در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند که این افراد به عناوین مختلف تلاشهای بسیاری برای توسعه مناسبات دوجانبه و چندجانبه و تاثیرگذاری بر تحولات عرصه بینالملل داشتهاند، اما در نهایت نهتنها چندان دستاوردی در این حوزه نداشتهاند بلکه هر روز در شرایط سختتری قرار گرفتهاند به گونهای که بسیاری از ناظران سیاسی سقوط هر کدام از آنها را دور از ذهن ندانستهاند. به عبارت دیگر این ائتلاف را میتوان ائتلاف شکستخوردگان دانست که به عناوین مختلف برای حفظ قدرت و ائتلاف فعالیت میکنند. شرح حال هر یک از آنها در حال حاضر این گونه است.
1) سارکوزی در کما: فرانسه به عنوان یکی از قطبهای ائتلاف با موجی از چالشهای داخلی و خارجی مواجه است. نیکلا سارکوزی که تلاش داشت تا خود را بزرگترین رئیسجمهور تاریخ فرانسه معرفی کند پس از 3 سال و نیم نهتنها به این مهم دست نیافته بلکه میزان محبوبیت وی به کمتر از 30 درصد تنزل کرده است. اعتصابها و تظاهرات گسترده مردمی علیه سیاستهای سارکوزی که فرانسه را در فضایی بحرانی فرو برد نمونهای کوچک از ناکامیهای سارکوزی است. هرچند که بهانه این اعتصابها افزایش سن بازنشستگی از 60 به 62 سال عنوان شده، اما در اصل موج سیاستهای نادرست سارکوزی در امور مختلف وی را در برابر مردم قرار داد به گونهای که اکنون اکثریت مردم فرانسه خواستار عدم کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 هستند. نکته بسیار مهم در اعتراضهای مردمی این کشور افشای واهی بودن ادعاهای این کشور در زمینه حمایت از حقوق بشر بوده که رسوایی بزرگتری را برای این کشور به ارمغان آورده است.
2) مرکل در سراشیبی: مرکل صدراعظم آلمان نیز در حالی اولین سال دور دوم کاری خود را سپری کرده که احزاب و گروههای سیاسی و مردم در برابر وی به صفآرایی پرداخته و خواستار دگرگونی اساسی در سیاستها و حتی ترمیم کابینه وی شدهاند. اکنون بیش از 50 درصد مردم آلمان دیگر اعتمادی به مرکل نداشته و سیاستهای وی را مغایر با اهداف کشورشان میدانند. تظاهرات اتحادیههای کارگری و تحرکات گروههای سیاسی برای سرنگونی دولت مرکل نشانهای از شرایط بحران حاکم بر این کشور است. تشدید سیاستهای ضداسلامی از سوی مرکل بر میزان اعتراضهای داخلی و جهانی به عملکردهای او افزوده است.
3) کامرون در ریاضت: شرایط دیوید کامرون نخستوزیر جوان انگلیس که چند ماه از دوران نخستوزیری وی میگذرد نیز مطلوبتر از سایر متحدانش نمیباشد. موج اعتصابها و اعتراضها به انگلیس نیز سرایت کرده است بویژه این که طرح ریاضت اقتصادی و نیز بودجههای رفاهی و اجتماعی خشم مردم را به همراه داشته است. البته وی با چالشی به نام چگونگی حفظ دولت ائتلافی لیبرال دموکرات ـ محافظهکار و نیز مقابله با تحرکات حزب کارگر برای بازگشت به قدرت نیز مواجه است که شرایط را برای وی سخت کرده است.
4) برلوسکنی متهم: سیلویو برلوسکنی نیز شرایط مشابهی مانند سایر متحدان خود دارد بویژه این که افشای رسواییهای اخلاقی و مالی وی در کنار تشدید بحران اقتصادی، موجی از اعتراضهای مردمی را به همراه داشته است. هر چند که وی توانست رای پارلمان برای ادامه حیات سیاسی خود را کسب کند، اما تاکید برخی گروهها بر خروج از ائتلاف و افزایش تظاهرات و اعتصابهای مردمی، حیات سیاسی برلوسکنی را در ابهام قرار داده است.
5) اوباما همچنان ناموفق: باراک اوباما در حالی دومین سال ریاست جمهوری خود را سپری میکند که وی نیز به رغم وعده تغییر نتوانست جایگاه مردمی را کسب کند. وی اکنون براساس نظرسنجیها با کمتر از 40 درصد محبوبیت منزویترین رئیسجمهور آمریکا در چند دهه اخیر این کشور لقب گرفته است. ناکامیهای وی چنان گسترده شد که بسیاری شکست حزب دموکرات در انتخابات میان دورهای کنگره را دلیل سیاستهای وی میدانند. ناظران سیاسی تاکید دارند که احتمالا اوباما رئیسجمهور یک دورهای باشد بویژه این که دموکراتها نیز از وی چندان حمایتی نمیکنند و صرفا برای حفظ قدرت در کنار وی باقی ماندهاند. شرایط اوباما چنان بحرانی است که وی برای کاهش انتقادها بسیاری از نزدیکان و مشاوران خود را تغییر داد. رفتن رام امانوئل رئیس کارکنان کاخ سفید و جیمز جونز مشاور عالی امنیت ملی اوباما ازجمله این تغییرات است.
ریشههای بحران
بررسی ریشهای تحولات آلمان، ایتالیا، انگلیس، فرانسه و آمریکا نشان میدهد که سقوط این متحدان دارای دلایل متعددی است که بسیاری از آنها در میان این کشورها مشترک است ازجمله هر 5 کشور در حوزه اقتصادی به رغم ارائه بستههای صدها میلیون دلاری با شکست و ناکامی مواجه شدهاند. اکنون سیلی از لشکر بیکاران، فقرا و نیازمندان به کمکهای دولت در این کشورها مشاهده میشود که خشم مردمی را به همراه داشتهاند. مردم تاکید دارند که وابستگی دولتهایشان به نظام سرمایهداری و تاکید بر سیاستهای جنگطلبانه دلیل بحران اقتصادی کشورشان است و اکنون اقتصاد به عاملی برای سقوط دولتهای بسیاری از کشورهای غربی مبدل شده است. به گونهای که اکثر آنها برای فرار از بحران به سمت روابط با کشورهایی مانند چین و هند روی آوردهاند. البته آنها با امضای قراردادهای تسلیحاتی با کشورهای عربی و جنگافروزی در آفریقا به دنبال تامین منافع مالی هستند که بیشتر جنبه موقت داشته و نمیتواند تاثیر چندانی بر حل مشکلات این کشورها داشته باشد بویژه این که نارضایتی جهانی از عملکرد آنها انزوای آنان را تشدید کرده است.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: