در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار تا آنجا پیش رفته که باید اعتراف کرد اگر این روند به شکل فعلی ادامه پیدا کند جنگی از نوع سرد میان قدرتها و قدرت رسانه در خواهد گرفت و به زودی باید شاهد تغییرات در عرصه کار حرفهای رسانههای جهان بود.
در سایت ویکی لیکس آمده که ما بر آنیم که کاری برعکس نهادهای امنیتی و حفاظت اطلاعات در جهان امروز انجام دهیم. این سایت ادعا میکند ویکیلیکس سازمانی متشکل از گروههایی با هدف واحد در سراسر جهان است که توسط جولیان آسانج، یکی از طرفداران آزادی اطلاعات که زمانی هکر بوده، بنیانگذاری شده است. او و همکارانش که اغلب وکیل هستند برای حفظ هویت افشاکنندگان از راهنمایی کارشناسانی مانند بن لوری که از پیشگامان تعریف پروتکل امنیتی اساسال برای انتقال امن اطلاعات از طریق اینترنت است، بهره میبرند.
در بررسیهای دقیقتر باید گفت خود این تارنما در حال حاضر بیشتر شبیه به یک سازمان جاسوسی در قالب یک رسانه تحقیقاتی و حقوقی عمل میکند و در انتشار اسناد گزینش را از نظر دور نمیدارد. ویکی لیکس در معرفی خود سعی دارد مخاطبان خود را متوجه کند که آنها کاملا مستقل هستند و در مسیر آرمانهای دنیای بدون خشونت، مبارزه علیه فساد، سوءاستفاده از قدرت، دولتهای قانونگرا، رعایت حقوق بشر و ارزشها قدم برمیدارد. اگر چه این سامانه از ابتدا تاکنون روشن نساخته که از منظر تامین منابع مالی و اعتباری چه کسانی در پشت صحنه دست یاری دادهاند، اینگونه وانمود میکند که با یاری علاقهمندان و مردم مخارج خود را تاکنون تامین کرده است.
«جولیان آسانج» موسس ویکی لیکس در دفاع از اقدام خود میگوید «یورشی که جنگ به واقعیات برده مدتها پیش از آغاز جنگ بوده است و مدتها بعد از پایان آن نیز ادامه خواهد داشت». این چهره جنجالی این روزهای فضای سایبری میافزاید «این اقدام تابیدن نوری بر واقعیت بوده است و سایت ویکی لیکس امیدوار است که برخی از ضرباتی که به واقعیتها زده شده است را جبران کند.» مخالفت با افشاگریهای سایت ویکی لیکس از چند زاویه متفاوت و گاه متضاد ابراز میشود که مهمترین آن از سوی محافلی است که بدرستی نسبت به نقش پشت پردهای که این گروه بازی میکند مشکوک هستند.
این سایت میگوید که هرگونه سند سیاسی طبقهبندی شده، سانسور شده یا اسنادی سیاسی و دیپلماتیکی را که به هر دلیلی افشا نشده، میپذیرد، اما در عین حال اطلاعاتی که بر پایه شایعات و اظهارنظرها باشد در این سایت جایی ندارد. این سایت همچنین هر نوع گزارشی که قبلا منتشر شده باشد پوشش نمیدهد.
گستردگی حجم اطلاعات افشاشده و ماهیت این اسناد فاششده نشان میدهد که اقدام ویکی لیکس را بیشتر میبایست در راستای قدرت سایبری و اینکه هیچ اطلاعاتی در جهان دیجیتال کنونی قابل پنهان نخواهد بود، ارزیابی کرد.
ظاهرا باید باور کنیم که با هجوم جنبشهای مدنی و سیاسی به جهان اینترنت برای مبارزه با سانسور و... هم اکنون گستره فعالیت این پدیده جدید در بازگشایی هزارتوی قدرت امنیتی ـ نظامی، عملیاتی شده است و به نظر میرسد که از این پس هیچ رازی برای همیشه محرمانه نخواهد ماند، اما باید عاقل بود و دانست که این یک روی سکه است و آن روی سکه در هالهای از ابهام است.
ویکی لیکس ادعا میکند که از زمان آغاز فعالیتش تاکنون با بیش از 100 دعوای حقوقی روبهرو بوده است. این سایت در ابتدا توسط شرکت سوئدی «پی ریکویتو» که ارائه دهنده خدمات اینترنتی است، پشتیبانی میشد.
این شرکت سوئدی میگوید: «اگر ارائه این خدمات در سوئد قانونی است، ما این کار را خواهیم کرد و به فعالیتمان در این زمینه صرفنظر از فشارهایی که برای مسدود کردن این سایت وجود دارد ادامه میدهیم.»
آقای آسانج به بیبیسی گفته است که این سایت اخیرا پیشرفت زیادی کرده و توانسته اطلاعات فوقالعادهای به دست بیاورد.
آقای آسانج میگوید: «ما امیدواریم که با تغییرات پیش آمده در این سایت بتوانیم منابع مستقل اطلاعاتی در سراسر جهان ایجاد کنیم و همچنین بتوانیم به عنوان میانجی بین منابع اطلاعاتی و روزنامهها عمل کنیم.»
مدیر ویکی لیکس همچنین میگوید: «ما ضمن حفاظت از منابع اطلاعاتیمان، همانند یک میانجی بیطرف در این مورد عمل میکنیم.»
میتوان گفت کارکرد ویکی لیکس شاید شروع جنگ سرد جدیدی باشد که این بار نه بین اردوگاههای رقیب که بیشتر در حریم منازعه بین «نهاد قدرت» و «قدرت رسانه» در حال وقوع است.
اینبار ویکی لیکس پای ایران را هم به میان آورد
بخش مهمی از اسناد تازهای که ویکی لیکس منتشر کرده به ارزیابی دولت آمریکا از دخالت ایران در عراق طی این سالها مربوط میشود که براساس آن ادعا شده که سپاه پاسداران ایران حمایتهای زیادی از شبهنظامیان شیعه عراقی کرده است.
اسناد منتشر شده ویکی لیکس شامل گزارشهای متعدد و مواردی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و بویژه نیروی قدس متهم به آموزش شبهنظامیان شیعه عراقی، ارسال سلاح، راکت و بمبهای دستساز پیشرفته میشود.
این مدارک ادعا میکنند نیروی قدس با حزبالله لبنان، شبهنظامیان شیعه عراقی را در اردوگاهی در نزدیکی قم آموزش میدادند که برخی مقامهای عراقی و همینطور سربازان آمریکایی را گروگان گرفته یا به قتل برسانند.
در برخی موارد خود رسانههای غربی معتقدند منابعی که این اخبار را به ارتش آمریکا دادهاند چندان موثق نیستند، اما در موارد متعدد دیگری ادعای دخالت سپاه در انفجارهای عراق تکرار شده که البته چنین ادعاهایی قبلا هم توسط دولتهای آمریکا و... رسانهای شده بود و موضوع جدیدی مطرح نشده است.
ویکی لیکس در اسناد جدید خود ادعا کرده که 3 آمریکایی که سال گذشته در خاک ایران دستگیر شدهاند در قسمتی از خاک عراق دستگیر شده و به زور به خاک ایران منتقل شدهاند.
اما ایران در اولین واکنش به انتشار گزارشهای محرمانه ارتش آمریکا توسط گروه «ویکی لیکس» هویت و استقلال کسانی که این گزارشها را منتشر کردهاند زیر سوال برده و محتوای گزارشهای مربوط به ایران را تکذیب کرده است.
رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران روز سهشنبه 4 آبان (26 اکتبر) در یک کنفرانس خبری گفت: «فکر میکنیم مطالبی که به ظاهر به طور مستقل منتشر میشود دارای اهداف مشکوکی است.»
او گفت: «معلوم نیست انتشار این اسناد با چه نیات، توسط چه کسانی و با چه ارتباطی دنبال میشود» و افزود که مطالب منتشر شده در این اسناد و اتهامات وارد شده به ایران به هیچ وجه مورد تایید نیست.
سایت ویکی لیکس مدعی است که استقلال دارد، اما چندسالی است که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند. اگر به دقت خروجی کار آنها را بررسی کنیم درمییابیم در پوشش رفتارهای حقوقی خود بشدت تحت تاثیر گرایشات سیاسی چپ بینالمللی هستند. زمانی جمله فوق را میتوان تایید کرد که در نوع گزینش اسناد منتشره از سوی این تارنما جهتیابی آن را به دقت دنبال کنیم.
در آخرین مرحله از افشاگری این گروه، نئومحافظهکاران آمریکایی مورد هدف قرار گرفتهاند و در آستانه انتخابات میاندورهای پارلمانی آمریکا دموکراتها راجع به افشاگری ویکی لیکس سکوت اختیار کردهاند و راضی به نظر میرسند.
ویکی لیکس این روزها با ایجاد فضای جنگ تبلیغاتی و روانی سعی میکند هر چه بیشتر خود را مطرح کند تا در آینده تاثیرات بیشتری بر تحولات دنیای امروز بگذارد. ویکیلیکس قبل از اینکه پای جمهوری اسلامی ایران را به میان آورد پای دولتهای دیگر منطقه را طوری به میان آورد که در بزنگاهی سرنوشتساز قرار گرفته بودند که مصداق بارز آن را میتوان دولت عراق نام برد.
تحلیلگران زیادی معتقدند که ویکی لیکس در ایران به دنبال هموار کردن راه برای کسانی است که امروز سعی میکنند افکار عمومی را آماده حمله و درگیری و ایجاد بحران جدیدی در منطقه کنند. آنچه ویکی لیکس امروزه انجام میدهد خواست لابی سیاسی در ایالات متحده و خواست زیرمجموعههای آن در جهان امروز است.
ویکی لیکس نوع مدرن و رسانهای جنگ قدرت است و نباید مقامات ایرانی از این پدیده جدید که در حال گسترش است غافل شوند و باید هرچه زودتر تدابیر بیشتری جهت خنثیسازی تاثیرات ویکی لیکس در نظر گرفته شود. بعد از انتشار آخرین مرحله افشای مدارک در این سایت رسانههای ایرانی کمتر به تجزیه و تحلیل و اهدافی که ویکی لیکس میتواند در ایران داشته باشد، پرداختند.
نباید فراموش کرد نام کسانی که در انجام عملیاتهای جنگی دخیل بودهاند نیز در این اسناد سیاه شدهاند و مدارک به شکلی حرفهای دستکاری شده است. این کار را یا ویکیلیکس انجام داده یا آن کسانی که اسناد را در اختیار ویکی لیکس گذاشتهاند. افزون بر این، پنتاگون اظهار میدارد که آنچه در این اسناد برملا شده رخدادهایی هستند که یا قبلا خبر آنها پخش شده، یا در کتابها مطرح شده و یا در فیلمهای مستند به نمایش درآمدهاند.
تنها نکته تازهای که در اسناد جدید منتشر شده به چشم میخورد این است که بسیار ماهرانه، نام جمهوری اسلامی ایران در برابر نگاه افکار عمومی جامعه جهانی نهاده میشود. ویکی لیکس به صورت حرفهای سعی داشته ایراداتی که رهبری آمریکا به جمهوری اسلامی ایران میگیرد را درست جلوه دهد و خواست جنگطلبان آمریکایی و اسرائیل که خواستار جنگ با ایران هستند به حق بداند؛ موضوعی که بیشتر ثابت میکند که ویکی لیکس نمیتواند مستقل باشد و پشت پرده دستهایی در کار است و باید منافع کسانی تامین شود.
ویکی لیکس میداند که اسناد که منتشر کرده قبلا هم به وسیله محافلی در آمریکا، انگلیس و اسرائیل مطرح شده است و ایران هم قبلا این ادعا را گوشهای از جنگ روانی دشمنان خود اعلام کرده است، پس انتشار دوباره آن چه موضوعی را اثبات میکند؟
ویکی لیکس سعی کرده عامل پشت پردهای که سبب کشته شدن جوانان آمریکایی است را ایران معرفی کند. البته مخالفت پنتاگون با انتشار این اسناد و اعتراض به این کار سبب میشود که اسناد، واقعی جلوه کنند، یعنی همان کاری که نیویورک تایمز به نمایندگی از سوی بسیاری از رسانهها، در عرصه بینالمللی انجام میدهد.اینک باید آن پرسش قدیمی را مطرح ساخت که اینها «به سود کیست؟»؛ به سود جنگطلبان در واشنگتن یا اسرائیل؟
فرشاد فرخزاد / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: