در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدتی است که مجموعه قفسی برای پرواز از شبکه یک سیما پخش میشود؛ سریالی که در فاز اول آن شاهد روزهای جنگ هستیم. برای آگاهی از چگونگی ساخت این مجموعه بر آن شدیم با تعدادی از دستاندرکاران آن گفتوگو کنیم.
این مجموعه مخاطبانش را جذب میکند
مهدی ایراننژاد، تهیهکننده مجموعه، در پاسخ به این سوال که قصه این کار چطور شکل گرفته است، گفت: قصه قفسی برای پرواز ابتدا در مرکز سیمافیلم تصویب شده بود و پس از این که سیمافیلم به بخش معاونت سیما سپرده شد، قرار شد این قصه به یک مجموعه نمایشی تبدیل شود. ابتدا نظرات توسط دوستان و همکاران سیما مطرح و سپس در اوایل خرداد 88 پیشتولید این کار در 6 فاز مختلف آغاز شد و در مرداد ماه همان سال نیز تصویربرداری را شروع کردیم. این تهیهکننده در پاسخ به این سوال که چه شد یوسف سیدمهدوی به عنوان کارگردان سکان این سریال را به دست گرفت، گفت: آقای سیدمهدوی جزو کارگردانان قدیمی سیما بود و پیش از این نیز با یکدیگر همکاری داشتیم و با توجه به شناختی که از هم داشتیم قرار شد هدایت قصه قفسی برای پرواز را ایشان به عهده بگیرد.
ایراننژاد درخصوص تعدد لوکیشنهای این سریال میگوید: اساسا ساختن کار تاریخی و جنگی بسیار سخت و دشوار است اما در نهایت تجربه دلپذیری خواهد بود. ما چون در ابتدا میدانستیم که با قصه پرتحرک و متفاوتی روبهرو هستیم، سعی کردیم از افرادی دعوت کنیم که با این فضا آشنا هستند، چرا که هر چقدر گروه هماهنگتر و حرفهایتر باشد، طبعا کار هم بهتر و راحتتر جلو خواهد رفت. وی در مورد انتخاب بازیگران این مجموعه توضیح میدهد: انتخاب بازیگران این مجموعه بیشتر به عهده احمد کاوری به عنوان نویسنده و مشاور کارگردان بود ایشان خیلی خوب به این مساله اشراف داشت. ایراننژاد معتقد است تا به حال قفسی برای پرواز توانسته مخاطبانش را جذب کند و در ادامه نیز جذابتر هم خواهد بود. البته این تهیهکننده بر این عقیده است که اگر این سریال به صورت یک شب در میان پخش میشد، بهتر بود چرا که ممکن است با این شیوه از پخش که به صورت هفتگی است، کار افت کند. ایراننژاد در پاسخ به این سوال که چرا اسم «پرندگان خارزار» به قفسی برای پرواز تغییر کرد، گفت: از ابتدا هم قفسی برای پرواز برای این قصه در نظر گرفته شده بود، اما در ادامه به نام پرندگان خارزار تغییر پیدا کرد، چون این اسم هم تداعیکننده رمانی با همین نام بود مجددا به اسم ابتداییاش برگشت. امیدوارم مخاطبان بتوانند با این سریال همذاتپنداری کنند.
یوسف سیدمهدوی، کارگردان مجموعه قفسی برای پرواز است. وی تا به حال در ارتباط با ژانر دفاع مقدس تلهفیلمی با نام عروس کوهستان را نیز کارگردانی کرده که در آن به حواشی جنگ پرداخته است. وی در مورد این که چطور کارگردانی این مجموعه را به عهده گرفته است، میگوید: خلاصهای از قصه را خواندم و از آن خوشم آمد و متوجه شدم که جای کار زیادی دارد بنابراین پس از صحبتهایی که با آقای اکبری، مدیر گروه حماسه و دفاع مقدس داشتم، کارگردانی این مجموعه را به عهده گرفتم. وی درخصوص این که چطور این بازیگران را در کنار هم قرار داده است، گفت: انتخاب بازیگران به عهده احمد کاوری بود، اما تلاش کردیم بازیگران را طوری انتخاب کنیم که با شخصیتها و کاراکترهای قصه هماهنگ باشند.
سیدمهدوی میگوید: ساخت این سریال حدود 13 ماه طول کشیده است و با شرایط جوی مختلف و سختی هم روبهرو بودیم، چراکه به هرحال 4?فصل را هنگام ساخت این کار تجربه کردیم. خیلی از مسائل غیرقابل پیشبینی بودند اما با این همه توانستیم کار را بخوبی پیش ببریم و شرمنده دوستان نشویم. سیدمهدوی در ارتباط با مشکلات ساخت این سریال اینگونه توضیح داد: بسیار دوست داشتم از فضای آپارتماننشینی صرف دوری کنم و مخاطبم را به مکانهای تازه ببرم. برای همین سختی این کار را به جان خریدم، البته تیم حرفهای و قویای هم در این کار مرا یاری کردند برای همین دشواری کار برایم آزاردهنده نبود. این کارگردان در پاسخ به این سوال که چقدر ساخت قصههای جنگی برای مخاطب امروز تلویزیون دلپذیر است، گفت: امروز ژانر دفاع مقدس و جنگ برای مخاطب جاافتاده است و در اغلب کشورهای دنیا نیز اثرهای مختلفی در این ژانر ساخته میشود، از جنگ کره گرفته تا ویتنام و جنگ جهانی دوم، بنابراین مهم این است که با چه زاویهای به این مساله نگاه کنیم تا بتوانیم مخاطب را جذب کرده و اشتیاق دیدن را در او به وجود بیاوریم باید طوری این نوع کارها را بسازیم که مخاطب نتواند پیشبینی کند آخر قصه چه خواهد شد.
سیدمهدوی در ارتباط با این مساله که آیا مخاطب توانسته با این سریال ارتباط برقرار کند یا خیر گفت: ما تلاشمان را کردیم و از زاویه متفاوتی هم به مقوله جنگ پرداختهایم. امیدوارم که مخاطب هم بتواند با این مجموعه همذاتپنداری کند.
قصهای جذاب و پرکشش
احمد کاوری در این مجموعه به عنوان نویسنده و مشاور کارگردان حضور داشته و البته انتخاب بازیگران هم به عهده او بوده است. گویا کاوری در این کار فیلمنامه را بازنویسی کرده است. وی در اینباره میگوید: فیلمنامه ابتدایی این کار در حدود 100 صفحه بود که از نظر ساخت خیلی قابلیتهای اجرایی و نمایشی نداشت و شخصیتهای قصه بسیار پراکنده بودند و از اینرو تاثیر چندانی در روند قصه نداشتند و همین طور قصه جوری به نگارش درآمده بود که نمیشد واقعیتهای تاریخی آن روزها را به شکلی جذاب ارائه کرد. بنابراین من فیلمنامه را از ابتدا نوشتم و تنها چند شخصیت اصلی از فیلمنامه اولیه باقی ماند و بقیه چیزها به طور کل تغییر کرد. مثل لحن داستان که از حالتی خشک و جدی به حالتی باورپذیر و ملموستر درآمد. کاوری میگوید: این دوبارهنویسی نزدیک به 9 ماه از وقت او را گرفته است و حتی هنگام تصویربرداری نیز مراحل بازنویسی ادامه داشته است. وی درخصوص انتخاب بازیگران گفت: سعی کردم بازیگران را طوری در کنار هم قرار بدهم که در تصویر برای مخاطب باورپذیر باشد و از طرفی خود بازیگران هم بتوانند با نقشهایشان ارتباط برقرار کنند. کاوری از نتیجه کار بسیار راضی است و معتقد است که کشش قصه مخاطب را تا آخر با خود همراه میکند. این نویسنده تنها یک گله دارد و میگوید: متاسفانه آنطور که باید برای این سریال تبلیغ نشده است و هنوز مخاطبان در برقراری با این سریال گنگ هستند. ای کاش میشد روابط عمومی سیما تبلیغات گستردهتری برای این مجموعه انجام دهد، چراکه زحمات بسیاری برای ساخت آن کشیده است.
از تجربه این کار راضی هستم
حسن سلطانی به عنوان تصویربردار در مورد حضورش در این سریال میگوید: از طرف آقای کاوری برای همکاری در این سریال دعوت شدم. آن زمان در شمال مشغول انجام کار دیگری بودم که به محض اتمام آن برای قرارداد به تهران آمدم و مشغول به کار شدم. به نظرم قصه این مجموعه از بار دراماتیک خوبی برخوردار بود و تجربه دلپذیری برایم رقم زد.
وی در مورد شیوه کارگردانی یوسف سیدمهدوی گفت: ایشان بسیار به کارش اشراف داشت و بخوبی با گروهشان ارتباط برقرار میکرد و یکی از ویژگیهای مثبت وی این بود که بسیار آرام و صبور کارش را جلو میبرد.
این تصویربردار درخصوص تعدد لوکیشنهای این سریال و سختیهای آن برای گرفتن تصاویر مختلف میگوید: من از سال 53 در این حرفه هستم و پس از سی و اندی سال کار کردن برایم سخت نیست، حتی اگر پر لوکیشن و خارج از تهران باشد. من میخواهم بگویم برخلاف آن که با یک سریال جنگی و تاریخی روبهرو بودم، اما کار برایم هم راحت بود و هم شیرین.
وی در پاسخ به این سوال که آیا مخاطب توانسته توسط دوربین او به سالهای 59 و 60 برگردد یا خیر، میگوید: من سعی کردم به واسطه رنگ و تصویر این سالها را برای مخاطب این مجموعه تداعی کنم، البته نمیدانم که تا چه حد موفق بودهام. اما تا امروز و با توجه به شنیدههایم فکر میکنم کارم را درست انجام دادهام.
سلطانی در پاسخ به این سوال که اگر بخواهد نقدی به کار خودش داشته باشد چه میگوید، گفت: معمولا هیچ کاری بیعیب و نقص نیست، بخصوص در حرفه ما. اما همه این کارها تجربههایی هستند برای بهتر بودن در آینده و به واسطه همین تمرینهاست که میتوانیم خودمان را برای کارهای آتی آماده کنیم.
عارفه، مظلوم و دوستداشتنی است
نفیسه روشن در این سریال عهدهدار نقش عارفه است. او تاکنون در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است. از کارهای روشن میتوان به مجموعههای ماهعسل، اغما، ساختمان 85 و ... اشاره کرد. وی ابتدا در مورد حضورش در این کار اینگونه توضیح داد: من درگیر بازی در سریال «ساختمان 85» مهدی فخیمزاده بودم که بازی در این سریال به من پیشنهاد شد و چون یک کار ارزشی بود، پذیرفتم که در قفسی برای پرواز بازی کنم. وی میگوید: من در زمان جنگ سن بسیار کمی داشتم و برایم جالب بود که حال و هوای آدمهای جنوب را در زمان جنگ به نوعی حس کنم. وی در مورد این که قصه این سریال را چقدر دوست داشته است، اظهار میکند: قصه توسط آقای کاوری دوبارهنویسی شد و در طول کار هم تغییر و تحولاتی باز شکل گرفت، اما خوشبختانه آن کشش و جذابیت وجود داشت و همین مساله باعث شد که تا آخر با انرژی مضاعفی کار را ادامه دهیم.
روشن نقش عارفه را اینگونه توضیح میدهد: به نظرم عارفه دختر معصوم و البته با قدرتی است. او با سایر نقشهای دیگرم فاصله بسیاری داشت، بخصوص لهجه جنوبی او این وجه تمایز را بیشتر میکرد. روشن میگوید: با لهجه صحبت کردن کار سختی بود، چراکه اگر آن را بد اجرا میکردم شاید مورد اعتراض هموطنان جنوبیام قرار میگرفتم، اما خوشبختانه آقای کاوری در این مورد ما را بسیار همراهی کرد و آموزشهای خوبی به ما داد.
نفیسه روشن از تجربه این کار میگوید: تجربه بازی در این سریال بسیار برایم دلپذیر بود، البته با توجه به این که همزمان در سریال ساختمان 85 هم بازی میکردم روزهای سختی را میگذراندم و فشار کار بسیار زیاد بود، اما خوشبختانه از نتیجه دو کار راضی هستم و به نوعی خستگی از تنم بیرون رفت.
نفیسه روشن در آخر عارفه را در یک جمله اینگونه تعریف کرد و گفت: عارفه مظلوم و دوستداشتنی است.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: