در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از سالها دوری از اجرای برنامه کودک و نوجوان اکنون که در برنامه بچههای دیروز دوباره مجری برنامه کودک و نوجوان شدهاید چه حسی دارید؟
همان حسی که در گذشته داشتم که حس علاقه به بچهها و لذت اجرای برنامه کودک و خردسال است، البته اجرای برنامه بچههای دیروز چون به نوعی یادآور خاطرههای خوش گذشته است، جذابیت کار ما را دوچندان میکند.
در گذشته تلویزیون تنها رسانه سرگرمکننده بچهها بود، اما امروز امکانات رسانههای تصویری بچهها را به خود مشغول کرده است. با این حال فکر میکنید کارتونهای قدیمی برای بچههای امروز هم جذابیت داشته باشد؟
من بازخورد این برنامه را بیشتر در بزرگسالان میبینم و این برنامه برای بچههای دیروز تاثیرگذار است چون آنها با دیدن برنامههای دوران کودکی خود احساس لذت میکنند، بچهها هم بیشتر با دیدن خوشحالی بزرگترها احساس خوشایندی دارند، برخی هم به توصیه بزرگترها و اشتیاق آنها به دیدن این برنامه ترغیب میشوند.
بچههای شما چطور؟ این برنامه برای آنها هم جالب است؟
بچههای من شاید خیلی به خاطرهانگیز بودن کار توجه نکنند البته به دلیل این که همیشه مادرشان را میبینند، اجرای متفاوتی شاید برایشان به نظر نرسد و این مساله خیلی عادی باشد.
نظر شما در مورد اجرای متفاوت مجریان کودک و نوجوان امروز چیست؟
در دوران ما گویندگان و مجریان خیلی با آرامش و ساده برنامه اجرا میکردند، اما امروز اجرای برنامههای کودک خیلی پر سر و صدا شده است و برنامه در یک فضای شلوغ و پرهیجان اجرا میشود، برخلاف گذشته دکورهای خیلی متنوع و مختلفی برای کار در نظر میگیرند، اگرچه بچههای امروز هیجان را خیلی دوست دارند، ولی نمیدانم این همه هیجان که مجریان جوان ما در حین اجرای برنامه دارند واقعا لازم است یا نه؟
به نظر شما این همه شور و هیجان لازم است؟
تا حدودی لازم است، اما با زیادهروی در آن موافق نیستم. الان بیشتر بچهها با دیدن این هیجانات دوست دارند خودشان هم در آن فضا باشند و این همه علاقه آنها برای رفتن به برنامههای مختلف کودک و نوجوان هم ناشی از این هیجانات است.
با این شرایط، همه بچهها که امکانات رفتن به برنامه مورد علاقه خود را ندارند، خصوصا آنهایی که در روستاها و مناطق دور دست ایران زندگی میکنند.
این مشکل باعث میشود که بچهها با یک نگاه آرزومندانهای به برنامهها نگاه کنند تا شاید روزی بتوانند به برنامه مورد علاقه خود بروند، خیلی از بچهها هم از پدر و مادرشان میخواهند که آنها را به این برنامهها ببرند.
با این حال حضور بچهها اگر در برنامه تاثیرگذار باشد و مشارکت داشته باشند یک اقدام جدیدی است اما اگر فقط به عنوان تماشاگر در برنامه حضور داشته باشند بینتیجه خواهد بود.
چرا در سالهای اخیر کارتونهای خشن جایگاه ویژهای در جدول پخش برنامههای کودک و نوجوان دارد؟
این جریان تقریبا 10 سال پیش آغاز شد از زمانی که بچهها با بازیهای رایانهای آشنا شدند و اکثر آنها به بازیهای خشونتآمیز علاقه بیشتری نشان دادند، شاید این کار باعث شد که برنامهسازان احساس کنند چون بازیهای کامپیوتری خشونتآمیز مورد استقبال بچهها هستند، این نوع کارتونها هم میتوانند مورد توجه بچهها قرار گیرند، به نظر من اگر قرار بود بچهها با دنیای خشونت هم آشنا شوند ، اینها برایشان کافی است و ما باید ببینیم که چه نوع برنامههایی برای روحیات بچهها لازم است و به سمت همان کارتونها و فیلمهای کودک برویم.
کارتونهای قدیمی هنوز در ذهن بچههای دیروز ماندگار شدهاند. اما بچههای امروز کارتونهایی را که میبینند خیلی زود فراموش میکنند، به نظر شما چرا چنین اتفاقی رخ میدهد؟
این به خاطر تنوع و زیادی برنامههای امروز است، چون در سالهای گذشته با وجود 2 شبکه تلویزیونی، در روز فقط یک ساعت برنامه کودک پخش میشد، اما الان با تعدد شبکههای تلویزیونی در طول روز بیش از 5 ساعت برنامه کودک و خردسال پخش میشود، این مساله باعث دور شدن تمرکز بچهها از یک برنامه خاص است.
چه چیزی باعث شد با همه تفاوتهایی که در برنامههای گذشته و جدید وجود دارد، اجرای برنامه بچههای دیروز را بپذیرید؟
خانم سمیعی، تهیهکننده این برنامه در تماسی با من و خانم خامنه گفت که شبکه 5 تصمیم دارد برنامهای را تولید کند که برای بزرگترها خاطرهانگیز باشد.
من هم خیلی مشتاق شدم که در چنین برنامهای سهمی داشته باشم، چون در این سالهای دور از برنامه کودک همیشه وقتی با مردم روبهرو میشدم آنها از خاطرههای شیرین گذشته میگفتند.
از لحظههایی که با دیدن کارتونهای قدیم برایشان تکرار میشود. من اجرای این برنامه را قبول کردم، چون احساس کردم به این وسیله میتوانم بچههای دیروز را شاد کنم، بعضی وقتها مسائلی پیش میآید که ممکن است بعضیها را خوشحال کند و بعضیها را خوشحال نکند اما این حس خوشحالی یادآوری خاطرات گذشته برای عموم مشترک است و من میدانستم که پخش برنامه کودک از سال 58 تا 78 بخصوص در دهه 60 خیلی برای بچههای آن دوره جذاب و خوشایند است و من میخواستم یکی از دلایل این خوشحالی باشم.
در گذشته شما با مخاطب کودک روبهرو بودید و امروز با کودک قدیم. با توجه به تفاوت این 2 گروه چگونه اجرای خود را در برنامه بچههای دیروز برنامهریزی کردید؟
ما سعی کردیم در همان فضا و دکور قدیمی و با همان حال و هوا این برنامه را اجرا کنیم و با یادآوری روحیات خوب گذشته و لحظههای به یاد ماندنی آن زمان تلاش کردیم خوشی آن لحظات را حفظ و تکرار کنیم و بگوییم که بچههای دیروز نباید احساس کنند که آن دوره گذشته، چون همیشه میتوان با یادآوری خاطرات خوش گذشته انگیزه بیشتری برای ادامه زندگی پیدا کرد.
اگر امروز در این فضا بخواهید برنامهسازی کنید، چه نوع برنامههایی برای بچهها میسازید؟
اینکه چه برنامه و به دست چه کسی ساخته شود از عهده مسوولیت ما خارج است. ما مجری بودیم و هستیم و به هر حال هربچهای ابعاد مختلفی دارد و میتوان بعدهای مختلف بچهها را بررسی کرد و براساس اهداف آن برنامهریزی انجام داد، مثلا طراحی یک مسابقه خوب، که بچهها را به فکر و تلاش وادار کند، خیلی لازم است.
با حضور عروسک در برنامه کودک چقدر موافقید؟
من خیلی به عروسک و کارهای عروسکی اعتقاد دارم، البته کار عروسکی که در آن شخصیتپردازی خوب و درست صورت گیرد. با وجود یک عروسک در برنامه و متن مناسب و مجری کاربلد میتوان مجموعه خوبی تولید کرد که کلاه قرمزی، زیزی گولو و خیلی از برنامههای موفق عروسکی حاصل چنین برنامهریزی ای هستند.
به نظر شما، آیا اجرای برنامههای کودک باید فقط توسط مجریان جوان باشد یا شرایط سنی در اجرای برنامه تفاوتی ایجاد نمیکند؟
وقتی سن و سال مجری برنامه کودک بالا میرود، میتواند از خاله به مادر یا مادربزرگ تغییر شخصیت بدهد. بچهها همان گونه که از معلمهای خود بیشتر از مادر خودشان حرفشنوی دارند، از مجری که سن و سال بالایی داشته باشد هم حرفشنوی بیشتری دارند. بنابراین مجری که سن بیشتری داشته باشد، بهتر میتواند به بچهها و خانوادهها کمک کند.
زینت پستادست / گروه رادیو وتلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: