ماموریت دشوار مجری وقتی کارشناس می‌شود

در سال‌های دور که مجری‌ها بیشتر وظیفه اعلام برنامه‌های تلویزیون را بر عهده داشتند، مجریگری کار چندان دشواری به حساب نمی‌آمد. در آن دوره مجری‌ها وظیفه داشتند فضای خالی بین برنامه‌ها را پر کنند. آنها بیننده را در جریان برنامه‌هایی که قرار است تا پایان شب پخش شود، قرار می‌دادند و احیانا درباره وضع آب و هوا و چند موضوع دیگر با مخاطبانشان گپ می‌زدند.
کد خبر: ۳۶۵۰۱۴

بتدریج با حذف بخش اعلام برنامه، مجری‌ها وظایف تخصصی‌تری را به عهده گرفتند. آنها هر کدام از میان حوزه‌های ورزشی، فرهنگی، اجتماعی و... یکی را برای خودشان برگزیدند و در چارچوب حوزه کاریشان به اجرای برنامه‌های مختلف پرداختند.

مجری‌هایی که هوش و توانایی بالاتری داشتند بتدریج از مقام اجرا به جایگاه مجری ـ ‌کارشناس ارتقا پیدا کردند. این مجری‌ها به دنبال مواجهه با کارشناسان مختلف روز به روز پخته‌تر و کاربلدتر شدند تا جایی که در برخی موارد معلومات و تبحرشان در تحلیل اخبار با کارشناسان آن حوزه برابری می‌کرد.

جذابیت اجرا هنگامی بیشتر می‌شود که مجری در ارتباط و تعامل با سایر آدم‌های مرتبط با موضوع برنامه باشد. وقتی یک مجری بخواهد رو به دوربین یک تنه حرف بزند و بینندگان یا شنوندگان را از نصیحت‌هایش بهره‌مند سازد، حاصل کار برنامه‌ای یکنواخت خواهد شد. بنابراین مجری ـ کارشناس مجبور است برای جذاب‌ترکردن برنامه‌اش با دیگران وارد مذاکره شود.

این دیگران در یک برنامه ورزشی ممکن است فوتبالیست‌ها یا داورانی باشند که در صحنه یک مسابقه فوتبال حضور داشته‌اند. در یک برنامه سینمایی مجری ـ کارشناس مجبور است به سراغ بازیگران و کارگردان‌ها و منتقدان و دست‌اندرکاران حوزه اکران مثل سینمادار و تهیه‌کننده برود.

مجری ـ کارشناس یک برنامه اجتماعی هم اغلب با جامعه‌شناسان و مسوولان ادارات اجتماعی مواجه می‌شود و نظرات آنها را درباره پدیده‌های مختلف بازتاب می‌دهد.

بنابراین یک مجری ـ کارشناس علاوه بر این که باید اطلاعات تخصصی حوزه خودش را داشته باشد باید فن مصاحبه و گفت‌وگو را هم بداند.

مجری ـ کارشناس باید بتواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن اطلاعاتی را از مهمان برنامه‌اش استخراج کند که بار محتوایی بالایی داشته باشد. این که مجری یک برنامه تخصصی بر موضوع مورد بحث تسلط داشته باشد شرط لازم برای اجراست، اما شرط کافی نیست.

او باید به گونه‌ای برنامه‌ای را پیش ببرد که حس بی‌طرفی را به مخاطب القا کند. البته مسلم است که بی‌طرفی صرف هیچ معنا و مفهومی ندارد. چون به هر حال مجری به عنوان یک انسان در حوزه‌های مختلف صاحب نظر و عقیده خاص خودش است و موضعگیری‌های مشخصی دارد. اما مجری ـ کارشناس نباید به گونه‌ای برخورد کند که خیلی زود دستش رو بشود و مخاطب خط و ربط او را بخواند. مجری‌های موفق سعی می‌کنند به گونه‌ای صحبت کنند که نماینده نظرات و سلیقه‌های مختلف باشند. این طوری هم دایره مخاطبانشان بیشتر می‌شود و هم برنامه‌شان سر و شکل منصفانه‌تری پیدا می‌کند.

بنابراین مجری‌هایی که خیلی تند و صریح با یک مساله مخالفت می‌کنند و مدام سعی در القای نظرات شخصی خودشان دارند راه به جایی نمی‌برند.

این‌گونه مجری‌ها دوست دارند حرف خودشان را از زبان دیگران بشنوند. به عنوان مثال وقتی کارشناس برنامه یک فیلم را زیر سوال می‌برد آنها سعی می‌کنند در مقام وکیل مدافع آن اثر هنری از فیلم دفاع کنند و ارزش‌های محتوایی و ساختاری آن را یادآور شوند.

شرط دیگر موفقیت مجری این است که خودش را همسطح و همردیف فرد مصاحبه‌شونده بداند. اگر مجری ـ کارشناس احساس کند از نفر روبه‌رویش بیشتر می‌فهمد خیلی زود به بن‌بست می‌خورد. این‌گونه مجری‌ها به جای برقراری یک تعامل سالم، به نفر روبه‌رویشان به عنوان یک حریف نگاه می‌کنند. آنها حریفشان را به مبارزه می‌طلبند و همه زورشان را می‌زنند تا از میدان رقابت پیروز بیرون آیند.

روان‌شناسان یکی از شروط برقراری ارتباط موفق را تساوی می‌دانند. اگر یکی از طرفین ماجرا احساس کند که بر دیگری برتری دارد، ارتباط سالمی شکل نخواهد گرفت. در برخی برنامه‌های تلویزیونی شاهدیم که مجری‌ها بیش از آن که در پی اطلاع‌‌رسانی باشند، سعی در اثبات خودشان دارند.

نکته تلخ این است که گاهی این بحث‌های دوطرفه به سمت تخریب شخصیتی پیش می‌رود. به عنوان مثال وقتی مهمان برنامه درباره اتفاقی قدیمی صحبت می‌کند، مجری با خنده می‌گوید:‌ «شما که آن زمان هنوز به دنیا نیامده بودید!»

معنای این حرف این است که شما به عنوان یک فرد جوان صلاحیت و شایستگی اظهار نظر در این حوزه را ندارید. طبیعی است که در چنین شرایطی مهمان هم از کوره در برود و سعی کند که جواب دندان‌شکنی به مجری مقابلش بدهد.

این درست که چالشی‌بودن بحث‌ها باعث می‌شود برنامه هیجان‌انگیز شود و ریتم تندتری به خود بگیرد، اما نام این درگیری‌های شخصی را نمی‌توان چالش گذاشت.

چالش موثر وقتی ایجاد می‌شود که دو طرف درباره یک موضوع مشخص اختلاف نظر داشته باشند و نقدهای مختلفی را در آن رابطه ارائه دهند. وقتی دو طرف ماجرا به نقد یکدیگر می‌پردازند و شخصیت و عملکرد هم را زیر سوال می‌برند چالشی ایجاد می‌شود که هیچ سود و فایده‌ای برای مخاطب نخواهد داشت.

در آثار نمایشی دو بازیگری که نقشی یکسان و هم اندازه دارند، باید با هم بده بستان هماهنگی داشته باشند. اگر یکی از بازیگران بخواهد بر دیگری غلبه کند و خودش را در بیشتر در قاب دوربین بنشاند به نقش‌آفرینی نفر مقابل لطمه وارد می‌شود. ضمن این که در این شرایط بازی خودش هم گل‌درشت جلوه می‌کند.

می‌توان فرض کرد که مجری ـ کارشناس و فرد مهمان هم مثل 2 بازیگر عمل می‌کنند. مجری‌هایی که میل زیادی به حرف‌زدن دارند و اجازه صحبت‌کردن به نفر مقابلشان را نمی‌دهند، دارند روی اعصاب بیننده پیاده‌روی می‌کنند!

یک مجری خوب باید بداند که کجا حرف بزند و کجا سکوت کند. وقتی جای این دو تا عوض بشود همه چیز به هم می‌ریزد.

احسان رحیم‌زاده / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها