در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال همه از آن با عنوان یکی از چند اقدام بزرگ و شجاعانه محمود احمدینژاد در دولت نهم نام میبرند. (یادم میآید که حتی فرمانده نیروی انتظامی در جریان زمان اجرای ضربتی و یک شبه طرح هوشمندکردن سیستم فروش بنزین قرار نگرفته بود!)
به عنوان کسی که از اقتصاد تنها به اندازه همان چند واحد مختصر دانشگاهی میدانم ـ و البته دانستن و ندانستن همان اندک هم چندان توفیر ندارد! ـ به نظرم بخش مهمی از آثار اجتماعی و اقتصادی سیاستهای کلان اقتصادی به مدیریت افکار عمومی برمیگردد.
یعنی بیش از آن که نفس یک اقدام اقتصادی آثاری را به دنبال داشته باشد، فضای روانی حاصل از آن در افکار عمومی تاثیرگذار است. احمدینژاد هم البته میکوشد با همین حربه اثرات روانی حاصل از طرح تحول اقتصادی در افکار عمومی و به تبع، آثار اقتصادی آن را به حداقل برساند. او با زیرکی تمام با یک ضرب و تقسیم ساده ـ و البته صحیح ـ به مردم میگوید که افزایش قیمت گازوییل تاثیر چندانی در قیمت نهایی کالا برای مصرفکننده ندارد و با این کار هم افزایش قیمت کالاها را غیرمنطقی نشان میدهد و هم فضا را برای سخن بعدی خود که برخورد قاطع با محتکران و گرانفروشان است برای افکار عمومی آماده میکند. و با اطمینانی که میداند عموم مردم به او دارند از آنها میخواهد که تا چند ماه از تعریف نیازهای جدید برای خانوار خود، خودداری کنند.
غرض از ذکر این نکات ـ که به نظرم از واضحات است! ـ بیان یک نکته است. اگر قبول کنیم که کنترل فضای روانی افکار عمومی و اطمینان بخشی به آنها در مورد عدم ایجاد آثار سوء با اجرای طرح تحول اقتصادی، سهم عظیمی
در بالا رفتن ضریب موفقیت این طرح دارد ـ که ظاهرا احمدینژاد به عنوان مجری اصلی این طرح آن را پذیرفته است ـ باید به جای یک نفر به عنوان رئیسجمهور ـ که البته سخنش برای خیلیها حتی کارشناسان مخالفش لااقل مورد توجه قرار میگیرد ـ همه موثران بر افکار عمومی در این جهت بکوشند و قاعدتا همانگونه که اجرای اصل این طرح
به یک مدیریت و سیاستگذاری متمرکز نیازمند است، مدیریت افکار عمومی در رابطه با اجرای این طرح هم اگر نه یک مدیرت متمرکز، لااقل یک سیاستگذاری متمرکز منطقی لازم دارد. گرچه در شکلگیری فضای روانی افکار عمومی عوامل مختلفی دخیلند ولی بیتردید رسانهها - به خصوص صداوسیما - نقششان با دیگر رسانهها قابل مقایسه نیست.
به عنوان یک نمونه کوچک اگر رئیسجمهور از مردم میخواهد که نیازهای جدیدی برای خود تعریف نکنند برای من به عنوان یک مخاطب عادی کمی غیرقابل هضم است که رسانه ملی تبلیغ بخارشوی خارجی میکند.
کالایی که نه نیاز مردم است و نه کمکی به اشتغالزایی داخلی میکند و البته کیست که نداند نیاز جدید را خانوادهها برای خود تعریف نمیکنند؟ این کالاها و تولیدکنندگان آنها هستند که با تولید کالایشان و بلکه پیش از آن نیازش را هم تولید میکنند. (البته شاید باشد کسی که نداند!) در رسانههای دیگر هم که الی ماشاءالله از این موارد دیده میشود. فقط کافی است سری به سایتهای خبری- تحلیلی بزنید. عمده فضای اختصاص یافته به تبلیغات این سایتها به موسسات مالی و اعتباری، بانکها، لوازم صوتی - تصویری، مهاجرت! و... اختصاص یافته است.
رقمی که در مرحله اول اجرای این طرح به حساب مردم کل کشور واریز میشود چیزی بیش از 5 هزار میلیارد تومان است. میتوان و باید درصدی از این مبلغ را برای جهتدهی صحیح فضای تبلیغاتی کشور، جبران خسارات ناشی از تحدید تبلیغات در رسانهها و موارد دیگر صرف کرد .
وبلاگ تله پاتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: