قاتل قربانی شیشه بود

قتل واژه تلخ و ‌آزاردهنده‌ای است که باعث از بین رفتن یک فرد می‌شود و حتی گفتنش هم انسان را می‌هراساند، اما هستند افرادی که برای جان انسان‌ها ارزشی قائل نیستند و به راحتی دست به قتل می‌زنند.
کد خبر: ۳۶۱۶۱۶

شاید اگر آنها بدانند چه سرنوشتی در انتظارشان است و ممکن است قصاص شوند چنین کاری نکنند. تجربه به من ثابت کرده است این‌گونه افراد هنگامی که می‌خواهند کسی را بکشند دچار ترس و واهمه می‌شوند.

بنابراین برای این که بتوانند تصمیمی که گرفته‌اند را عملی کنند مواد مخدر مصرف می‌کنند. مواد اعتیادآور صنعتی متاسفانه به فرد شجاعت کاذب می‌دهد.

یکی از پرونده‌هایی که من سال‌ها پیش مطالعه ‌ و کیفر خواست آن را صادر کردم، پرونده قتل جوانی بود که قربانی انتقام‌گیری مادر دختر موردعلاقه‌اش شده بود. این زن، مردی را اجیر کرده بود تا پسرک را از سر راه بردارد و متاسفانه قاتل برای این‌که جرات انجام قتل را داشته باشد شیشه مصرف کرده بود.

ماجرای آشنایی قاتل با زن، 3 سال قبل از حادثه اتفاق افتاد بود، آن‌طور که متهم می‌گفت آنها در یک معامله مواد مخدر با هم آشنا شده بودند.

وی می‌گفت: یکی از دوستانم با منیژه آشنا بود، او از منیژه مواد می‌خرید. یک روز وقتی در خانه دوستم بودم و آنها داشتند مواد معامله می‌کردند با منیژه آشنا شدم و از آن روز به بعد کم‌کم به منیژه نزدیک شدم. او شوهر نداشت و با دخترش زندگی می‌کرد. می‌گفت هزینه زندگی‌اش را از طریق فروش مواد به دست می‌‌آورد. زن شجاعی بود، در خانه‌اش شیره‌کش‌خانه داشت و از این‌که توسط پلیس دستگیر شود اصلا نمی‌ترسید.

رابطه ما جدی شده بود، من هر شب به خانه منیژه می‌رفتم و مواد مصرف می‌کردم. او من را برادر صدا می‌کرد و می‌گفت که همیشه روی کمک من حساب می‌کند. من هم منیژه را کمک می‌کردم و هرچه می‌خواست برایش فراهم می‌کردم، ما رابطه خوبی با هم برقرار کرده بودیم تا این‌که دختر منیژه از خانه فرار کرد. او عاشق پسری شده بود و می‌خواست با او زندگی کند. منیژه مخالف ازدواج آنها بود، اما دخترش برای حرف مادر اهمیتی قائل نبود، به مادرش می‌گفت تو معتادی و برای من مهم نیست که چه می‌گویی.

دختر جوان به خانه پسر مورد علاقه‌اش رفت. منیژه نمی‌توانست فرزندش را پس بگیرد. پسرک از او بشدت حمایت می‌کرد.

من و دوستانم چندین بار به خانه آنها رفتیم تا پسرک را راضی کنیم، دختر منیژه را پس دهد او با ما صحبت نمی‌کرد و بلافاصله به پلیس خبر می‌داد. چاره‌ای نبود به جز این‌که او را وادار کنم، دخترک را پس دهد.

متهم که گول منیژه را خورده و بشدت تحت تاثیر او قرار گرفته بود، می‌گفت: منیژه بی‌تابی می‌کرد و من نمی‌توانستم بی‌تابی او را تحمل کنم، چاره‌ای نداشتم به جز این‌که او را آرام کنم و دخترش را به خانه‌اش بازگردانم. منیژه می‌گفت اگر شوهر یا برادر داشت حتما پسرک را می‌کشت و دخترش را پس می‌گرفت، من هم برای این‌که به منیژه ثابت کنم می‌توانم جای برادر او را پر کنم، گفتم دخترت را پس می‌‌آورم. آن شب تصمیم خودمان را گرفتیم و قرار شد نیمه شب به خانه پسر جوان برویم، من یکی از دوستانم را هم با خودم برده بودم.

اما می‌ترسیدم، باید هر طور شده بود این کار را می‌کردم. برای این‌که جرات این کار را داشته باشم، بهترین روش مصرف شیشه بود. وقتی کسی شیشه می‌کشد خیلی راحت اقدام به قتل می‌کند، من این را شنیده بودم. بعد از این‌که شیشه کشیدم آرام شدم. انگار می‌توانستم هر کاری که دوست داشته باشم انجام دهم. وقتی به خانه پسر جوان رسیدیم من از تیر چراغ برق بالا رفتم و از پنجره وارد خانه شدم و به اتاق پسر جوان رفتم و در حالی که مادرش داشت گریه می‌کرد پسرک را کشتم.

اصلا فکر نمی‌کردم بتوانم چنین کاری را بکنم. من در زندگی جرم‌های زیادی را مرتکب شدم، اما هرگز آدم نکشته بودم و فکر نمی‌کردم که بتوانم چنین کاری را بکنم. مرد جوان با توجه به جرمی که مرتکب شده بود، محاکمه و به قصاص محکوم شد و این حکم بعد از این‌که مراحل قانونی را طی کرد، اجرا شد.

متاسفانه این پرونده در آن زمان یکی از معدود پرونده‌هایی بود که به خاطر مصرف شیشه فردی مرتکب قتل می‌شد و در آن زمان مطبوعات خیلی وسیع به این پرونده پرداختند، اما متاسفانه این ماده بسیار خطرناک در میان جوانان شیوع پیدا کرده است و بدون این‌که آنها بدانند این ماده چه عواقب بدی دارد و چطور زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، آن را مصرف می‌کنند. طی سال‌های گذشته این ماده مخدر باعث قتل‌های زیادی شده است و هزینه زیادی را به دستگاه قضایی و جامعه وارد کرده است. باید در این خصوص فکری کرد.

محمدرضا‌ حیدری، بازپرس دادسرای جنایی تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها