یک شنونده برای تماس گرفتن با رادیو باید گوشی تلفن را بردارد و دقایقی پشت خط معطل بماند تا بتواند پیامش را به دیگر شنوندگان برساند. این اقدام هزینه بردار و وقت گیر است. ضمن این که فرد تماس گیرنده مطمئن نیست که صدایش از رادیو پخش میشود یا نه. صحبتهای این فرد از چند فیلتر میگذرد و پس از این که به لحاظ محتوایی و نحوه بیان به تایید برنامهسازان رسید، در چارچوب برنامه گنجانده میشود. ضمن این که باید شرایط زمانی برنامه را هم در نظر گرفت. چون معمولا برنامههای رادیویی با خیل پیامهای مردمی مواجه میشوند و باید از بین آنها دست به انتخاب بزنند.
با این حساب یک شنونده رادیو باید خیلی به این رسانه علاقه داشته باشد تا حاضر شود همه این سختیها را به جان بخرد.
تماسهای تلفنی برنامههای رادیو را در چند گروه میتوان دستهبندی کرد:
برخی برنامهسازان با طراحی یک سوال در قالب یک مسابقه روند حضور مخاطبان در برنامه را تسهیل میکنند. معمولا این سوال هر چقدر صمیمانهتر و فراگیرتر باشد، تعداد بیشتری از شنوندگان متقاضی پاسخ به آن میشوند. به عنوان مثال سوالات یکی از برنامههای شبانه رادیو جوان در هفتههای گذشته این موارد بود: شما برای فرزندانتان چه نامی انتخاب میکنید و چرا؟ آخرین باری که جوگیر شدید کی بود؟ اگر یک روز از عمرتان باقی مانده باشد چه میکنید؟
معمولا دایره مخاطبان اینگونه سوالات بیشتر است. چون به تجربههای زندگی روزمره مربوط میشوند و پاسخ دادن به آنها نیازمند داشتن اطلاعات خاصی نیست.
برخی وقتیها این سوالات جنبه نظرسنجی دارند و علایق و سلایق یک جامعه آماری را نشان میدهند. برخی برنامهها از شنوندگانشان میخواهند که از بین چند گزینه مطرح شده بهترین و پرطرفدارترین را انتخاب کنند. این گزینهها معمولا شامل بازیگران برتر، سریالهای تاثیرگذار، ترانههای به یادماندنی و... میشوند.
دسته دیگر برنامههایی هستند که پیامهای مردمی را صرفنظر از این که در قالب یا چارچوب خاصی قرار میگیرند یا نه، پخش میکنند.
در این برنامهها با خیل پیامهایی مواجه هستیم که تماس گیرنده، نظرش را درباره برنامه در حال پخش بیان میکند. این نظر میتواند تقدیر و تشکر یا انتقاد از یکی بخشهای برنامه باشد.
نکته جالب درباره این تماس گیرندگان این است که بیشتر آنها اشتیاق زیادی برای شنیدن صدای خودشان از برنامه دارند. حتما جمله کلیشهای «وقت برنامهتون رو بیشتر کنین» را تاکنون بارها و بارها شنیدهاید.
این جمله را اغلب کسانی میگویند که نظر خاصی درباره برنامه ندارند و صرفا برای خالی نبودن عریضه میخواستهاند یک چیزی بگویند. آنها تلفنهای سازمان را اشغال میکنند با این امید که نام و صدایشان از رادیو پخش شود.
در برخی تولیدات رادیویی بخشهای بعدی بر اساس خواست و سلیقه شنوندگان شکل میگیرد. به عنوان مثال گوینده برنامه از شنوندگان میخواهد که تماس بگیرند و ترانههای درخواستیشان را اعلام کنند. بنابراین تا پایان برنامه ترانههایی پخش میشود که شنوندگان به آنها اظهار علاقه کردهاند.
این تعامل دوطرفه موجب میشود که میزان رضایت شنونده از رادیو بالا برود، چرا که او احساس میکند در روند پخش محتوای نهایی کار به گونهای نقش و مشارکت داشته است.
بتازگی برنامه تلویزیونی رادیو هفت که ساختاری رادیویی دارد، بخشی از برنامهاش را به صدای مخاطبان اختصاص میدهد. بدین صورت که بینندگان با برنامه تماس میگیرند و در زمانی یک و نیم دقیقهای متن مورد نظرشان را میخوانند. گزیدهای از این تماسها در برنامه پخش میشود و هر هفته چند نفر از صاحبان صدا به برنامه دعوت میشوند. رادیو هفت که از اسمش هم پیداست میخواهد به ساختارهای رسانه رادیو نزدیک شود و شباهتهای زیادی به برنامههای رادیویی دارد.
انگار پخش صدای مردم به یکی از عناصر جدا نشدنی برنامههای رادیویی بدل شده که یک برنامه تلویزیونی هم برای اثبات وفاداریاش به رادیو به سمت این آیتم رفته است.
مخاطبان رادیو و تلویزیون خیلی علاقه دارند از خودشان ردپایی در یک رسانه پرطرفدار به جا بگذارند.
از آن طرف برنامهسازان هم علاقه زیادی به تماسهای شنوندگان نشان میدهند. آنها هر تماس را یک موفقیت به شمار میآورند و طبعا هر چقدر تعداد این تماسها بیشتر باشد، موفقیت برنامه مورد اشاره بیشتر است.
تماس شنوندگان با برنامه بازخوردی است که آنها نسبت به محتوای عرضه شده نشان میدهند.
دکتر محسنیان راد در مدل ارتباطی منبع معنی بازخورد را این گونه تعریف میکند. او میگوید: تجلی معنا در گیرنده موجب واکنشهایی میشود که به آن بازخورد میگویند.
از نظر او تا زمانی که این عکسالعمل به فرستنده اولیه پیام نرسد بازخورد نام نخواهد گرفت.
در نتیجه بازخورد حاوی تفسیر و ارزیابی مخاطب نسبت به فرستنده اولیه است.
اتکای برخی تولیدات رادیویی به این تماسهای تلفنی این قدر زیاد است که گاه میبینیم بخش اصلی محتوای برنامه بر این تماسها بنا شده است.
در شبکههای مختلف رادیویی با برنامههایی مواجه هستیم که بیشتر وقت آنها با صدای شنوندگان سپری میشود. این برنامهها متن مدون و از پیش تعیینشدهای ندارند، فقط گویندهای دارند که جواب پیامهای مخاطبان را میدهد. در لابهلای این گفت و شنود هم تعدادی ترانه، سرود و موسیقی پخش میشود. این رویکرد موجب میشود که یک برنامه رادیویی، چارچوب مشخص و شکل یافتهای نداشته باشد و در آن از هر دری سخنی شنیده شود. تماسهای مردمی در این گونه برنامهها نقش وقت پرکنی دارند و بیهدف و باری به هر جهت پخش میشوند.
یک برنامه استاندارد رادیویی باید حاوی میزان مشخص و تعیینشدهای از پیامهای تلفنی شنوندگانش باشد. این پیامها نشان میدهند که برنامه سرزنده و پویاست و بازخوردهای کافی را از طرف شنوندگانش دریافت کرده است، اما وقتی این میزان از حدش بگذرد، آش خیلی شور میشود و کثرت پیامهای باربط و بیربط مخاطب را از برنامه موردنظر دلزده میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم