در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی کسی در اتاق نبود، وانیا سراغ بشقاب آلوها رفت. اول آنها را خوب نگاه کرد، بعد به آلوها دست زد و بویشان کرد. بعد هم دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد و یکی از آلوها را برداشت و خورد. وقتی پدر و مادر به اتاق آمدند و مادر میز ناهار را چید، دوباره آلوها را شمرد و آهسته در گوش پدر گفت: «یکی از آلوها نیست.»
پدر لبخندی زد و بچهها را برای خوردن غذا صدا کرد.
وقتی وانیا و بچههای دیگر سر میز نشستند، پدر به بشقاب آلوها اشاره کرد و پرسید: «کسی از این بشقاب، آلو برداشته؟»
همه بچهها سرشان را تکان دادند و گفتند: «نه... نه...»
پدر گفت: «اگر یکی از شما یواشکی آلو خورده باشد، کار بدی کرده؛ اما میشود او را بخشید. ولی اگر کسی هسته آلو را هم خورده باشد، حتما بعد از یک روز میمیرد. من هم برای همین نگرانم.»
رنگ از صورت وانیا پرید. او آهسته از جایش بلند شد، رفت پیش پدرش و گفت: «نه... من نمیمیرم؛ چون هسته آلو را نخوردم. من آن را از پنجره انداختم بیرون.»
پدر، مادر و بچههای دیگر خندیدند؛ اما وانیا گریه کرد.
این یکی از داستانهای کتاب ارزنده «هسته آلو و 12 داستان دیگر» اثر لئو تولستوی است که ترجمه روان و بازنویسی شهرام رجبزاده همراه با 30 تصویر زیبا بسیار خواندنیاش کرده است. ناشر کتاب هم نشر نخستین است که چاپ سوم آن را با قیمت 1000 تومان تقدیم نوجوانان عزیز کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: