در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی ضدانقلاب در کردستان ناامنی ایجاد کرده بود. حسین از طریق بسیج، خودش را به کردستان رساند، اما به خاطر کمی سن و کوتاهی قد، بچههای سپاه او را برگرداندند و از خانوادهاش تعهد گرفتند تا دیگر به کردستان نرود. با آغاز جنگ تحمیلی حسین خودش را به خوزستان رساند. آنجا آنقدر اصرار کرد تا قبول کردند بماند. مدتی بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمی شدند و آنها را به بیمارستان ماهشهر بردند و به محض یافتن بهبودی نسبی دوباره به خرمشهر برگشت.
روز هشتم آبان 1359 حسین فهمیده و محمدرضا شمس، در نزدیکترین سنگرها به دشمن، کنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود. حسین وقتی دید که 5 تانک عراقی، مغرورانه پیش میآمدند تا رزمندگان ایرانی را محاصره کنند. تنها راه نجات رزمندگان را در فدا کردن خودش دید.حسین فهمیده تنها شهید دانشآموز 13 ساله ما نیست. «بهنام محمدی» هم یک دانشآموز 12 ساله خرمشهری بود که در کوچه پسکوچههای شهرش آنقدر جنگید تا به شهادت رسید. «سیاب خیام» دختر دانشآموز 12 ساله سوسنگردی با دست خالی به جنگ بعثیها رفت و به شهادت رسید. خاک جنوب ایران، از دستان کوچک 36 هزار دانشآموز شهید ایرانی، خاطرهها دارد.
پروانه میرزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: