عملیات نجات 33 نفر از اعماق‌ 700 متری زمین را برخی با سفر انسان به ماه مقایسه کردند

شیلی؛ اشک‌ها و لبخندها

ادگاردو رینوسو لوندستت در آپارتمانش واقع در800 کیلومتری صحرای آتاگاما نشسته است وعملیات نجات آن 33 معدنچی را از تلویزیون تماشا می‌کند. سراسر شیلی در تب و تاب است. علاوه بر پرزیدنت سباستیان پینرا، نزدیک به دو هزار خبرنگار از سراسر جهان همراه با مردم محلی و نیروهای پلیس و افراد خانواده‌های معدنچیان و کشیش‌ها به آن سوراخ 66 سانتی‌متری چشم دوخته‌اند و صحرای آتاگاما را به صحنه‌ای جهانی تبدیل کرده‌اند. تلویزیون‌های شیلی از روزها پیش بر سر پیامدها و تحولات ناشی از نجات این 33 نفر می‌گویند و آن را با فروپاشی دیوار برلین و سفر انسان به ماه مقایسه می‌کنند.
کد خبر: ۳۶۲۶۸۴

برونیلدا گونزالس، شهردار دهکده ساحلی کالدرا ـ که تنها 35 کیلومتر از آن معدن فاصله دارد و برخی از معدنچیان گرفتار هم اهل آن دهکده هستند ـ چندی پیش با این وکیل معروف یعنی رینوسو ملاقات کرد تا به کمک وی بتواند خسارت‌های مالی وارد شده به معدنچیان را وصول کند.

رینوسو هم در ملاقات با خانواده‌های معدنچیان بصراحت به آنها گفت نمی‌تواند درد و رنجی را که آن شرکت معدن و نهادهای نظارتی دولتی به آنها تحمیل کرده‌اند، کاهش دهد؛ اما برای به اصطلاح جبران خسارات مالی در قوانین شیلی پیش‌بینی‌هایی شده است. به هر صورت، رینوسو از آن روز به طور رسمی وکالت 26 معدنچی (از 33 معدنچی) را به عهده گرفت. این وکیل کار کشته اذعان دارد که هدف اصلی او پول است و البته در مرحله بعد به آن هموطنان گرفتار کمک می‌کند.

از قرار معلوم خانم شهردار برای هر معدنچی مبلغ یک میلیون دلار در نظر گرفته و بر طبق قوانین شیلی اگر آن وکیل درکارش موفق شود می‌تواند بخشی از این مبلغ را برای خود بردارد.

تا قبل از این همه تنها منتظر خروج معدنچیان از زیر زمین بودند، اما از حالا به بعد منتظرند تا ببینند چه چیزی در انتظار آنهاست. آن معدنچیان به عنوان مثال برای رینوسو تنها عده‌ای موکل هستند، برای رئیس‌جمهور شیلی 33 کمک برای انتخابات آینده، برای کشیش‌ها 33 نشانه خداوند، برای افکار عمومی 33 پدر، پسر و شوهر برای روزنامه نگاران 33 موضوع برای داستان و برای مرد دیگری یعنی آلبرتو ایتورا 33 بیمار محسوب می‌شوند.

ایتورا، سرپرست تیم روانپزشکی عملیات نجات است که از سوی دولت مأموریت درمان روحی معدنچیان را به عهده دارد. هنگامی که اولین تونل در 2 ماه پیش حفر شد وی جزو اولین کسانی بود که توانست با معدنچیان گرفتار صحبت کند؛ معدنچیانی که آن زمان 17 روز بود در زیر زمین با کیک، شیر و کمی ماهی تن خود را زنده نگه داشته بودند.

شیلی کجاست

از آنجا که تنها ایتورا می‌داند بر آن عده چه گذشته است، خبرنگاران داخلی و خارجی توجه خاصی به وی دارند و برای مصاحبه با او سرودست می‌شکنند. فعالیت روزنامه نگاران در این مدت جنبه‌های مختلفی داشت. به عنوان مثال خبرنگار یک نشریه بولواری ایتالیا طی پیامی از ویکتور سگوریا، یکی از معدنچیان گرفتار خواسته بود مشاهداتش را به رشته تحریر درآورد: قلب ما در روی زمین با توست. تو را دوست داریم و امیدواریم زودتر از اینجا خارج شوی. شنیده‌ام که می‌خواهی کتابی بنویسی. می‌توانم برای پیدا کردن یک ناشر خوب به تو کمک کنم. برای فروش کتاب هم فکرهایی دارم. به من تلفن کن.

روزنامه ال پائیس اسپانیا هم خبر می‌داد یکی از معدنچیان از همان زیرزمین قراردادی به مبلغ 30 هزار یورو برای نوشتن خاطراتش امضا کرده است. خبرنگاری ایتالیایی از ایتورا در مورد آنچه بر معدنچیان در این مدت گذشته می‌پرسد و این روانپزشک هم همان چیزهایی را می‌گوید که طی این مدت بارها گفته است. او می‌داند که همه به دنبال قهرمان سازی هستند: آنها مردانی منحصر به فرد هستند که شهامت زیادی دارند و در این دوران پخته‌تر شده و احساس همبستگی بیشتری پیدا کرده‌اند. آنها بعد از نجات باید سرشان را بالا بگیرند و به خود افتخار کنند.

بدون تردید استقامت دوماهه آن نفر33 در اعماق زمین برای مردم شیلی و بسیاری ازکشورهای جهان پدیده‌ای مثال‌زدنی و داستانی مهیج و در عین حال ساده است. ایتورا به عنوان سرپرست گروه روان‌پزشکی با 2 گروه بیمار روبه‌رو بود، یک گروه 33 نفره در زیرزمین و گروهی انبوه روی زمین که همان افکار عمومی بودند که آنها هم به کمک‌های این پزشک و همکارانش نیاز داشتند: در این 2 ماه بیشتر از تمام عمر کاری ام درمورد انسان شناخت پیدا کردم.

دسترسی به مطب ایتورا آسان است، اما تقریبا هیچ فرد معدنچی سراغ روانپزشک را نمی‌گیرد، زیرا به گفته وی معدنچیان، معمولا در مورد مشکلاتشان صحبت نمی‌کنند و در زمان سختی‌ها تنها به باده‌نوشی روی می‌آورند.

در همان حال که ایتورا مشغول صحبت با خبرنگاران است کاروانی از لیموزین‌ها از راه می‌رسند و مأموران پلیس خبردار می‌ایستند. کاروان توقف می‌کند و سیسیلیا مورل، همسر پرزیدنت پینرا پیاده می‌شود. به سوی ایتورا می‌آید و به گرمی با وی احوالپرسی می‌کند. همسر رئیس‌جمهور لبخندزنان به ایتورا می‌گوید: این دورانی مهم برای شیلی است.

و البته این خانم حق دارد. مردم دنیا از شیلی چیز زیادی نمی‌دانند. این کشور در جام جهانی فوتبال بازی‌های خوبی ارائه می‌کند، کشوری است که از سایه دیکتاتوری که هرگز به مجازات نرسید بیرون آمد و زمانی به کمک آرژانتین توانست استقلال خود را از اسپانیا جشن بگیرد. اما به هر صورت شیلی سرزمینی طویل و خشک در انتهای دنیا به شمار می‌آید. در فوریه گذشته 500 نفر بر اثر زلزله در جنوب این کشور جان باختند و کسی هم در این دنیا چندان برای آنها دلسوزی نکرد. اما با گرفتار شدن‌ 33 نفر دریک معدن، شیلی یکباره به کانون جهانی تبدیل شد.

روزهای سخت

به گفته ایتورا روزهای اول سخت‌ترین روزها به شمار می‌آمد. 5 نفر از معدنچیان که برای یک شرکت خارجی کار می‌کردند حساب خود را از بقیه گروه جدا کرده و در گوشه‌ای دیگر پناه گرفته بودند و مهم‌تر آن که هیچ کارفرمایی مسوولیت آنها را قبول نمی‌کرد و در فیلم‌های ویدئویی هم حضور چندانی نداشتند. کارشناسان ناسا که برای کمک فراخوانده شده بودند از ایتورا خواستند به هر شکل ممکن گروه را در یک جا جمع کند. درچنین حالتی آن گروه گرفتار نیازمند یک رئیس و رهبر بود. از آنجا که کارفرمای آن 5 نفر حاضر به قبول هیچ مسوولیتی نبود و کمکی نمی‌کرد ایتورا خود دست به کار شد تا شاید بتواند آن 5 نفر را برای پیوستن به سایر افراد راضی کند.

در این میان یک مساله ظاهرا بی اهمیت مشکل ساز شد. یک شرکت ساختمانی بزرگ 2 پیراهن باشگاه فوتبال بارسلونا را برای 2 نفر از معدنچیان به داخل تونل فرستاد. با آن‌که آنها طرفداران تیم‌های مختلفی بودند اما بحث و مشاجره بر سر تصاحب آن 2 پیراهن بالا گرفت و مشکل جدی شد. باز هم ایتورا قدم پیش گذاشت و آنها را قانع کرد که حل این مشکل را به بعد از عملیات نجات موکول کنند.

مشکل دیگر تاثیرات منفی‌ای بود که می‌توانست از خارج از تونل به معدنچیان انتقال یابد. ایتورا می‌گوید: آنها روزنامه می‌خواستند و روزنامه‌ها در آن روزها گاه عکس‌هایی نامناسب و تمسخرآمیز از همسران معدنچیان چاپ می‌کردند که موجب عصبانیت آنها می‌شد و در یک مورد یکی از آنان همسرش را مورد شماتت قرار داد. اما روزبه‌روز همبستگی میان افراد بیشتر شد و در یک مورد 32 معدنچی برای سالگرد تولد همکار خود کارت تبریک مشترکی تهیه دیدند و همگی آن را امضا کردند.

پایان مهمانی

پس از عملیات نجات، نوبت آن وکیل دعاوی یعنی رینوسو بود که کارش را شروع کند، اما در حال حاضر همه مردم فقط به رویدادهای زمان حال علاقه نشان می‌دهند و به همین علت رینوسو کارش را به آینده موکول کرده است. البته وی دادخواستی طولانی را آماده دارد: واقعیت‌ها کدام است؟ واقعیت‌ها این هستند که وکلای من خدا را شکر می‌کنند که دولت آنها را نجات داده است، اما واقعیت دیگری هم وجود دارد به این معنی که معدنچیان به عنوان مالیات‌دهنده وکارگر معدن حق دارند از سوی دولت حمایت شوند. جان هیچ کس نباید در معادن به خطر بیفتد. مسوول همه این اتفاق‌های تلخ صاحبان معادن ونهادهای نظارتی دولت هستند. باید در مقابل درد و رنج این افراد به آنها پول کافی پرداخت شود. رئیس‌جمهور ما خود یک تاجر است و می‌داند که یافتن راه‌حلی فوری به نفع همه طرف‌های این دعواست.

رینوسو برمی‌خیزد و از ویلایش خارج می‌شود و به سمت دفتر کارش می‌رود: انتظار دادگاهی کوتاه‌مدت را دارم؛ دادگاهی که 6 یا 7 ماه بیشتر طول نکشد. مدارک موجود کاملا مستدل هستند و افکار عمومی هم بشدت خواهان برگزاری چنین دادگاهی است. دولت موفق شد درطول این مدت اپوزیسیون را ساکت نگه دارد. البته کار ما هم قیمت خودش را دارد.

از نظر رینوسو همه این اتفاق‌ها درواقع یک مهمانی بزرگ بود. روزنامه‌ها و نشریات زرد سود خود را از قبل خانواده‌های معدنچیان برده‌اند و رئیس‌جمهور و همسرش هم از این جریان استفاده کرده و محبوبیت بیشتری کسب کرده‌اند. البته هر مهمانی‌ای هزینه دارد و اگرچه این وکیل دعاوی مبلغ یک میلیون دلار خسارت برای هر معدنچی را تایید نمی‌کند، اما تکذیب هم نمی‌کند. آنچه مسلم است این‌که یک نفر باید این پول را بپردازد تا رینوسو هم به 10 درصد حق‌الوکاله خود برسد، مبلغی که هیچ وکیلی بسادگی از آن نمی‌گذرد.

اشپیگل / مترجم : :محمدعلی فیروزآبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها