در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرشیدورد روز جمعه 8 دی سال 88 در حالی در 80 سالگی و در کنج سرای سالمندان دار فانی را وداع گفت که بجز معدودی از رسانهها و چهرههای ادبی درباره او کمتر نوشته و سخن گفته شد و حتی در این فاصله حدود یکساله نیز جز دانشکده ادبیات دانشگاه تهران کمتر محفل ادبی از او یاد کرد.
اما آن طور که روز گذشته خبرگزاری مهر گزارش داد گویا جفا به یکی از بزرگان ادبیات این سرزمین تنها محدود به دوران حیات و زندگی او نشده و پس از مرگ او هم جفای دیگری بر این چهره ادبی و سرمایههای او رفته است.
همه چیز از یک شنیدهای؟ ساده شروع شده است و اینکه دوستی از اهالی خبر از فروش کتابخانه شخصی و ارزشمند زندهیاد فرشیدورد توسط وارثان او به قیمتی نهچندان گزاف خبر میدهد.
سرنخ ماجرا شاعر جوان مهرداد امینهراتی است که از شاگردان قدیمی استاد است و امروز هم دانشجوی ارشد ادبیات فارسی است.
او در گفتوگویی بیان میکند که چندی پیش در یکی از کتابفروشیهای راسته انقلاب مشغول جستجو بوده است که ناگاه با مجموعهای از کتابهای ارزشمند ادبی روبهرو میشود که برخی از آنها حاشیهنویسی هم داشته است و از همه دردناکتر اینکه بخش قابل توجهی از مطالب دستنویس و تایپ شده استاد فرشیدورد هم که تاکنون منتشر نشده است در بین آنها وجود داشته است.
آنطور که امینهراتی بیان کرده است او از صاحب کتابفروشی درباره آنها پرسوجو میکند و متوجه میشود که این کتابها که بسیاری از آنها نایاب هم هستند متعلق به کتابخانه شخصی زندهیاد خسرو فرشیدورد است که توسط برادر او به این کتابفروشی فروخته شده است.
اما داستان این ماجرا با پیگیری از خانواده مرحوم فرشیدورد و پاسخگو نبودن آنها چندان به نتیجه نمیرسد تا اینکه امیدمجد رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ضمن ابراز ناراحتی از چنین جفایی که به یکی از سرمایههای معنوی و مادی کشور شده است وارد ماجرا میشود و میگوید که از مدتها پیش پیگیر این مساله بوده است.
مجد در همین رابطه میگوید: در مراسم بزرگداشتی که برای استاد فرشیدورد در دانشگاه تهران گرفته بودیم با برادر ایشان و همسر سابقشان که متولی کارهای آن مرحوم بودند صحبت کردم و از آنها خواستم که اگر نمیخواهند گنجینه ادبی او را به دانشکده ادبیات اهدا کنند، قیمت مدنظرشان را بگویند تا ما کتابها را از آنها خریداری کنیم و از نظر تامین اعتبار هم مشکلی وجود ندارد.
رئیس کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درباره اهمیت این کتابخانه هم معتقد است که خیلی از کتابهای استاد دیگر در جایی پیدا نمیشوند و من به گوش خودم از زبان آن مرحوم شنیدم که میگفت این کتابها را از گوشهوکنار جهان بهزحمت جمعآوری کرده است.
او به نکته تاسفبار دیگری هم در صحبتهایش اشاره میکند و آن هم فروش حدود 30 هزار صفحه دستنویسهای شخصی استاد است که اگر دست نااهل بیفتد این نوشتهها را بدون در نظر گرفتن حقوق معنوی استاد فرشیدورد و بیذکر نامی از او میتواند منتشر کند.
مجد به تاکید میگوید که دانشکده ادبیات همچنان آمادگی میزبانی این گنجینه ادبی را با پرداخت بهای آن دارد.
اما بشنوید از آن سوی ماجرا یعنی کتابفروشی که این کتابخانه و سرمایه مهم را با غفلت احتمالا خانواده روانشاد فرشیدورد خریداری کرده است.
این کتابفروش که البته نامی از آن هنوز منتشر نشده است تنها گفته است که کاملا بر اهمیت این کتابها آگاهی دارد و میداند چه گنجینهای را امروز در اختیار دارد و گفته است هنوز کتابی از این مجموعه را به فروش نرسانده است.
البته این کتابفروش ابراز امیدواری کرده است که شرایطی فراهم شود تا این گنجینه را به دست نهاد یا شخصی بسپارند که بتواند ضمن نگهداری از آن امکان استفاده اهالی دانشگاه و ادب از آنها را فراهم کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: