بزن‌دررو

برخورد شدید با محتکران نامرد!

از آنجا که با هدفمند شدن یارانه‌ها و افزایش نرخ حامل‌های انرژی (نام باکلاس قبوض آب و برق و تلفن و... غیره!) امکان دارد عده‌ای افراد سودجو به فکر احتکار برخی اجناس در جهت افزایش کاذب قیمت آنها از طریق ایجاد مشکلات جنسی (مربوط به اجناس) بیفتند، فلذا دولت پیشاپیش اعلام کرده که با احتکارکنندگان کالا بشدت برخورد می‌کند. در همین راستا، وزیر محترم بازرگانی گوشزد کرده که اگر قرار بر هرگونه افزایش قیمتی باشد، مگر خود دولت چه کاره است؟ سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان وابسته به دولت، خودش این کار را انجام می‌دهد و احتیاج به دخالت احدالناسی هم نیست. حتی شما!...
کد خبر: ۳۶۳۰۱۶

تماس تلفنی مردمی: سلام پدر جان!... من در خدمتم که مطلب مهمی دارید. بد و بیراهی اگر به خود بنده و عرایض هر روزه‌ام هم اگر دارید، باز هم در خدمتم. فحش‌خور ما ملسه!

ـ نه پسرم، من با خود تو کاری ندارم. در امانی!... این نکته‌ای را که می‌خواهم عرض کنم، دقیقا نمی‌دانم چقدر مهم است، اینش را دیگر شما خودتان باید سبک سنگین کنید. من اینکاره نیستم.

بفرمایید پدر جان!... شش دانگ حواسم و بلکه هم بیشتر، پیش شماست.

ـ عرض شود که می‌خواستم یک تشکری بکنم از...

از بنده؟... خواهش می‌کنم. نیازی به تشکر نیست. طنزکاری در خونمان است.

ـ نه عزیز جان برادر!... تشکر از شما سرجاش. می‌خواستم از وزیر محترم بازرگانی تشکر کنم که همزمان با واریز یارانه‌ها در راستای برخورد با محتکران خدانشناس، نوید داده به مردم که بازرسان سازمان بازرگانی در کمتر از 30 دقیقه در محل تخلف واحدهای صنفی حاضر می‌شوند و به شکایات رسیدگی می‌کنند. و این یعنی که سه‌سوته پدر محتکران را در‌می‌آورند می‌گذارند پیش چشمشان تا دیگر هوس فتنه اقتصادی به سرشان نزند. شهر هرت که نیست اینجا!

خوشحالم که این مطلب را از شما می‌شنوم و از قضا، خود بنده نیز داشتم در همین راستا، چیز می‌نوشتم که مزاحم... ببخشید که مرتبط شدید. حالا به غیر از تشکر، اگر نکته دیگری هم دارید بفرمایید، وگرنه بروم سر چیز نوشتنم.

ـ بعد از ابلاغ پیشاپیش مراتب تشکر قلبی خود، می‌خواستم در جهت سهولت کار دوستان بازرس سازمان بازرگانی عرض کنم که حالا خیلی هم عجله نکنند. سر نیم ساعت هم نرسیدند در این ترافیک تهران، اشکالی ندارد؛ ما ناراحت نمی‌شویم. ما از اورژانس هم این توقع را نداریم تا چه رسد به سایر خدمتگزاران. حالا چه نیم ساعته، چه یک ساعته. چه به ساعت جدید، چه به ساعت قدیم!

گوشی را سرجاش می‌گذارم و قلم را از سرجاش برمی‌دارم که به عرایض خودم ادامه دهم؛ اما نمی‌دانم چرا دیگر چیزی به ذهنم نمی‌رسد. فکر کنم یک خرده‌ای قاط زدم به قول برو بچ امروز!... یک چایی دبش قندپهلو برای خودم می‌ریزم و مطلب را همینجا درز می‌گیرم. کی به کیه؟!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها