجموعه بگوید. این نام در بردارنده مفهوم خاصی در شعر شماست؟

نام مجموعه، همان‌طور که در اول مجموعه توضیح داده‌ام، برگرفته از دیوان و اشعار مولانا ابوالمعانی بیدل دهلوی است. نام‌های زیادی به ذهنم می‌رسید و دوستان هم پیشنهادهایی داشتند، اما سرانجام تصمیم گرفتم برای رها شدن از حیرت نامگذاری به دیوان بیدل تفال بزنم که در دوبار پی‌درپی ابیاتی با مضمون خاکستر و آیینه آمد. یکی از ابیات که در خاطرم مانده این بود:

خاک ارباب نظر سامان نور آگهی است

سرمه باید کرد اگر آیینه خاکستر شود

می‌دانیم که در گذشته آینه‌ها از فلز ساخته می‌شدند نه شیشه و با خاکستر جلا می‌دادند. امیدوارم خاکستر کلماتی که در خاکستر آیینه آمده‌اند دلی را صفایی ببخشند و احساسی را جلا بدهند.

یکی از ویژگی‌های این مجموعه، تنوع قالب است. چرا مجموعه‌ای یکدست از نظر شکل و فرم ظاهری منتشر نکردید؟

در خاکستر آیینه 40 غزل، 15 شعر نیمایی، 4 شعر سپید و حدود 10 رباعی آمده است. علاوه بر اینها، برخی از اشعار این مجموعه خودشان مشتمل بر چندین رباعی یا تک بیت هستند که فضای مشترک و مضمون نزدیک، آنها را به صورت یک شعر درآورده است. بویژه تک‌بیتی‌هایی که فضا و وزن مشترکی دارند و در محور عمودی به یکدیگر مربوط‌اند، اگر فضای منسجمی را ایجاد کنند می‌توانند به عنوان قالبی خاص و مجزا در شعر امروز مطرح شوند. در انتها باید اضافه کنم، یکی دو مثنوی و دوبیتی و شعر محاوره‌ای و چند شعر طنز هم در این مجموعه دیده می‌شود. این اثر گزیده‌ای از سروده‌های سال‌های 88 ـ 87 مرا در بردارد که خوشبختانه تا اینجا مورد عنایت مخاطبان قرار گرفت و دوستان منتقد، نقدهایی بر آن نوشته‌اند. البته معتقدم معرفی و بازتاب خبر انتشار کتاب از سوی رسانه‌ها برای آثار اینچنینی اهمیت بسیاری دارد، زیرا شاعری که اثری را منتشر کرده ولی اثر او به مخاطبان واقعی شعر نرسد و بخوبی در فضای ادبی نقد و بررسی نشود، درست مثل کسی است که در خلأ فریاد می‌زند. البته نباید از نظر دور داشت که یک کتاب و اثر خوب در هر شرایطی حتی اگر با سکوت و تنگ نظری دیگران رو به رو شود سرانجام جای خودش را میان مخاطبان شعر باز می‌کند و کسی نمی‌تواند حضور شعری را که زبان به زبان می‌چرخد نادیده بگیرد.

به عنوان آخرین پرسش، با توجه به این که شما استاد دانشگاه در رشته ادبیات فارسی هستید، زمینه پژوهشی شما چیست؟ آیا فارغ از دغدغه‌های شعری، اثر تحقیقی تازه‌ای در دست نشر دارید؟

در عرصه کارهای تحقیقی، چند سالی است که خاقانی حاکم بلامنازع ذهن من است. یادداشت‌های زیادی در مورد شعر این شاعر بزرگ فراهم کرده‌ام که به نظر دوستان دانشجوی من تازگی دارند و اگر فرصت و حوصله‌ای باشد شاید روزی آنها را به چاپ سپردم. تا خدا چه خواهد!

الناز اسکندری 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها