در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یکی دو سال گذشته که ندای مظلومیت فرهنگ به آسمانها بلند شد، خیلیها به فکر افتادند که این مظلومیت را پایان دهند. همه دردمندان لااقل در یک موضوع تردید نداشتند و آن اینکه اعتبارات بخش فرهنگ کشور، کفاف فعالیتها را نمیدهد. عزمها جزم شد تا اینکه بودجه فرهنگی کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافت. این اتفاق برای بسیاری از مدیران فرهنگی خوشحالکننده بود؛ چرا که به زعم خود، از ضیق مالی رها شده و میتوانستند کارهای بزرگ فرهنگی را سامان دهند.
اما آن گاه که بودجهها تحقق یافت و مدیران فرهنگی شروع به کارهای بزرگ کردند، معلوم شد که سالهای بیپولی، ذائقه فرهنگی آنها را کور کرده و تصورشان از کار فرهنگی را بدقواره و کاریکاتوری شکل داده است.
آنها مانند کسانی که یکباره در فضایی غریب و ناآشنا وارد شده باشند، با دیدن میلیاردها ریال اعتبار فرهنگی، دست و پای خود را گم کرده و ماندند که حالا با این همه پول چه کنند.
از اینجا به بعد بود که مصیبت جدید آغاز شد. اگر تا دیروز برای مظلومیت فرهنگ مرثیهسرایی میکردیم، حالا باید برای تحمل مصیبت جدید آماده میشدیم.
این مصیبت همزمان شد با تولد گونهای از کار فرهنگی که نتیجهاش را باید در خاکسپاری فرهنگ خلاصه کرد. مدیران فرهنگی برای مصرف بودجه فرهنگی، آسانترین راه را برگزیدند. آنها گام در راه ترویج فرهنگ ویترینی نهادند. فرهنگ ویترینی با دیده جماعت سر و کار دارد. چشمها را هدف قرار میدهد تا دیده شود. همین و بس.
مدیران فرهنگی که حالا دستشان به دهانشان میرسید، شروع کردند به تولید و عرضه انبوه نمادهای فرهنگی. در و دیوار و حتی درختان شهر آنچنان از تصاویر منتسب به فرهنگ انباشته شد که دیگر هیچ فضایی برای تنفس غیرفرهنگی باقی نبود. با این وصف، چنین پنداشته میشود که اهداف فرهنگی نظام تحقق یافته و جایی برای نگرانی نیست.
کسی نمیپرسد خاصیت جشنوارههای پیدرپی و رنگارنگی که با بهانههای مختلف برگزار میشوند، چیست. جشنوارههای پرخرج و شیک و پرسروصدایی که این روزها مد شده، تنها نتیجهای که دارند این است که با تقویت پایههای فرهنگ نمایشی، بیلان کار عدهای مدیر را پررنگ و لعاب میکنند. مدیرانی که محور فعالیتهای فرهنگی خود را جشنواره و تبلیغات رسانهای برای موضوعات دست چندم قرار دادهاند، در واقع دارند فرهنگ نمایشی را تبلیغ میکنند و این مصیبت جدیدی است که گریبان فرهنگ را گرفته است.
رهبر انقلاب نیز چندی پیش در مورد کارهای ویترینی در فرهنگ چنین هشدار دادند: «در تخصیص بودجه به کارهای فرهنگی باید با توجه به اهداف و واقعیات، اولویتها را تعیین کرد و سپس به استحکام محتوایی و هنری کار، توجه کامل داشت چرا که کارهای ویترینی و تشریفاتی در مسائل فرهنگی نه تنها فایده ندارند بلکه ضررهای مشخصی به همراه میآورند.»
و شاید مهمترین آسیب فرهنگ نمایشی و ویترینی، فروکاستن مفاهیم ارزشمند فرهنگ اسلامی و ایرانی در حد کالایی بیخاصیت باشد که همچون نقل و نبات در شهر ریخته و توجه کسی را جلب نمیکند.
وبلاگ ابتدا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: