یادمان نرود

آمارش را دارم!

کد خبر: ۳۶۴۴۲۵

به هرحال سراغ تقویم رفتم و دیدم نخستین روز این ماه، روز «آمار و برنامه‌ریزی» نام دارد. دیدن همین نام، مرا به فکر فرو برد.

شاید خیلی‌ها این روز را روزی متعلق به بخش‌های خاصی از جامعه بویژه دولتی‌ها بدانند، جاهایی مانند سازمان آمار یا معاونت برنامه‌ریزی و... برای ارائه عملکرد یا سخن از برنامه‌ها و آنچه در دست اقدام دارند.

اما شاید بتوان جور دیگری هم به این روز یا بهتر است بگوییم به این نام نگریست. شاید بتوانیم به بهانه این نامگذاری ـ هر چند که چند روزی هم از آن گذشته باشد ـ از خودمان شروع کنیم.

دوستی دارم که هر وقت در جمعی حاضر باشد و از کسی که غایب است، صحبت به میان آید بلافاصله می‌گوید: می‌دانم، آمارش را دارم...

به نظرم رسید می‌شود در خلوت، به دلمان رجوع کنیم و ببینیم از خودمان هم آماری داریم؟

ببینیم درصد بیکاری و کم کاری‌هایمان بالا رفته یا پایین آمده؟

ببینیم آمار و ارقام کتاب و نشریه خواندن و فیلم دیدن‌مان چگونه است؟

ببینیم در یک سال یا یک ماه گذشته، چقدر رفته‌ایم و چه میزان مانده‌ایم؟

ببینیم آمار دوستی‌ها و دوست‌داشتن‌ها چگونه است؟

ببینیم با دلمان چند درصد روراست بوده‌ایم؟

خلاصه ببینیم چه کرده‌ایم و چه نکرده‌ایم؟

اصلا چه خوب می‌شد اگر ما آدم ها هم مانند اصناف یک سال مالی برای خودمان داشتیم و یک روز آخر سالی که به حساب خودمان می‌رسیدیم، چه خوب می‌شد دفتر روزانه‌ای داشتیم برای ثبت آنچه هر روز انجام می‌دهیم و دفتری برای ثبت کلیات.دفترهایی محرمانه که کسی به آنها دسترسی نداشت، جز خودمان به هنگام حسابرسی!

اما این رسیدگی ـ اگر بپذیریمش ـ فرقی اساسی با حساب و کتاب تجار و شرکت‌ها دارد، آنجا باید همه چیز علنی و رو باشد، باید یکی دیگر بیاید و دفترها را بررسی کند، تاجر یا مدیر مالی باید پاسخگوی یک مامور باشد که می‌آید تا خطایی از آن چه ثبت شده بگیرد.

اما اینجا باید دفتر و دستک دلمان را برداریم و برویم در خلوتی، در یک پستویی که هیچ کس نباشد، خودمان باشیم و خودمان و خودمان و به حساب خودمان برسیم. به قول آن دوست، آمار خود را بگیریم تا ببینیم چه کاره‌ایم.

تا ببینیم هر روزمان چگونه گذشته، تا ببینیم چه کرده‌ایم و چه نکرده‌ایم.

راستی چه خوب می‌شد اگر می‌توانستیم این گونه باشیم و این چنین عمل کنیم.

یادمان نرود که بالاخره روزی باید حساب و کتابی پس بدهیم، چه خوب که پیش از آن امتحان، آماده باشیم.یادمان نرود، دفتر و دستک دلمان را هم ورقی بزنیم. یادمان نرود.

علی مهربان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها