نقطه

دنیا، صبر نمی‌کند

تا که چشم به هم می‌زنی،‌ «امروز» می‌شود: «دیروز»؛ و این، در حالی است که «امروز» ـ همین «دیروز» ـ «فردا» بود!
کد خبر: ۳۶۳۴۶۶

جهان، منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند. دنیا، صبر نمی‌کند! ...

دنیا، صبر نمی‌کند؛ تا که سر فرصت، هرچه را که انتظار داری، بشود و، روی آورد.

زندگی، حاصل ضرب حرکت‌هاست؛ به طوری که اگر، در یک راه طی شده، «مسافت» را بر «زمان» تقسیم کنیم، از «سرعت حرکت» می‌توانیم سردرآورد؛

که یعنی «زمین» و «زمان» را ـ با یک دگر ـ نسبتی است به نام «سرعت»!

و هرجا که «حرکت» و «سرعت» نیست، انگار که زمان و زمین را ـ هم ـ با هم نسبتی نیست: جغرافیای زمین، سر بر خرابه‌های خود می‌گذارد و؛ تاریخ زمان، راه خویش، درپیش می‌گیرد و، بوده‌ها و نبوده‌ها را پشت سر می‌نهد.

و در این میان، انسان ـ این تنها موجود فرهیخته‌‌ی فرزانه‌ی خردمند خدایی اختیارمند ـ است، که با بهره‌گیری از جرات و جسارت ناشی از اندیشه و اراده و استعدادهای ناپیداکرانه‌اش، می‌تواند جای‌ـ‌گاه انسانی الهی‌اش را، به تعریف و توجیه و توضیح بنشیند؛ و ابعاد فراگیر جغرافیای تاریخی حیات را ـ در ضرباهنگ زمین و زمان ـ بر پرده پنهان آمال و، پهنه پیدای اعمال آدمی، به تجسم و تبلور بنشاند!

درست است که واقعیت خاکی آدمی، از همین سه بعد «زمین» ـ طول، عرض، ارتفاع ـ نشات می‌گیرد: اما، حقیقت خدایی‌اش، همان بعد چهارمی را خلق می‌کند، که زمان در روزگار و تاریخ، تجلی و تبلوری از آن است.

زمان، نردبان زندگی است؛

و همان گونه که می‌شود از آن بالا رفت، از آن به قهقرا ـ هم ـ می‌شود رسید!

انسان‌های آگاه و کنجکاو و هوشمند و خلاق، یقه‌ی زندگی را می‌گیرند؛ اما آنهایی که این‌گونه نیستند، این دنیای زندگی است که یقه‌ی آنان را می‌گیرد!

عمر، از جنس زمان است؛ که یعنی ـ به نوعی ـ هم می‌توان از آن فرا رفت، و هم می‌توان از آن فرود آمد!

جهان، یک فرآیند است. ایستگاه‌های هستی ـ هم ـ جاری است. هرلحظه، یک دنیاست. هرلحظه، یک دریاست. آن‌که دنیایش را، بخوبی، نمی‌تواند هماهنگ سازد؛ آخرت و فرجام خوبی ـ هم ـ یقینا، نمی‌تواند داشت.

تصمیم با شماست: دنیا، صبر نمی‌کند؛ این نیز بگذرد ... یا علی!

ابوالقاسم حسینجانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها