در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میخواهی گریه کنی. نه برای رفتن که برای ماندن دل میسپاری. اینجا آخرین ایستگاه زیارتی تو در بقیع است. کنار مزار مادر ادب، امالبنین. به احترام حضرت عباس و مادر عباس و برادران عباس میایستی. دست ادب به سینه میگذاری. اینجا مزار مادر ادب و جوانمردی حضرت عباس است. اینجا هقهق گریهها در آسمان میپیچد. انگار ابهت مردی وفادار، رشید و پرچمداری غیور تو را آرامش میدهد. هم او که ادب را ادب آموخت و نامش با جوانمردی گره خورد. تو در این شهر غریبهای اینجا که میآیی میخواهی بمانی.
تو مثل من اهل این دیار را دوست داری و به عشق مردمان این خاک زندهای. اینجا مزار مادر لبتشنگان عالم است. کاش میشد با عطر این همه اشکهای جاری سایبانی میساختند بر مزار مادر عباس. کاش کسی بیاید و به احترام مادر عباس سقاخانهای بسازد. کاش کسی میآمد و این پنجرههای بیروح را برمیداشت دستهای تمنای زائران این حرم را همراز خاک و افلاک میکرد. شاید هم کسی بیاید!
محمد خامهیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: