متهم بیمار روانی بود

پرونده‌های جنایی دارای 2 نوع وکالت هستند. مجرمان این پرونده‌ها یا وکیل تسخیری دارند که دادگاه برای آنها تعیین می‌کند و در واقع وکالتی مجانی است و نوع دوم وکیل تعیین است که شخص متهم کسی را به عنوان وکیل به دادگاه معرفی می‌کند. علت این‌که دادگاه وکیل تسخیری تعیین می‌کند، این است که در پرونده‌های جنایی حتما وکیل باید حضور داشته باشد تا دادگاه رسمیت پیدا کند. ما به اقتضای شغلمان در پرونده‌هایی که دادگاه تعیین می‌کند، وکالت تسخیری متهمان را قبول می‌کنیم.
کد خبر: ۳۶۳۲۸۷

یکی از پرونده‌هایی که من به عنوان وکیل تسخیری در آن کار کردم پرونده مردی بود که به طرز فجیعی همسرش را به قتل رسانده بود.

زمانی که پرونده را خواندم برایم سخت بود که وکالت آن را قبول کنم اما شغل من وکالت است و باید از موکلم دفاع قانونی کنم. من اعلام وکالت کردم و از دادگاه اجازه ملاقات گرفتم. زمانی که به زندان رفتم و با آن مرد صحبت کردم، متوجه شدم او دچار اختلالات روانی است. این مرد حرف‌هایی می‌زد که یک فرد عادی نمی‌تواند چنین بگوید. او گاهی می‌خندید و گاهی گریه می‌کرد و گاهی می‌گفت همسرش را بحق کشته است و گاهی اظهار می‌کرد اشتباه کرده است و ...

نوع حرف زدن این مرد مرا بر آن داشت که در دفاعیاتم روی عدم تعادل روانی این فرد تمرکز کنم. روز دادگاه من ضمن دفاع از موکلم از دادگاه خواستم تا او را برای بررسی روانی به پزشکی قانونی معرفی کند. چرا که اولا خشونتی که این مرد در قتل همسرش به کار برده بود نشان از نوعی عدم تعادل روحی داشت و دوم این‌که او در گفتارش هم نشان می‌داد که مشکل دارد.

آن مرد در طول مدتی که با همسرش زندگی می‌کرده است، او را بارها کتک زده و چندین بار وی را آنقدر زده بود که زن بیچاره در بیمارستان بستری هم شده بود. جالب اینجاست که این مرد به یاد نمی‌آورد چه اتفاقی افتاده است.

وقتی از گذشته این مرد تحقیق کردم، متوجه شدم او در دوران جنگ در شهری زندگی می‌کرده که در مرز بوده است و زیر بمباران شدید عراقی ها. او دچار موج گرفتگی شده بود و مدتی هم در بیمارستان بستری بوده است.

به اصرار من این مرد به پزشکی قانونی معرفی شد و بعد از این‌که کمیسیون پزشکی برای او تشکیل شد، اعلام کردند این مرد دچار بیماری شدید روانی است و باید تحت مداوا قرار گیرد و قتلی که مرتکب شده نیز به دلیل همین عدم تعادل روحی است.

حکم دادگاه صادر شد و مرد متهم برای معالجه به بیمارستان روانی معرفی شد. من خواهر او را که در شهری دور افتاده بود، پیدا کردم و گفتم که برادرش به کمک احتیاج دارد. زن بیچاره با این‌که برایش خیلی سخت بود برای کمک به برادرش به تهران آمد و مرد جوان در بیمارستان بستری شد.

هرچند ابتدای کار دوست نداشتم این پرونده را قبول کنم و برای این‌که وظیفه قانونی ام را انجام داده باشم، این کار را کردم اما در پایان از کاری که کردم بسیار راضی بودم، چون توانستم به موکل بیمارم کمک کنم و جان او را نجات دهم. متاسفانه عراقی‌ها در جنگ 8 ساله نه تنها خیلی‌ها را شهید کردند، بلکه حملات صدام و سلاح‌هایی که او به کار برد، قربانیان زیادی گرفت.

منصور یاورزاده، قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها