او همچنین در چند فیلم مستند و داستانی در سمت نویسنده و کارگردان همکاری داشته که از جمله آنها میتوان به نگاه، از یاد رفته، ترانه خاک و دعای مادرم مهتاب و مجموعههای آشیانهای بر باد، عطر گیسو، همراه با کویر و منطقه مرزی اشاره کرد. رحمانی سال گذشته فیلم سینمایی دیگری را در کارنامه خود در مقام کارگردانی به ثبت رساند. وی عضو هیات داوران دهمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران بود.
حادثه مهمی در صفحه زندگی رحمانی درج نشده و در این زمینه شانس با او یار بوده اما اتفاق بسیار خوبی مسیر حرفهای زندگیاش را کاملا تغییر داده است و نقطه عطف کاری او هم به همین اتفاق مربوط میشود. این موضوع به زمانی برمی گردد که رحمانی 13 ساله بوده است، زمانی که بشدت به سینما علاقه مند بوده و اتفاقا یک سینما نیز نزدیک مدرسه آنها وجود داشته و او به همراه دوستش در اوقات بیکاری به آنجا میرفته است. یکی از آن روزها با برگزاری جشنواره فیلم کودک در اصفهان مصادف میشود: آن روز طبق معمول برای دیدن فیلم به سینما رفته بودیم که با دو نفر فیلمساز آلمانی برخورد کردیم. آنها آمده بودند از جشنواره کودک فیلم بسازند و میخواستند برای تولید برنامهشان از 2 کاراکتر نوجوان اصفهانی استفاده کنند، چون برنامه ایرانی بود و از ما خوششان آمد، از من و دوستم تست گرفتند. هر دو مجری برنامهشان شدیم و به واسطه آن برنامه با کارگردانها و بازیگرها و... آشنا شدم و با آنها ارتباط برقرار کردم. در آن مدت، بیشتر با مقوله سینما آشنا شدم و علاقهام به این هنر جدیتر شد تا اینکه مسیر سینما را از دانشگاه طی کردم و اکنون فیلمساز هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم