در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا تو عزیز سفر کردهام! باید کم کم بار و بندیل ات را جمع و جور کنی برای دل بریدن از مدینه. شهری که شعاعی از نور در هفت توی آسمانها دارد. باید با جای جای مدینه آهنگ وداع سر دهی و آخرین دل سرودهها را زمزمه کنی. شاید برای همیشه، شاید هم تا فرصتی دیگر، اگر توفیق یار شد و عمری باقی ماند. به سرعت برق و باد باید بگذاری و بگذری.
فرصت حضور در مدینه کوتاه است. کوتاهتر از آن که به همه جایش سرکی بکشی و خود را در کنار صحابه پیامبر، ابوذر، مقداد و سلمان ببینی. عمر سفر کوتاه است به کوتاهی آفتاب نیمروز.
هر جا که رفته باشی هنوز هم زوایایی از تاریخ مدینه برای تو نهان و پنهان است و آنجا که نرفتهای بسیار! مساجد غمامه، مباهله، علی ابن ابیطالب (ع)، حضرت فاطمه (س) و ابوذر غفاری کجاست و از آن چه میدانی؟ هیچ نشانی از مزار جناب عبدالله، پدر پیامبر این امت محمدی ندیدی.
تو ناخواسته غزل خداحافظ مدینه میخوانی، هر چند دل توفانیات تمنای حضور دارد. هنوز هم مثل روز اول در جستوجوی گمشده خویشی. در این غربت غریبانه، اشک اما، نشان از نشانه میگیرد وقتی سراغی از کوثر میگیرند.
محمد خامهیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: