بعد از سلام

فرصت زندگی

زندگی خیلی‌ها با یک اتفاق عوض می‌شود. اتفاقی که می‌تواند خیلی هم ساده باشد. هیچ خصوصیتی نداشته باشد یا اصلا چیز عجیب و غریبی در آن به چشم نخورد. ولی یک دفعه می‌بینی همین اتفاق کوچک جهت زندگی‌ات را عوض می‌کند. حالا جالبی‌اش اینجاست که اگر نگاهی به زندگی آدم‌های مشهور و بزرگ بیندازی می‌بینی که سر و کله همین اتفاق‌های کوچک توی زندگی‌شان پیدا شده و آنها را به کل عوض کرده است. مثلا؟ مثلا دیدار مولانا و شمس و همان چند سوال کوتاه که مولانا را زیر و رو می‌کند. یا مثلا همان پیرمردی که به دکان عطار نیشابوری می‌رود و... لابد قصه‌اش را شنیده‌اید.
کد خبر: ۳۶۶۱۶۴

اما به نظر من از این اتفاق‌ها در زندگی همه ما رخ می‌دهد. همه ما بالاخره یک روزی با اتفاق‌هایی از این دست روبه‌رو می‌شویم. ولی بین ما و آدم‌های بزرگ یک تفاوت وجود دارد. ما از کنار این اتفاق‌ها ساده می‌گذریم. در نهایت کمی متعجب می‌شویم و یا چند روزی به فکر فرو می‌رویم و بعد فراموشش می‌کنیم.

دوباره خودمان را اسیر روزمرگی معمول زندگی می‌کنیم و از یاد می‌بریم که کیفیت آن اتفاق چه تاثیری می‌تواند روی زندگی مان داشته باشد. اما آدم‌های بزرگ این طوری نیستند. آنها می‌فهمند که بالاخره وقت تغییر رسیده است. نشانه‌ها را می‌شناسند و درک می‌کنند. می‌فهمند. به خاطر همین آدم‌های بزرگی‌اند. به خاطر این که صبورانه منتظرند تا بالاخره یک اتفاق آنها را از مسیر همیشگی روزمرگی جدا کند. برهاند. مثلا فکر کنید اتفاقی که برای عطار افتاد برای یکی از ما می‌افتاد. یک نفر جلوی چشم‌هایمان سبز می‌شد و می‌گفت می‌توانم همین حالا به راحتی بمیرم بی آن که لحظه‌ای افسوس بخورم یا چیزی در این دنیا داشته باشم که به خاطرش در عذاب باشم. اگر این اتفاق می‌افتاد ما چه کار می‌کردیم؟ عکس‌العمل چند نفر ما شبیه عکس‌العملی است که عطار از خود نشان می‌دهد؟

حالا همه اینها را گفتم که بگویم حواستان به این اتفاق‌ها باشد. اتفاق‌هایی که گاهی اوقات آنقدر کوچکند که دیده نمی‌شوند ولی دامنه تاثیرگذاریشان به کهکشان می‌رسد. البته اگر هوشیار باشیم و آنها را درک کنیم. مطمئنم که در زندگی خیلی از شما از این اتفاق افتاده است. طوری که اگر بخواهید همین امروز می‌توانید برای نسل سوم نامه بنویسید و با ما از این اتفاق‌ها بگویید.

ولی یک وقت فکر نکنید همه چیز تمام شده و دیگر خبری از این اتفاق‌ها نخواهد بود. تا لحظه آخر زندگی آدم می‌تواند منتظرشان بماند. می‌تواند حواسش را به اطرافش جمع کند و بفهمد که قرار است چه چیزهایی تغییر کند. فقط باید در وهله اول خودت را همیشه برای تغییر دادن و عوض شدن مهیا کنی. باید به خودت بقبولانی که همیشه فرصتی برای تغییر کردن هست. باید قدر این فرصت‌ها را همیشه دانست. فرصت‌هایی که کمیابند و منحصر به فرد.

خدا کند از این اتفاق‌ها زیاد توی زندگی‌مان بیفتد. خدا کند وقتی خیلی اسیر روزمرگی شدیم، وقتی به همان من معمولی همیشگی‌مان عادت کردیم ناگهان سر و کله یکی از اتفاق‌ها در زندگی‌مان پیدا شود و ما را تازه کند. خدا کند...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها