در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همان روز عصر، تمام اعضای خانواده؛ البته بجز پسر کوچک، مشغول نقاشی با انگشت روی میز آشپزخانه شدند.
همه آنها از این کار خوششان آمده بود. چیزی نگذشت که پسر کوچک وارد آشپزخانه شد و تقاضا کرد که او نیز در کنار آنها با انگشت نقاشی کند. اما پدر و مادرش جواب دادند: «نه اصلا نمیشه! تو باید اول بری کودکستان و اونجا نقاشی کردن با ا نگشتو یاد بگیری.»
پدر و مادر برای او توضیح دادند که اگر به کودکستان برود، چه کارهای خوب و سرگرمکنندهای یاد میگیرد. صبح روز بعد، پدر از اتاق خواب خارج شد و دید که پسرش روی مبل اتاقنشیمن خوابیده. با تعجب پرسید: «تو چرا اینجا خوابیدی؟» پسر جواب داد: «منتظرم که با هم بریم کودکستان. دلم نمیخواد دیر کنم.»
مرجان توکلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: