در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال متهم گریخت را عطاران یک سال بعد از خانه به دوش مقابل دوربین برد و در سال 86 با ساخت سریال ترش و شیرین، سهگانه خود را درباره قشر پایین جامعه به پایان رساند و ادای دین خود را به این گروه کامل کرد. جنس این 3 سریال از لحاظ محتوا و فضایی که داستان در آن تعریف میشود، تقریبا یکسان است.
هر 3 سریال درباره مردمی است که به طبقه پایین اجتماع تعلق دارند. آدمهایی که برای تامین مخارج روزانه زندگی باید موانع مختلفی را پشت سر بگذارند. در اصل میتوان سریالهای خانه به دوش، متهم گریخت و ترش و شیرین را آینهای مقابل قشری دانست که بیشتر طیف اجتماع را دربرمیگیرند. زندگی آنها پر از فراز و نشیبهایی است که در ظاهر شاید سیاه و تلخ باشد، اما در باطن آن خون گرم زندگی در جریان است و کسی میتواند این گرما را ببیند و تصویری کند که به ظرایف زندگی در نداری آشنا باشد و در کنار همه تلخیها، شیرینیها را هم ببیند و عطاران تاکنون ثابت کرده که در این تصویرسازی روش هوشمندانه خود را دارد و بلد است به گونهای به زندگی این طیف نزدیک شود که فقر و نداری آنها دلیلی برای تحقیر آنها نباشد و حتی جاهایی نشان دهد که اگر آنها پول ندارند، اما صمیمتی دارند که باعث میشود همیشه مهربانانه در کنار هم زندگی کنند و از مشکلات هراسی نداشته باشند.
این نوع نگاه را عطاران در سریالهای خانه به دوش و ترش و شیرین با کنار هم قرار دادن قشر مرفه و فقیر و ایجاد کنتراست بین دو طبقه به نمایش گذاشت. در خانه به دوش باجناق شخصیت اصلی، مرد پولداری بود که فکر میکرد با پول میتواند همه دنیا حتی محبت و اعتماد دیگران را خریداری کند، اما به مرور و در طول داستان متوجه میشود که انسانیت و روابط انسانی با پول خریدنی نیست. در سریال ترش و شیرین بازهم یک خانواده پولدار و یک خانواده بیپول در کنار هم قرار گرفتند، اما اینبار، مرد پولدار عاشق زنی از طبقه متوسط شد، چون میدانست این زن با مهربانی میتواند چراغ خاموش زندگی او روشن کند.
سریال متهم گریخت در این سهگانه اما جایگاه ویژه خود را دارد. در این سریال عطاران از روش قرار دادن خانواده بیپول و پولدار در کنار هم استفاده نکرده است. در متهم گریخت فقط خانوادههای فقیر که در محلههای پایین شهر زندگی میکنند در داستان دیده میشوند. فیلمنامه متهم گریخت را سعید آقاخانی نوشته است که دیدگاهش به نوع نگاه عطاران نزدیک است. این نزدیکی نگاه را آقاخانی در سریال «زن بابا» و «چاردیواری» که نوروز امسال از تلویزیون پخش شد، به نمایش گذاشت. هم عطاران و هم آقاخانی اتفاقاتی را که در زندگی قشر پایین جامعه رخ میدهد را برای درامپردازی مناسب میدانند. آنها فراز و فرود درام خود را از ظرایف زندگی این قشر میگیرند. مثل سفره پهن کردن و کنار هم غذا خوردن اما وسط همین غذا خوردن جنجال و دعوایی برپا شدن. یا عصبانیت مادر و کتک زدن بچههایش وقتی که از استیصال و درماندگی نمیداند چه باید بکند.
پسران جوانی که نامزد دختران خانواده هستند و وقت و بیوقت به بهانهای در خانه آنها را میزنند تا زمان عروسی و یا خواستگاری را قطعی کنند و.... این سکانسها را در سریال متهم گریخت زیاد میبینیم.
در این سریال انگار دوربین وقایع مستند از زندگی یک خانواده را بیواسطه نمایش میگذارد. بازیگران آنقدر مقابل دوربین راحت هستند که بازی آنها به چشم بیننده نمیآید، آنها انگار زندگی واقعی خود را دارند؛ مریم امیرجلالی، زندهیاد محمود بهرامی، شهربانو موسوی، احمد پورمخبر ـ که با سریال متهم گریخت به مردم و کارگردانان سینما و تلویزیون معرفی شد ـ ملیکا زارعی که در اصل مجری برنامه کودک است و بازیگر نیست، علی صادقی، سیروس گرجستانی، سعید آقاخانی و... نقشهای خود را عالی بازی میکنند. نوع بازی آنها کاملا با نوع نگاه رضا عطاران به اجتماع یکسان است و مشخص میکند که این کارگردان دقیقا برای بازیگران سریالش توضیح داده است که از آنها چه میخواهد. شاید به همین دلیل است که بازیگرانی مانند حمید لولایی، امیرجلالی، علی صادقی و پورمخبر در بیشتر سریالهای عطاران نقشهای اصلی را بازی میکنند، چون آنها با دیدگاه عطاران آشنا هستند و دیگر لازم نیست برای هر کاری عطاران برای آنها تحلیل شخصیت بنویسد.
سریالهای عطاران بیننده را میخنداند، اما او قصد خندان مخاطب را ندارد او فقط موقعیتهای زندگی واقعی را گلچین میکند و آنها را به نمایش میگذارد. مثلا در سریال متهم گریخت وقتی خانواده هاشم (سیروس گرجستانی) به سر مزار ساختگی او میروند و همسر واقعی کسی هم که مرده به سر مزار شوهر خود میآید، سوءتفاهمی شکل میگیرد و باعث درگیری 2 خانواده میشود.
این اتفاق میتواند در شکل رئال و واقعی هم رخ دهد. چنین ماجرایی در شکل واقعی باعث خنده نمیشود، اما در سریال متهم گریخت بیننده به واکنشهای هر 2 خانواده میخندد، چون به عنوان سوم شخص و مخاطب در موقعیت کمدی قرار میگیرد.
روش دیگر عطاران در خنداندن مخاطب، تیپسازیهایی است که ما به ازای آنها در جامعه وجود دارند و عطاران آنها را هنرمندانه بزرگنمایی میکند. یکی از این تیپها، تیپ آدمهای فرصتطلب است که معمولا خود عطاران نقش آنها را بازی میکند. این تیپ را در سریالهای خانه به دوش، متهم گریخت و ترش و شیرین میبینیم که قویترین آنها را عطاران در سریال ترش و شیرین و نقش «ناصر» بازی کرد. جنس بازی عطاران خاص است او آنقدر مقابل دوربین راحت بازی میکند، دیالوگ میگوید و عکسالعملهای به موقع نشان میدهد که تیپ مورد نظر را کاملا باورپذیر اجرا میکند و بیننده بدون هیچ شک او را قبول میکند. علی صادقی تنها بازیگری است که با کارهای عطاران معروف شد و در زمان اجرای یک نقش سعی میکند از روش بازیگری عطاران استفاده کند. اما سابقه تئاتری عطاران به او در زمینه بازیگری کمک زیادی کرده و میکند.
میگویند کمدی لبه تیزی دارد که به زخمهای پنهان نیشتر میزند و آن را میشکافد تا در درازمدت عفونت نکنند. با این تعریف، کمدیهای اجتماعی را میتوان موثرترین آثاری دانست که میتوانند مشکلات اجتماع را به تصویر بکشند و به همه وجود آن را گوشزد کنند. سریال متهم گریخت را میتوان در ردیف کمدیهای اجتماعی موفق قرار داد که مشکلات طبقه ای را بهنمایش گذاشته که با کوچکترین تلنگر به دام فقر کامل میافتند.
هاشم، پدر خانواده مقداری پول دارد که حیات خانوادهاش به آن بستگی دارد. پول را از او میدزدند و او تمام راههای ممکن را میرود تا پول را از دزد پس بگیرد. در این مسیر او مخاطب را با آدمهای مختلف اعم از بیپول یا پولدار، درستکار یا خلافکار آشنا میکند و قضاوت را به عهده مخاطب میگذارد که روش زندگی آنها را قبول کند یا نکند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: