گروه سل چگونه و با چه هدفی شکل گرفته است؟
من از دوران کودکی موسیقی تحصیل کردم و در همان زمانهایی که با موسیقی به واسطه خانوادهام که اهل فرهنگ، ادب، هنر و ادبیات بودند، آشنا شده بودم همیشه به این فکر میکردم که یک روز انسان باید دست به خلاقیت و تولید بزند و تنها شنونده نباشد. با این ایده حدود 15 سال پیش گروه موسیقی سل شکل گرفت. با تشکیل گروه، تمرینات را آغاز کردیم تا جایی که به کنسرت و همچنین ضبط یک آلبوم هدایت شدیم.
بعد از ضبط آلبوم، آن را برای انتشار به مراکز مختلف بردیم که خوشبختانه این امکان فراهم شد. ولی اصولا با آن چیزی که ما فکر میکردیم از نظر مدت زمان چاپ و تکثیر، یک مقدار متفاوت بود. یعنی این که آن زمان موسیقیها تنها به شکل کاست بود و این خود معضلی برای هنرمندان بود چرا که روی این کاستها میشد هر چند بار موسیقی ضبط کرد که این کیفیت کار را پایین میآورد.
این مشکل در کنار دیگر مشکلات از جمله طولانی شدن مراحل انتشار کارها، واکنش ناشرین در عدم استقبال مردم از موسیقی کلاسیک و... ما را بر آن داشت که نشر کارها را خودمان عهدهدار شویم. بر این اساس گروه و موسسه موسیقی «سل» تشکیل شد که بتوانیم از طریق آن همه کارهای خودمان را انجام دهیم البته تا قبل از شکلگیری چنین مرکزی، 4 آلبوم تابستان، پاییز، زمستان و شادی را منتشر کرده بودیم. در طول این سالها هم کار نیایش، در آفرینش، مینیاتور، ستایش، آوای صلح و امسال هم فراسو را منتشر کردیم.
هدف شما از شکلگیری چنین گروهی تولید موسیقیهای کلاسیک دنیا در ایران بوده یا اینکه قصد داشتید اندیشههای خودتان را نسبت به موسیقی کلاسیک در ایران ارائه دهید؟
دقیقا من میخواستم اندیشههای خودمان را در مورد موسیقی در اختیار دیگر دوستانم قرار دهم. در این راه هیچ وقت نیز مدعی نبودهام که ما بهتر فکر میکنیم، بلکه تلاشم بر این بوده که سلیقهمان را به مخاطب ارائه دهیم. در واقع انجام چنین کاری ما را به مجامع بینالمللی کشاند به جاهایی که من ادعا میکنم هرگز تا به امروز در تاریخ موسیقی ایران هیچ گروهی راه نیافته. به عنوان مثال ما با ارکستر جهانی پاریس ساز زدیم که اولین بار بود که یک گروه ایرانی در ارکستر قرن 21 پاریس حضور مییافت. یا اجرا در جشنواره اروپا و پس از آن در بسیاری از کشورها و جشنوارهها که البته همه اینها برای ما تجارب بسیاری به همراه داشت.
در این سفرها و در این راهی که طی کردیم که گاهی خیلی سخت و گاهی اسرارآمیز بود بسیار چیزها یاد گرفتیم و نشان دادیم ما هم میتوانیم ایدههای خودمان را بیان کنیم. من معتقدم هرشخص نحوه بیان خودش را دارد و ما هر روز با حضور در این مجامع به آن ضعفهای بشری خودمان بیشتر پی میبردیم و به دیگرانی که خیلی خوبتر از ما بیان کرده بودند، بسیار احترام گذاشتیم. البته تازه فهمیدیم چه میگوییم، چه میخواهیم و چه باید انجام دهیم و هنوز هم این فعالیت ادامه دارد.
من به شخصه معتقد نیستم که موسیقی کلاسیک برای جای دیگری است برای شرق یا غرب. بلکه معتقدم که موسیقی کلاسیک میراث جهانی بشریت و همانند سازمانی است که همه ملتها در آن نماینده دارند البته بعضی با سوابق بیشتر و بعضی کمتر. ما هم به نمایندگی از کشورمان که البته اگر لایق باشیم در این سازمان و جمع حضور یافتهایم و کارهایی را انجام میدهیم.
با توجه به اینکه غربیها موسیقی کلاسیک را انحصارا برای خودشان میدانند، با اجرای این نوع موسیقی توسط گروه شما در خارج از کشور، چه واکنشهایی را از مخاطبان این کشورها داشتید؟
در اوایل با یک حالت تعجب که مگر میشود نوازندهای غیر از خودشان موسیقی استاندارد نیز اجرا کند، نگاه میکردند، اما بعدها دیدند که شدنی است. ما سعی کردیم با اجرایمان تصویر زیبایی از موسیقی ایران را برایشان ترسیم کنیم به طوری که بعضی مواقع از اجرای ما متوجه میشدند که در یک کشوری چه آهنگسازی وجود دارد.تنها نکته جالب در این بود که علیرغم اینکه میگفتیم ایرانی هستیم و پرچممان هم در اجراهایمان میگذاشتیم باز از ما میپرسیدند کجا زندگی میکنید. وقتی میگفتیم در ایران هستیم و کار میکنیم برایشان خیلی جالب بود چرا که به خاطر بعضی تبلیغات غلط، غربیها فکر میکنند که در ایران فرهنگ و هنر وجود ندارد. بر این اساس ما باید همه تلاش نماییم و با انتشار آثار و برگزاری کنسرتهایمان دید آنها را نسبت به فرهنگ و هنر و خصوصا موسیقی ایران گسترده کنیم.
در تولید این 11 آلبوم گروه چه تغییراتی در ساختار و نحوه نگرش شما به موسیقی کلاسیک و روند آن در ایران پدید آمده است؟
در این سالها یک تعداد از اعضای گروه ما تغییر کردند. یک عده برای تحصیل، یک تعداد برای زندگی و... مجبور به جدایی از گروه شدند، اما من از همان ابتدا به عنوان خادم سل و آقای پویا کشاورز یکی از اعضای قدیمیتر ما که در اکثر آلبومها نواختهاند در گروه بودیم و بعدها دیگران نیز وارد شدند، اما هیچ وقت گروه با رفت و آمد اعضا به نقطه اولیه خودش برنگشت.
هر بار گروه پیشرفت کرد و نوازندههای جدید خودشان را با شرایط جدید وفق میدادند.
با یک نگاه به گذشته و روند گروه متوجه میشوم که هیچ وقت وارد فضاهای مسموم ـ که گاهی شایعات و گاهی کوبیدن همدیگر بود ـ نشدیم و سعی کردیم وارد هیچ مقوله خاصی نشویم چون ما صرفا کار علمی میکنیم و با هیچ موضوعی نه مخالفت و نه موافقت داریم ما فقط دنبال راهی به جلو هستیم.صدای سل صدای خاصی است که من همیشه آن را دوست داشتم.
در آلبومهای شما آثار آهنگسازان ایرانی کمتر دیده میشود آیا به این دلیل است که کسانی که در گذشته موسیقی ایران، موسیقی کلاسیک اجرا میکردند جایگاه خاصی از نظر نوع اجرا و نحوه نگرششان به این ژانر ندارند یا اینکه در مقابل آثار آهنگسازان دیگر کشورها نسبت به ایرانیها در رتبه بالاتری قرار دارد؟
نه اصلا این طور نیست. قطعاتی که برای موسیقیدانهای ایرانی است بسیار با ارزش هستند اما ما در اجرای این آثار با یک معضل مواجه هستیم چرا که در اجرای آثار این هنرمندان تمامی خانواده آنها با ما تماس میگیرند و میپرسند که آیا از ما اجازه چنین کاری را گرفتهاید و این یعنی وارد شدن به مسائل دیگر. به همین خاطر چون چندینبار این اتفاق افتاده و ما ناخواسته وارد مسائل حاشیهای زیاد شدیم ترجیح میدهم دیگر چنین کاری نکنم.
این در حالی است که در همه جای دنیا قانون کپی رایت وجود دارد و ما اجازه این را خیلی ساده میگیریم و آثارشان را اجرا میکنیم. البته خوشبختانه شرایطی در حال به تصویب رسیدن است که دیگر این قبیل اتفاقات نیفتد و دیگر با اجرای آثار آهنگسازان مختلف کسانی به ما نگویند چرا این اثر را برداشتید.
چرا آثار ساخته شده خودتان را در آلبومهایتان نمیآورید؟
قبلا من سعی میکردم کارهای خودم را در سیدیهایم بیاورم، اما در انجام این کار هم با حرفی مواجه شدم که دیگر از این کار منصرف شدم چرا که شنیدم گفتند که مهآبادی خودش را در کنار بتهوون قرار میدهد با این گفته من فورا کارهایم را حذف کردم چون اصلا چنین ادعایی وجود نداشت. ما یک آلبوم منتشر میکنیم و هر کس صاحب اسم خودش است.
ما حتی در 11 آلبوم منتشر شدهمان هم حتی عکسی از خودمان نگذاشتیم چرا که معتقدیم کار گروهی است و اگر یک روزی مهآبادی هم نبود سل میتواند ادامه داشته باشد روی این اصل من همیشه از این خودداری کردم که شخص مطرح شود.
در واکنش به این موضوع نخواستید کارهای خودتان را در قالب یک آلبوم جداگانه منتشر کنید؟
چنین ایدهای وجود دارد حتی ما این روزها هفتهای یکبار یک جلسه در دفتر خودمان کنسرت آموزشی ـ پژوهشی برگزار میکنیم که در این برنامه یک کار اول برای من و سپس کار بزرگان موسیقی اجرا میشود. البته تصمیم داریم در آینده نیز این آثار را منتشر کنیم.
چرا آثار آهنگسازان اروپایی در همه جای دنیا اجرا میشود، اما آثار ایرانیها اجرا نمیشود؟
برای جواب به چنین سوالی، این سوال پیش میآید که آیا ما آثاری را منتشر کردیم و در اختیار دیگران گذاشتیم که آنها بتوانند اجرا کنند. به نظر من آثاری شکل جهانی پیدا میکنند که انتشار جهانی هم داشته باشند. آثار آهنگسازان دنیا با کیفیت فوقالعاده در سطح دنیا منتشر میشود ولی ما از چنین چیزی بیبهره هستیم ما حتی کتابهایمان نیز به زبان جهانی نوشته نمیشوند تا بتوانند به کتابخانههای دیگر کشورها راه یابند.
متاسفانه این کار هیچ وقت اتفاق نیفتاده و این خود باعث گردیده که موسیقی، هنر و سازهای ما در شکل فوقالعاده خودش نمود پیدا نکند.
جای تاسف است که مدیران فرهنگی ما آنقدر درگیر مسائل دیگر هستند که فرصتی برای پرداختن به این موضوعات ندارند. البته ناگفته نماند که یکسری از موسیقیهای ما نمیتوانند در دنیا به دلیل علائم خاصی که فقط مربوط به موسیقی ماست، اجرا شوند، اما آنها را هم میتوان با تغییر علائم جهانی کرد.
در برخی قطعات باخ دیده میشود که بر مبنای ملودیهای محلی تنظیم شده، آیا ما میتوانیم برخی قطعات کلاسیک را با موسیقی محلی خودمان تلفیق کنیم؟
من اصولا با تلفیق مخالفم اگر هم کارهایی انجام میشود من زیاد نمیپسندم. اگر یک آهنگساز به طور آگاهانه کاری را بنویسد که رنگ و بوی شرقی داشته باشد، بسیار از تلفیق متفاوت است، اما این که ما کاری از ابوالحسن صبا را با سمفونی بتهوون تلفیق کنیم اصلا نه برای ما و نه برای بتهوون خوب نیست. همه ملودیهای جهان اعم از آثار باخ، بتهوون و... به نوعی با تاثیرپذیری از محیط و جامعه خودشان ایجاد شدهاند بنابراین آهنگسازی هم که در ایران زندگی میکند کاملا از محیط خودش میتواند الهام بگیرد.
ما یک زمان در ارکستر سمفونیک تهران بومیوار باغچهبان را اجرا میکردیم که کاملا بومی بود و یا از مرحوم سنجری تابلوهای ایرانی را میزدیم که کاملا ایرانی بود، اما هر ارکستری در دنیا میتواند این آثار را بنوازند چرا که کاملا استاندارد نوشته شدهاند.
پس چرا جهانی نشدهایم؟
به نظر من انواع موسیقیها در غرب و شرق ساخته میشود که همه نشان از این دارد که هنرمندان به دنبال راهی برای رفتن به جلو هستند و این طور نیست که متفکران موسیقی ایران مطرح نیستند، هستند، اما ما کمتر آثار آنها را منتشر کردیم به همین خاطر جهانی نشدهاند.
امیر سعید بورنگ / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم