صدای سیدجمال را گم کرده‌ایم آنگاه که فریاد می‌زد زندگی در نکبت، حق مسلمین و انسان مسلمان نیست

سیدجمالی که نداریمش

روزها می‌گذرد و حادثه می‌آید و هنوز سیدجمال‌ها را کم داریم. هنوز فکر ما از چهار سوی خانه‌هایمان بیرون نرفته است و هنوز اسیر محله خودمان، شهر خودمان، نهایتا در ناپرهیزی شدید استان محل سکونت یا کارمان و باز نهایتا کشور خودمان هستیم.
کد خبر: ۳۶۳۳۹۹

مرزها حصاری شده‌اند برای این که از یاد ببریم امت اسلامی مملو است از دردها و رنج‌هایی که هیچ گاه به اندازه امروز زیاد نبوده است.

مسیر امثال سیدجمال‌الدین اسدآبادی رها شده است و دیگر نمی‌خواهیم جهانی بیندیشیم برای آن که درد نان امانمان را بریده است، نان یا طمع، حال موضوعی دیگر است درخور اختلاف! دیگر چقدر نیاز به برادرکشی‌ها در عراق داریم تا بیدار شویم، دیگر چند فلسطینی باید زیر بلدوزرها له شوند تا از خواب گران برخیزیم، دیگر به کدام زن افغان باید سرباز اجنبی دست‌اندازی کند تا مسلمین غیرتشان را بازیابی کنند؟

دیگر کجای عالم باید انسانی فریاد بزند که الغوث و باز هم سکوت سنگین و نفسگیر همراهش شود تا دریابیم که وقت بیداری است؟ یادمان رفته است با آمدن خورشید نمازمان قضا بدهکار و جامانده از لشگری هستیم که سربازی‌اش آرزو و طلب مقدسمان است. این روزها صدای سیدجمال را گم کرده‌ایم آن گاه که فریاد می‌زد زندگی در نکبت، حق مسلمین و انسان مسلمان نیست و امروز فلسطین همچنان غرق در خون است و ممالک اسلامی زیر چکمه‌های حرامیان بیگانه تحت اشغال و امروز زمین و روح را با هم به تصرف و استثمار دشمن بخشیده‌اند برخی از حاکمان متحجر و سیاه‌اندیش کشورهای عربی. بیداری اسلامی را خاک گرفته است و حتی مایی که قرار بود صادر کنیم این انقلاب با شکوه را خود را لابلای مشکلات و بعضا فتنه‌جویی‌های داخلی مغروق کرده‌ایم و غافل شده‌ایم. یادمان رفته است که هنوز کسانی از جای جای این کره خاکی چشم به دستان و نیات مردانه سیدجمال‌های قرن نشسته‌اند و... تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما... هستیم؟

وبلاگ بحران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها