روزانه‌ها

شبیه هیچکدام از احساس‌ها

اگر بگویم باشکوه‌ترین لحظه زندگی یک مسلمان لحظه رویت خانه خداست، اغراق نکرده‌ام. نه به خاطر هیبت و بزرگی این بنا که ساختمان‌های بسیار بلند در اطراف آن فراوان احداث کرده‌اند بلکه به خاطر احساس بی‌پایانی که در این لحظه به انسان دست می‌دهد. تا زمانی از نزدیک خانه خدا را مشاهده نکرده‌ای، حدس و گمان زیادی درباره این‌که با دیدن خانه خدا چه احساسی به تو دست می‌دهد، به ذهنت راه داده‌ای اما زمانی که روبه‌روی کعبه قرار می‌گیری و چشم در این بنای توحیدی می‌اندازی متوجه می‌شوی که احساس تو شبیه هیچ کدام از آن چیزهایی که تصور می‌کردی نیست. بهت و حیرت و تعظیم در برابر وحدانیت خداوند سرتاسر وجود انسان را فرامی‌گیرد. باور این‌که خداوند موهبت زیارت منزلگاه خویش را به او عطا نموده در آن لحظه دشوار به نظر می‌رسد. خدایا این منم که در حرم امن تو توفیق حضور پیدا کرده‌ام؟ خواب و رؤیا نمی‌بینم؟
کد خبر: ۳۶۵۶۴۳

اما وقتی ناخودآگاه داخل جمعیت می‌شوی و از مقابل حجرالاسود طواف را آغاز می‌کنی، تازه متوجه می‌شوی که رویای همیشگی‌ات اکنون رنگ واقعیت گرفته و تو در جمعیتی قرار گرفته‌ای که گرداگرد کعبه را حلقه زده، کسب و کارشان بندگی است و ذکرشان فقط الله‌اکبر و لااله الاالله. هر کسی با لهجه خودش خدا را یاد می‌کند و درهم آمیختن مسلمانانی که از تمام رنگ‌ها و لهجه‌ها و قومیت‌ها شعار توحید سر می‌دهند، دیدنی است. پروردگار نیز چه زیبا پاسخ آنها را می‌دهد: ان الله یباهی بالطائفین (خدا به طواف‌کنندگان مباهات می‌کند). اینجاست که انسان ان‌الدین عندالله الاسلام را باور می‌کند.

پس از طواف در مقابل خانه خدا نماز می‌گذاری تا خداوند را به خاطر این موهبت وصف‌ناشدنی شکر بگویی و آنگاه قصد سعی صفا و مروه می‌کنی، دویدن بین 2 تپه کوچک که فاصله‌ای با کعبه ندارد.

سعی صفا و مروه آدمی را به یاد درماندگی خویش می‌اندازد. سعی صفا و مروه این تذکر را می‌دهد که اگر غایت دویدن‌های ما خدا نباشد، هم آخرت را باخته‌ایم هم دنیا را. خدایا دویدن دنیایی ما از این سو به آن سو اگر از پیش رضای تو نباشد، تن آزردنی بیش نیست.

حمید اسدی / خبرنگار اعزامی جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها