در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی نقش منفی چند فیلم سینمایی را بازی کرده و ترسی از ظاهر شدن در قالب یک کاراکتر خبیث را ندارد. در هر نقشی که بازی کند، توجه منتقدان و تماشاگران جدی سینما را جلب میکند. بیدلیل نیست که محبوب منتقدان و فیلمسازان غیرمتعارف سینماست. در خارج از آمریکا و بویژه در قاره اروپا برای او احترام خاصی قائل هستند.
پس از بازی در فیلمهایی همچون «سایه خونآشام»، «جان مالکوویچ بودن»، «هواپیمای ویژه حمل محکومین»، «جانی انگلیسی» و «پرتره یک بانو»در درام شرح حالگونه «دبیرخانه» در نقش یک شخصیت واقعی بازی کرده است. قصه فیلم در دهه 70 میلادی رخ میدهد و درباره تلاشهای خانم پنی چنری (با بازی دایان لین) برای حضور و برنده شدن در مسابقات اسبسواری است.
مالکوویچ در قصه فیلم در نقش لوسین لان تعلیمدهنده کهنهکاری ایفای نقش کرده است که به پنی چنری کمک میکند تا در این مسابقات سرمایهگذاری کند.
آکادمی اسکار که هم به کاراکترهای واقعی علاقه و توجه دارد (قبل از این چند بازیگر به خاطر بازی در نقش شخصیتهای واقعی ، اسکار بهترین بازیگر مرد و زن سال را دریافت کردهاند) و هم دوستدار بازیهای مالکوویچ است ، به احتمال زیاد او را امسال نامزد دریافت اسکار بازیگری خواهد کرد.
مالکوویچ که بازی در تئاتر و سینما را از اوایل دهه 80 میلادی شروع کرد، در گفتوگوی زیر درباره دبیرخانه، بازیگری مولف و علائق خود به دنیای بازیگری حرف میزند.
بازی در نقش یک کاراکتر واقعی مثل لوسین لان چگونه بود؟
برای من چالش بازیگری و ایفای نقش همیشه به یک شکل است و من یکجور کار میکنم. هر بار که بازی در نقشی را قبول میکنم، تمام سعی و تلاشم این است که کار خوبی را انجام دهم. به همین دلیل، وقتی قرار میشود نقش یک آدم خاص یا واقعی را بازی کنم، چالشی که برای آن دارم تفاوت زیادی با بقیه کارهایم ندارد. همیشه زمانی که فیلمنامه را میخوانم، قبل از هر چیز به این نکته فکر میکنم که نقش من در این فیلم چیست؟ حالا که قرار است این نقش را بازی کنم، چه چیزی میتوانم به آن اضافه کنم که بتواند به کلیت قصه فیلم کمک کند. به این ترتیب، میتوانم بگویم که چالشهای من هنگام بازی در نقش آدمی واقعی مثل لوسیس لان مثل چالشهای دیگرم بود و اینبار، متوجه این نکته بودم که این آدم چه خصوصیات و ویژگیهای خاصی در خودش دارد. بعضی وقتها تو برای بازی در یک نقش، وقت کافی داری و میتوانی آن را تمرین کنی. ولی بعضی وقتها، تو فرصت چنین چیزی را پیدا نمیکنی. ولی شرایط هر چه که باشد، تو مجبوری که نقشت را به بهترین شکل ممکن بازی کنی و کسی اهمیتی نمیدهد که شرایط تو هنگام بازی در این یا آن فیلم چگونه بوده است. البته بحث فقط بر سر کمبود زمان نیست. بعضی وقتها زمان کافی برای انجام کاری داری ولی مشکلات دیگری به وجود میآید که مانع از کار بهتر آدم میشود.
تجربه شما از بازی کردن در نقش یک آدم واقعی چه بود و آیا برایتان سخت بود که کسی مثل یک تعلیمدهنده اسبهای مسابقهای را روی پرده سینما زنده کنید؟
نکته خوب و مثبتی که کارگردان فیلم راندال والاس انجام داد، این بود که خودش یکسری اطلاعات کلی و جامع از آن دوران و شرایط آدمهای آن محیط جمعآوری کرده بود. او این اطلاعات را در اختیار من و بقیه بازیگران گذاشت و تا حد زیادی کار همه ما را راحت کرد. این مساله کمک خیلی زیادی به من کرد تا بتوانم نقشم را بهتر بفهمم و کار تحقیقات خودم را انجام دهم.
راندال والاس با این کار ما را به حال و هوای آن دوران برد و انگار که ما در همان لوکیشنهای واقعی بودیم. در این حالت، خلق دوباره آن فضا کار چندان سختی نبود. لوسین مردی بود که قصد کمک به زنی میانسال را داشت که میخواست وارد حرفهای شود که برای سالیان طولانی تحت تسلط آقایان بوده است. پس او هم مثل پنی (که نقش وی را دایان لین بازی کرد) آدم مهمی بود.
قبل از شروع فیلمبرداری، فیلمهای خبری مسابقات اسبسواری را تماشا کردید. این مساله چه کمک ویژهای به شما کرد؟
خب، میدانید که فیلمهای خبری زیادی در این رابطه وجود ندارد. نهتنها فیلمهای خبری یا ویدئویی، که شما به ندرت میتوانید نوشته مکتوبی هم در ارتباط با آن پیدا کنید. کاراکتر لوسین بیشتر از آن که حضوری فیزیکی داشته باشد، حضوری معنوی دارد، اما حتی اگر حضور او کوتاهمدت و مختصر باشد، این حضور بشدت تعیینکننده و تاثیرگذار است. ولی نکتهای که میخواهم برایتان بگویم این است که من و راندال (کارگردان فیلم) به دنبال این راه رفتیم که خیلی هم در رابطه با کاراکتر لوسین خودمان را مقید به دنبالهروی از واقعیتها نکنیم. کاراکتر من در فیلم براساس شخصیت واقعی لوسین شکل میگیرد، ولی این طور نیست که دقیقا همان کارهایی را بکنم که او در زندگیاش میکرد. احساس ما این بود که اگر خیلی هم به واقعیتهای خود او نزدیک نشویم، کار غلط و اشتباهی انجام ندادهایم.
برای ایفای نقش یک آدم واقعی، در جلوی دوربین چه کارهایی انجام دادید؟ آیا از کل این مسابقات اسبدوانی و قرار داشتن در بین این ماجراها لذت بردید؟
نه خیلی زیاد، زیرا این کار کمی جسورانه به نظر میرسد. خیلی سخت است که بگویم چه چیزهایی را همراه خودم به این فیلم آوردم یا به آن اضافه کردم. این چیزی است که در ارتباط با بقیه فیلمهایم هم وجود دارد. میدانید همه چیز بستگی به نظر تماشاگران دارد. خب من امیدوارم آن عشقی که به کارم دارم و سعی میکنم آن را در بازیام انعکاس دهم، از دید و چشم تیزبین تماشاچی پنهان نباشد و او متوجه این نکته شود. برای بازی در هر نقشی خودم را کاملا در اختیار آن کاراکتر قرار میدهم و نوعی ارتباط خاص با آن برقرار میکنم. خودم خیلی خوب این موضوع را حس میکنم که اگر نتوانم این ارتباط را برقرار کنم، بازیام خراب میشود و این به معنی شکست در ارائه نقش است.
چگونه برای بازی در هر نقش آماده میشوید و جلوی دوربین میروید؟
از صحبت کردن درباره این که کارم را چگونه انجام میدهم، لذت نمیبرم. کار بازیگری چیزی است که آدم با حس و درون خودش انجام میدهد و خیلی قابل توضیح دادن و باز کردن نیست. خیلی جالب است که شما هیچ وقت از یک کارمند یا کارگر نمیپرسید که چگونه برای انجام کارش آماده میشود و بندرت هم این اتفاق میافتد که یک کارمند یا کارگر وقتی از سر کار به خانهاش برمیگردد به خانوادهاش بگوید که آن روز چه کار خارقالعادهای انجام داده و کارش چگونه بوده است. بعضیها میگویند من آدمی خجالتی هستم. ولی خجالتی بودنم هیچ ارتباطی به عدم علاقهام برای بحث در این باره ندارد.
منتقدان هنری به شما لقب یک بازیگر کاراکتر قوی را دادهاند و در همان سالهای اول ورود به دنیای سینما و تئاتر به عنوان مارلون براندوی جدید بازیگری شناخته شدید. این حرفها چه واکنشی را در شما ایجاد میکند؟
من هیچ وقت بازیگر خوشتیپ و زیبارویی نبودم. کسی برای دیدن چهره و تیپ من به سالن سینما نمیآید. پس باید نقشم را خوب بازی کنم و به کمک آن، بیننده را جذب کنم
(میخندد) مقایسههای زیادی شد و حرفهای زیادی به زبان آمد. متشکرم که چنین چیزهای خوبی میگویند، ولی من همیشه سعی کردهام روی کارم تمرکز کنم و نقشهایم را درست بازی کنم. برایم خیلی مهمتر است که ببینم نقشم را چگونه میتوانم بهتر اجرا کنم تا این که به فکر حرفها و نوشتههای منتقدان باشم. البته این تحسین و تمجیدها خیلی خوب است و آنها را دوست دارم. ولی فکر میکنم نباید اجازه بدهم این تحسینها باعث غرورم شود و در کارم مانعی ایجاد کند. این نکته را خیلی خوب میدانم که اگر نسبت به کارم و حرفهام بیتوجه باشم و آن را سرسری بگیرم، دیگر هیچ خبری از این تعریف و تمجیدها نخواهد بود.
سالهاست که بدون خستگی و توقف کار میکنید. این به صورت سبک کاریتان درآمده است؟
اگر میخواهید موفق باشید و نظر مثبت منتقدان و تماشاگران را جلب کنید، مجبورید که سخت و بدون خستگی و توقف کار کنید. برای من کار حکم تفریح و سرگرمی را نیز دارد. با کار و تلاش بیشتر، تجربهتان بیشتر میشود و بهتر میتوانید نقشهای محوله را بازی کنید. خب میدانید، من هیچ وقت بازیگر خوشتیپ و زیبارویی نبودم. کسی برای دیدن چهره و تیپ من به سالن سینما نمیآید. پس باید نقشم را خوب بازی کنم و به کمک آن، بیننده را جذب کنم.
بازی در فیلمهای اروپایی را بیشتر ترجیح میدهید یا فیلمهای آمریکایی؟
برای من نقش و حال و هوای قصه فیلم اهمیت دارد و نه کشوری که فیلم در آن ساخته میشود. به همین دلیل، هر کاری که از قاره اروپا یا هر کشور دیگری در خارج از آمریکا به من پیشنهاد شود که این مشخصهها را داشته باشد، قبول میکنم. واقعیت این است که به دلیل آمریکایی بودنم در تعداد بیشتری فیلم آمریکایی بازی میکنم، ولی پیشنهادات خوب اروپایی را با کمال میل میپذیرم.
تماشاگران اروپایی هم دوستدار بازی و کارهای شما هستند.
این مساله باعث خشنودیام میشود. برخلاف آن تماشاگران آمریکایی سختگیر و مشکلپسند هستند و با دقت روی جزییات کار آدم فوکوس میکنند. به همین دلیل، وقتی بازی یک بازیگری را تایید میکنند،این تایید کردن ارزش ویژهای دارد. همین مساله، مرا به این سمت میکشاند که با پروژههای بیشتری در قاره اروپا همکاری کنم.
زمان بازی در یک نقش، به یک اندازه به حالات درونی و وضعیت ظاهری آن کاراکتر فکر میکنید؟
تمرکز اصلیام روی این مساله است که آن کاراکتر دنیا را از چه زاویه و دیدگاهی نگاه میکند و چه جهانبینی برای خودش دارد. با این کار میتوانم درونیات او را کشف کنم و به کمک آن، نقش این آدم را در جلوی دوربین به شکل طبیعیتر و منطقیتری بازی کنم. حالا این که چقدر میتوانم این کار را خوب و درست انجام دهم،به میزان استعداد و تواناییام در این کار برمیگردد. ولی کمتر اتفاق میافتد که پس از خواندن یک فیلمنامه 40 کیلو وزن کم یا زیاد کنم یا به مغازه نزدیک خانهام بروم و یک دماغ مصنوعی بخرم و روی صورتم بگذارم. خیلی خوب میدانم که چهره و وضعیت ظاهریام هم باید متناسب با آن کاراکتری باشد که میخواهم بازی کنم، اما این مسالهای نیست که ذهنم را خیلی زیاد بخودش مشغول کند. وقتی روحیات و درونیات کاراکتر را شناختم و حس کردم، این شناخت کمک زیادی میکند تا از نظر ظاهری مثل او رفتار کنم. گریمور فیلم هم وظیفه دارد قبل از شروع فیلمبرداری این کارهای ظاهری را انجام دهد و مرا شبیه آن کاراکتری کند که قرار است نقش او را بازی کنم.
پس از سالها بازیگری جلوی دوربین سینما و روی صحنه تئاتر، بزرگترین دشمن یک بازیگر را چه چیزی میدانید؟
اولین معلم بازیگریام سالها قبل به من گفت بزرگترین گناه در این رشته خسته شدن از کار و بیحوصله کردن تماشاچی است. از یک طرف، من از کاری که میکنم نباید خسته شوم یا احساس خستگی کنم و از طرف دیگر، بیننده نباید هنگام تماشای کار من احساس بیحوصلهگی کند. خمیازه تماشاچی یا جابهجا شدن او به صورت مکرر روی صندلی، به معنی آن است که بازیام ایراد دارد و نتوانستهام با اجرای درست نقش، او را جذب قصه و کار کنم.
شما از معدود بازیگرانی هستید که فیلمی به نام شما (جان مالکوویچ بودن) ساخته شده است. دوست داریم نظرتان را در این باره بدانیم.
وقتی اولینبار به فیلمنامه آن نگاه کردم، نام آن به نظرم یک جوک یک خطی آمد. ولی وقتی فیلمنامهاش را خواندم، متوجه شدم یک جوک صد صفحهای است! به هر حال، سازندگان آن فیلم نسبت به من لطف داشتند و فکر میکنم استحقاق چنین لطفی را ندارم.
بازیگری در سینما را ترجیح میدهید یا تئاتر؟
تئاتر خانه اصلی و اول من است. از همان ابتدای کار در این رشته راحت بودم و هیچوقت از حضور روی صحنه تئاتر وحشت و هراس نداشتم. صحنه تئاتر خانهای است که روی آن احساس آرامش و امنیت میکنم.
از کارهای جدیدتان بگویید.
مشغول بازی در قسمت سوم مجموعه فیلم اکشن و ماجراجویانه «ترانسفورمرها» (تغییر شکلدهندگان) هستم. میدانید که در کنار حضور در پروژههای غیرمتعارف و روشنفکرانه، دوست دارم در فیلمهای مردمپسند هم بازی کنم. این فیلم هم مثل «هواپیمای ویژه حمل محکومین» یا «بیوولف» یکی از همین کارهاست. یک فیلم شلوغ و سرشار از جلوههای ویژه. شیالابوف کاراکتر اصلی قصه است و من نقش رئیس او را دارم. مایکل بی کارگردان فیلم از دوستان قدیمیام است و همیشه از همکاری با او لذت میبرم.
رویترز
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: