سریال «قفسی برای پرواز» جنگ را از زاویه جدیدی به نمایش می گذارد

وقتی جنگ بالا می‌گیرد

اگر به آرشیو صداوسیما رجوع کنیم، با تعداد زیاد سریال‌هایی روبه‌رو می‌شویم که حول محور دفاع مقدس و مقوله جنگ ساخته شده‌اند. تفاوت این سریال‌ها با هم این است که از دیدگاه‌ها، زوایا و مناظر مختلف به یک نقطه اشتراک نگاه می‌کنند. بنابراین تشابهات زیادی در آنها وجود دارد و باعث می‌شود که خطر کلیشه‌ و تکراری شدن برای این سریال‌ها، تهدیدی جدی محسوب شود. از آنجا که جنگ یک اتفاق واقعی و شناخته شده است، نمی‌توان در داستان اصلی تغییری ایجاد کرد ـ مثلا نمی‌شود پایان دفاع مقدس را به صورتی دیگر ساخت ـ تا به این طریق تغییرات بزرگی هم در روند داستان صورت گیرد، اما می‌توان با گنجاندن شخصیت‌های متفاوت، داستان‌های فرعی مختلفی را خلق کرد که باعث تنوع در نوع روایت از جنگ شود.
کد خبر: ۳۶۵۶۱۰

سریال «قفسی برای پرواز» به کارگردانی یوسف سیدمهدوی، یکی از سریال‌هایی است که تلاش می‌کند از زاویه‌ای جدید به مساله جنگ بپردازد. قفسی برای پروازبه روزهای آغازین جنگ می‌پردازد؛ زمانی که با وجود ناآرامی‌های پراکنده، خرمشهر هنوز به خونین‌شهر تبدیل نشده و زندگی مردم با اضطراب، ولی بدون تهدیدهای بی‌وقفه دشمن ادامه دارد. درواقع می‌شود گفت زمان فیلم، درست قبل از شروع قطعی جنگ است.

به طور کلی اهمیت این برهه از زمان کاملا قابل درک است، اما عاملی که باعث می‌شود در این سریال حساسیت این مقطع بیشتر فهمیده شود، تم عاشقانه داستان است. عشقی که بین شخصیت‌ها وجود دارد، بیننده را با آنها همدل و نگران آینده آنها می‌کند، اما فاصله‌ای که جنگ بین احسان (با بازی امین زندگانی) و عارفه (نفیسه روشن) و همین‌طور خواهر احسان و همسرش ایجاد می‌کند، نشان‌دهنده بیرحمی جنگ است.

عشقی که قفسی برای پرواز ترسیم می‌کند، عشقی قدیمی است؛ عشقی آتشین ولی بشدت محترمانه. مراحلی که احسان و عارفه برای ملاقات با هم طی می‌کنند، مانند بعضی از رمان‌های عاشقانه، پر از ماجرا و زحمت است. هر کدام برای این که لحظاتی همدیگر را ببینند، نقشه‌های گوناگونی طراحی و با مصائب بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند.

رسم برچیده شده نامه‌نگاری هم در این سریال بخوبی نشان داده شده است. احسان و عارفه که با مخالفت خانواده‌هایشان برای برقرار کردن ارتباط با یکدیگر مواجه هستند، بجز نامه‌نگاری، راه دیگری نمی‌بینند. با دیدن این شیوه‌های تقریبا منسوخ شده در برقراری ارتباط، آدم یاد خاطرات سال‌های نه‌چندان دور می‌افتد که به خاطر کم بودن خطوط تلفن، همه از همین شیوه برای احوالپرسی یا خبررسانی به عزیزانشان استفاده می‌کردند.

نوع به تصویر کشیدن ارتباط بین احسان و عارفه توجه بیننده را به یک نکته مهم جلب می‌کند؛ این‌که خانواده‌های سنتی و پدرسالار که در آن زمان تعدادشان هم زیاد بود، با سختگیری‌های بی‌مورد، از قبیل رسم و رسومات خانوادگی و گاهی رودربایستی‌های قبیله‌ای، چطور با زندگی و آینده فرزندانشان بازی می‌کردند. برای مثال نه عارفه علاقه‌ای به پسرعمویش دارد و نه پسرعمویش آدم قابل اعتمادی به نظر می‌رسد، اما خانواده‌اش به خاطر رعایت کردن رسومات، بشدت تمایل دارند که این 2 با هم ازدواج کنند.

درست است که این درجه از دخالت و تاثیرگذاری در میان خانواده‌های قدیمی و سنتی وجود داشته، اما به طور واضح بین خانواده‌های سنتی ساکن در شهرستان‌های کوچک، این دخالت شدیدتر بوده و در خانوادهایی مثل خانواده عارفه که تقریبا با رسوم قبیله‌ای زندگی می‌کنند، احترام بزرگ ترها تنها با سر نهادن به خواسته آنها بجا می‌آید.

در قفسی برای پرواز، مضامین اینچنینی بخوبی ساخته و پرداخته شده‌اند و بیننده را متوجه حال و هوای حاکم بر این خانواده‌ها می‌سازد.از نظر القای درست حال و هوای آن دوره از گذشته، قفسی برای پرواز بسیار موفق عمل کرده است؛ به طوری که در سکانس‌هایی از فیلم، بیننده احساس می‌کند که به گذشته برگشته است. سر و شکل صحنه‌پردازی و به تصویر کشیدن نوع زندگی خانواده‌ها هم با دقت، ظرافت و وسواس قابل توجهی کار شده است؛ به طوری که صحنه‌های سریال، کمترین تفاوت را با واقعیت داشته باشند.با دیدن چند قسمت اول قفسی برای پرواز می‌توان گفت با سریالی واقعیت گرا مواجه ایم که سعی در یادآوری نوستالژی‌های دهه 60 و سال‌های جنگ دارد و موفقیت قابل قبولی هم داشته است.

شروینه شجری‌کهن / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها