در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در تازهترین گفتوگویش به مرور خاطراتش از بازیها و همچنین دوره کوتاه مربیگریاش در هلند پرداخته است.
فوتبال از دورهای که شما یکی از ستارگانش بودید چه تغییراتی کرده است؟
خود بازی فوتبال تغییر زیادی نداشته، اما چیزی که بیشتر دچار تغییر شده زندگی یک فوتبالیست است. در سالهای اخیر تعداد بازیها برای یک بازیکن در سطح بالا بیشتر شده و توجه رسانهها هم به مراتب بیش از گذشته است. امروزه بازیکنان از نظر فیزیکی قویتر شدهاند و دلیل این مساله تمرین بیش از حد آنها بروی فاکتورهایی خارج از مسائل فنی است. ولی از نظر تکنیکی و تاکتیکی، فوتبال مثل 10 سال قبل یا 30 سال قبل است.
گلی که مقابل شوروی سابق به ثمر رساندید زندگی حرفهای شما را عوض کرد؟
آن گل همه چیز را عوض کرد. جام ملتهای اروپای 1988 تنها تورنمتنی است که هلندیها در آن قهرمان شدند و بنابراین ارزش زیادی دارد و میتوان درباره آن کتاب نوشت، اما باید اعتراف کنم همه چیز میتوانست به شکل دیگری برای ما تمام شود. ما بازی اول گروهیمان را به شوروی باخته بودیم و بعد من در بازی با انگلستان در شرایطی به عنوان بازیکن ذخیره به بازی آمدم که بازی برابری را دنبال میکردیم و امکان باخت ما بسیار زیاد بود با توجه به این که آنها دو بار توپ را به تیر دروازه ما زدند. اگر آن توپها گل شده بود داستان کاملا عوض میشد و متن کتابی که اشاره کردم هم متفاوت بود!
چرا هلند در جام جهانی 1990 ایتالیا موفق نبود؟
همه چیز قبل از بازیهای جام جهانی شروع شد، وقتی که فدراسیون فوتبال هلند تیس لیبرگتس مربی تیم را برکنار کرد، همه ما خواهان حضور کرویف بودیم ولی ناگهان یک روز رینوس میشل به عنوان مشاور فنی فدراسیون فوتبال همراه با لئو بین هاکر آمد و او را به عنوان مربی تیم معرفی کرد و این برای ما خیلی غریب بود.
هیچ کس در آستانه بازیهای حساسی مثل جام جهانی انتظار این کار را نداشت و برای او هم کار با ما ساده نبود چون ما از او استقبال نکردیم. برخی از ما در بازیهای جام قهرمانی باشگاههای اروپا با میلان قهرمان شده بودیم و به همین خاطر دیربه تمرینات رسیدیم که به کار او لطمه وارد کرد.
بعد هم برای اردوی آمادگی به یک قلعه دور افتاده در یوگسلاوی رفتیم و تمرینات هم در جزیره سیسیل دنبال شد که باید برای فرار از گرما ساعت 7 صبح تمرین میکردیم. همه اینها برای تیم مضر بود.
بازیکنانی که در 1988 تشنه قهرمانی بودند حالا با تیمهای باشگاهیشان به قهرمانیهای متعدد دست پیدا کرده بودند و دیگر روحیه تیمی در اوج نبود. ما با تمام وجود برای تیم بازی نمیکردیم و این چه در تمرینات و چه در بازیها مشهود بود. این شد که جام جهانی بدی داشتیم. ما از مرحله اول بالا رفتیم، اما به آلمان غربی باختیم هرچند که در آن بازی بدشانسی آوردیم و میتوانستیم آنها را دوباره شکست دهیم.
شما بخش عمده دوران فوتبال را در ایتالیا سپری کردید و ترکیبی از بازی هلندی و ایتالیایی داشتید. آیا به عنوان مربی هم از این 2 فرهنگ فوتبال متاثر بودید؟
نمیتوانم بگویم دقیقا از هر کدام از این فرهنگها چه بخشی را به کار بردهام. در مجموع معتقد بودم اگر برای بردن روی نیمکت تیمی مینشستم کار درستی انجام نداده بودم. به نظرم مهم است شما با تکتک بازیکنان در مورد شیوهای که باید در بازی اجرا شود صحبت کنید و تنها در این صورت است که پیشرفت حاصل میشود. منطق «بردن خوب است و باخت بد» اصلا کافی نیست.
ولی همه هواداران تیمی که شما مربیشان هستید در درجه اول خواهان برد هستند!
از نگاه من بازیکنان باید از نظر منطقی توجیه شده باشند و هوادار هم خواهان تماشای یک بازی با منطق از تیم محبوبش است. آنها حق دارند، اما من هم به عنوان مربی تیم دارای حق و حقوقی هستم.
اما با این فلسفه فوتبال، پیدا کردن 23 بازیکنی که بتوانند آن را درک کنند، مشکل خواهد بود!
بهتر است بازیکنانی داشته باشید که بتوانند تیم بودن را درک کنند، اما در عین حال به ستارههایی هم نیاز دارید که بتوانند در یک لحظه نتیجه را تغییر دهند. اگر فقط بازیکنانی تاکتیکپذیر داشته باشید ولی کسی نباشد که بتواند سه، چهار بازیکن را دریبل بزند در این صورت تغییر شرایط بازی سخت خواهد بود. آرین روبن از آن دسته بازیکنانی است که روحیه کار تیمی را هم دارد و میتواند بازی خطرناکی را برای حریفان انجام دهد و من چنین بازیکنانی را در تیم ترجیح میدهم.
مجله ورلد ساکر
مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: