در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از گذشت سالها ورود به ایران، اولین فعالیت حرفهای شما در سینمای ایران با ژانر کودک اتفاق افتاد، دغدغه ساخت فیلم کودک را داشتید یا به طور اتفاقی به سراغ این فیلم رفتید.
حدود 10 سال پیش در ایران سریالی را با نام «آرزوی پردردسر» کار میکردم که مورد توجه بچهها قرار گرفت. داستان هم شباهتهایی به فیلم نخودی داشت. بعدا در آمریکا هم در همین ژانر فیلم ساختم. در واقع نخودی چهارمین ساخته من است که با بودجه بیشتری ساخته شد و اکران گستردهتری یافت.
حدود 5 سال برای این کار به دنبال تهیهکننده بودم تا نهایتا با فرشته طائرپور که در ژانر کودک سابقه تهیهکنندگی دارد وارد مذاکره شدیم واین شد که یک نخودی امروزی ساخته شد.
چه فرقی بین یک فیلم کودک و آثار بزرگسال میبینید.
دنیای کودک بیغل و غش و خاص است و این اولین بهانهای بود که من را جذب کرد. این شد که این دغدغه را همیشه همراه داشتم و حتی قبل از ورود به عرصه سینما این موضوع در کارهای تبلیغاتی من هم به چشم میخورد. فقط کافی است ساده نگاه کنید و با خلوص نیت کودکان همراه شوید. فکر میکنم تا اندازهای توانسته باشم این کار را بکنم.
اما نخودی شما خیلی هم کودکانه نیست .چرا؟
درست است، نخودی فقط فیلم بچهها نیست. نخودی مثل خیلی از فیلمهای کودک عروسکی و موزیکال نیست. فیلم درامی را به همراه دارد که بزرگترها از آن بیشتر لذت میبرند. پیام فیلم درباره اعتماد به نفس و تحقیر است که متعلق به بزرگترهاست. در عین حال فیلم اکشنی را به دنبال دارد که سنین کمسن و سالتر را بیشتر با خود همراه میکند، مثلا طیف بچههای دبستانی، نوجوانان و بزرگسالان که من فکر میکنم به طور مساوی همه این سه گروه از فیلم لذت میبرند. به اعتقاد من دوره خیلی از فیلمهای کودک به پایان رسیده، وقتی مثلا والتدیسنی با آن سری فیلمهای متفاوت فعالیت میکند. پس ما باید برای دیده شدن قدمهای بسیار متفاوتی برداریم.
اما اوضاع سینمای کودک ما چندان هم خوب نیست.
چون در این سینما کودکان را باید جدی گرفت. ارتباط با بچهها نیاز به ابزار خاصی ندارد، فقط باید همیشه سیر تحول دنیا را در نظر گرفت. وقتی وسایل ارتباط جمعی گستردهتر میشود، کودک امروزی تنها با سرگرمیهای نازل تاریخ مصرف گذشته راضی نمیشود. من نخودی را با تبادل اطلاعات بین بچهها و بزرگسالان همراه با آنها ساختم.
پس باید کودک درونتان قوی باشد؟
بله. دقیقا همین طور است. من در دنیای بچهها احساس امنیت میکنم و به هیچ عنوان نمیتوانم خودم را از این دنیا جدا کنم.
نخودی در اکران عمومی خیلی موفق عمل نکرد چه علتی داشت؟
من باید به دوران طلایی اکران فیلمهای کودک اشارهای داشته باشم؛ زمانی فیلمهایی چون شهر موشها،گلنار و کلاهقرمزی به نمایش درمیآمدند و مردم مقابل سینماها صف میکشیدند. حتی در یک سال، پرفروشترین فیلم سال، یک کار عروسکی شد که به طور طبیعی تهیهکنندههای زیادی را به این ژانر سینمایی جذب میکرد. خیلی فیلمها هم بودند که از بچهها برای بیان داستان خود استفاده میکردند که نتایج خوبی هم در جشنوارههای خارجی به دنبال داشتند. من فکر کردم پس از این سالها جای فیلمی خالی است که نهتنها خود را برای ارتباط با مخاطب به سطح پایین نکشاند بلکه دنیایی را فراهم کند که کودک جذب آن شود و با آن همراه گردد. نخودی فیلم برگزیده بیست و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان همدان بود. علاوه بر آن در بخش کارگردانی بینالملل و جلوههای ویژه هم بهترین امتیاز را گرفت.
با این حال در جذب مخاطب موفق نبود که یکی از دلایل آن جذابیت نداشتن عروسک نخودی است.
به هر حال فیلم عاری از ضعف نیست و کاستیهایی را با خود به همراه دارد. جا داشت نخودی بهتر از این ساخته شود. تیم حرفهای همراه به من خیلی کمک کرد. در فیلم دو عروسک نخودی داریم، عروسک ابتدای فیلم خیلی نباید جذابیت میداشت ولی در سکانسی که شخصیت سینا وارد دنیای دیگری میشود به دلیل موسیقی شاد و ساختار جذاب نخودی به گونهای جذابتر طراحی شده است.
در یک فیلم کودک چه دلیل داشت که سراغ چهرههای سینمایی رفتید؟
بازیگران بسیاری تست دادند و خیلی از آنها نتوانستند خود را با شرایط ما وفق دهند. این فیلم به دلیل شرایط خاص، بازیگرانی با فیزیک خاص را میطلبید. بخشی از جلوههای ویژه این فیلم فیزیکی است و ربطی به دنیای دیجیتال ندارد. صابر ابر خیلی مناسب این کاراکتر بود. رعنا آزادی ور بسیار در نقش خودش موفق عمل کرد و برای من باعث افتخار بود که با مرضیه برومند و مسعود کرامتی کار کردم که سابقه درخشانی در سینمای کودک دارند و همچنین علیرضا خمسه که حضور شاخص و شایانی داشت.
فیلم حس و حال روانشناسانه نیز به همراه داشت که برای مخاطب کودک چندان دریافتنی نیست.
این نکته بسیار حائز اهمیت است. نخودی با نگاه طنزآمیز خود به این مساله اشاره داشت ولی واقعیت جدای از آن نیست، این که گاهی اوقات عدم اعتماد به نفس و تحقیرهایی که خودمان و دیگران به ما دارند این سرخوردگی را در ما بیشتر میکند، ذرهذره کوچک میشویم و حقیرتر. نخودی خیلی واقعیتها را در قالب طنز به تصویر کشید که به نظرم برای بچهها قابل درک است.
فکر نمیکنید دوره پیام و اندرز دادن مستقیم به مخاطب گذشته است؟
من خودم طرفدار سینمایی هستم که به دنبال شعارهای اخلاقی نباشد. من در فیلمهایم تعارف را کنار میگذارم. به هر حال با جلو رفتن داستان قطعا من فیلمساز هدفهایی داشتهام که باید از آن نتیجهگیریهایی داشته باشم. واقعیتگرایی یک فیلم ایجاب میکند که نتیجهگیریها در قالب پیامهای نهفته باشد. نخودی تکههایی را کنار هم میگذارد که در آخر به یک هدف برسد. خیلی از پیامها هم اسباب تفریح و تفنن فیلم هستند. هدف نهایی رسیدن به این پیام نخودی قدیمی و افسانهای است که ...
کوچیک بودن به قد نیست وقتی دلت بزرگ باشه.
نسبت به نحوه اکران فیلم، اعتراض داشتید. در اینباره بگویید.
بله من از شرایط اکران فیلم اصلاراضی نبودم. برای یک سینماگر که سالن سینمایش 5 سئانس دارد فرقی نمیکند که کسی برای نخودی بلیط بخرد یا برای 4 فیلم دیگر مهم این است که بلیت فروخته شود، اینجا فقط تهیهکننده است که ضرر میکند. وقتی به طور همزمان 11 فیلم اکران میشود قطعا جای بحث زیادی دارد.
درطول هر سال فیلمهای زیادی که ساخته میشود ولی آیا نباید مدیریت اکرانی وجود داشته باشد؟ این که ما شعاری حرف بزنیم که باید برای کودک فیلم ساخته شود و باید از سینمای کودک حمایت شود فقط نباید در قالب حرف و شعار باشد. من به شخصه اعلام میکنم که از فیلم نخودی حمایتی نشد. درباره حمایت از سینمای کودک حرف زیاد زده میشود، ولی در عمل کاری انجام نمیشود. درواقع سینمای کودک، مشکلات بزرگی دارد که همه نهادهای فرهنگی برای حل آنها باید دست به دست هم دهند.
کار بعدی را هم در ژانر کودک میسازید؟
من سینمای کودک را دوست دارم و از آن پشتیبانی میکنم. کار بعدی من یک مستند دراماتیک در ارتباط با سهراب سپهری است. جدای از آن امیدوارم شرایط به من این اجازه را بدهد که همچنان بتوانم در سینمای کودک فعالیت داشته باشم.
شبنم مدنی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: