در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فین سیسوان، زن تایلندیالاصلی است که به اتهام به قتل رساندن زن باردار مکزیکی راهی دادگاه شده است. این زن جوان اعتراف کرده است که با حمله با چاقو به این زن تنها که 9 ماهه باردار بوده او را به قتل رسانده و سپس جنین او را از شکمش خارج کرده است. جنایت هولناکی که تا مدتها در رسانههای آمریکا مطرح بود و خانم سیسوان به عنوان یک جانی خطرناک به مردم معرفی میشد. اتهامی که با اثبات وجود مشکلات روانی شدید در این زن توانسته تا حد زیادی کاهش پیدا کند و او را از حکم اعدام رهایی دهد. خانم سیسوان به اتهام قتل بیرحمانه این زن باردار که آراچلیگومز نام داشت به 30 سال حبس محکوم شده و ماههاست تحت مداوای پزشکان روانشناس قرار گرفته است.
«من 10 ساله بودم که به همراه مادرم به شکل غیرقانونی وارد آمریکا شدیم. میدانستم که برای زندگی کردن در کشوری که حتی زبان مردم آن را بلد نبودیم سختیهای زیادی را باید تحمل کنیم، اما آنقدر در بچگی مشکلات زیادی را در تایلند تحمل کرده بودیم که در برابر آنها مهاجرت غیرقانونی کمترین مشکل را برایم داشت. فقر بیش از حد و سوءاستفاده از کودکان در این کشور باعث می شد افرادی مثل من که پدر یا بزرگتری نداشتند بشدت آسیبپذیر باشند و مادرم به ناچار برای رها شدن از جهنمی که در آن قرار داشتیم همه پسانداز سالیان سال خود را به یک خلافکار داد تا ما را به آمریکا برساند. به محض رسیدن به این کشور احساس کردم میتوانم مثل هر دختر 10 ساله دیگری زندگی کنم و براحتی به مدرسه بروم کاری که در دهکده کوچکی که زندگی میکردیم امکانپذیر نبود. اما باز هم اشتباه میکردم. زندگی در این کشور بزرگ اصلا راحت نبود و پذیرفتن ما مهاجران غیرقانونی در میان مردم این کشور کاری بسیار سخت و حتی غیرممکن بود.»
فین پس از دستگیر شدن توسط ماموران پلیس اعتراف کرد که در پارک کلمبیای آمریکا به سوی خانم گومز حملهور شده و با وارد کردن چندین ضربه چاقو که عمدتا در سینه او فرود آمده این زن را از پا درآورده است. جسد بیجان خانم گومز در حالی که غرق در خود بود در کنار جادهای در نزدیکی پارک محل جنایت کشف شد و پزشکی قانونی علت مرگ او را ضربات چاقو به قلبش و همچنین پارگیهای عمیق در شکم او عنوان کرد. تحقیقات اولیه نشان میداد جنین این زن باردار که تقریبا کامل و سالم بوده نیز به سرقت رفته و سرانجام فین پس از دستگیری و اعتراف به اتهام قتل و کودکربایی بازداشت شد.
«سالها زندگی سخت و پرمشقت در تایلند و آمریکا عقل درستی برایم به جا نگذاشته است. خودم میدانم که مدتهاست که حالتهای عادی ندارم و حتی اطرافیانم هم حرفهایم را جدی نمیگیرند و به چشم یک دیوانه به من نگاه میکنند. حق هم دارند. بسیاری اوقات در اتاقم وقتی به خودم میآمدم میفهمیدم که ساعتهاست در حال صحبت کردن با فردی هستم که اصلا وجود نداشت اما من صدایش را میشنیدم، اما چارهای نبود باید به زندگی به هر شکلی که بود ادامه میدادم. پولی برای این که به پزشک مراجعه کنم نداشتم و شوهرم که تنها چند ماه با من زندگی کرده بود حتی حاضر نبود کوچکترین خرجی به من بدهد. او وقتی که فهمید من به خاطر مشکلات جسمانی شدید قادر به داشتن فرزند نیستم مرا ترک کرد و سبب شد عقده داشتن کودک همیشه روی قلبم سنگینی کند. مادرم مدام به من میگفت حتما حکمت در این بوده که من صاحب فرزندی نباشم، اما این حرفها برایم بسیار بیمعنی بود. چرا باید کسی مثل من که عاشق داشتن فرزند بود از داشتن آن محروم می شد و در مقابل هزاران زن که علاقهای به کودک ندارند براحتی بچهدار شوند. مدتها به این فکر میکردم تا هر طور شده یک کودک را به حضانت قبول کنم، اما خیلی زود فهمیدم با شرایط مالی و اجتماعی که من دارم هرگز این اتفاق نخواهد افتاد تا این که با خانم گومز آشنا شدم. او با شوهر و 2 فرزندش در نزدیکی خانه من و مادرم زندگی میکرد و هر روز او را میدیدم که برای پیادهروی از خانه خارج میشد. میدانستم که بچه سوم او پسر است و بزودی به دنیا میآید، اما هرگز در ذهنم نبود که برای رسیدن به این نوزاد چنین عمل فجیعی را مرتکب شوم. این کار را همان فرد دومی کرد که در وجود من و در کنارم زندگی میکند.»
با وجود اثبات این موضوع که خانم فین سیسوان از مشکلات روانی شدید رنج میبرد با این حال بنا به درخواست قاضی دادگاه او برای پاسخگویی به سوالات چندین بار در برابر اعضای هیات منصفه قرار گرفت. او که با وجود مصرف قرصهای تجویز شده توسط روانپزشکان هنوز حالت عادی ندارد، در هر چند دقیقه حرفهای ضد و نقیضی را تحویل دادگاه میداد که ثابت میکرد به هیچ عنوان از لحاظ روانی در حالت تعادل قرار ندارد. او در برابر خوانده شدن جزئیات پروندهاش که نحوه قتل صورت گرفته توسط او را توصیف میکرد تنها سکوت اختیار کرده بود و کوچکترین عکسالعملی از خودش نشان نمیداد. بنا به مندرجات پرونده این متهم که در رای هیات منصفه نیز قرائت شد، خانم سیسوان با خریداری کردن چند دست لباس نوزادی در فرصتی مناسب سر حرف با خانم گومز را باز کرده و طرح دوستی با او ریخته است. او با تحویل دادن لباسها به این زن عنوان کرده که تعداد زیادی اسباببازی هم در منزل دارد که میتواند آنها را به این زن باردار هدیه دهد. او با این ترفند توانست گومز را سوار خودروی خود کند و تنها چندین متر دورتر در یک پارک خلوت در صندلی عقب خودرواش به او حملهور شود. چندین ضربه چاقو کافی بود تا زن حامله از هوش برود و سیسوان بتواند نقشه بیرحمانه دزدیدن کودک او را عملی کند. او به ناچار دقایقی بعد جسد بیجان گومز را از خودرو به بیرون پرتاب کرد و پس از دور شدن از محل با آمبولانس تماس گرفت و مدعی شد او کودکش را در خودرو خود به دنیا آورده است. با رسیدن پزشکان به محل آنها خیلی زود متوجه شدند گرچه جنین دقایقی قبل به دنیا آمده، اما متعلق به این زن نیست و خیلی زود سرنخها به دست پلیس سپرده شد. با پیدا شدن جسد بیجان خانم گومز که جنین گم شده داشت، فین سیسوان به اتهام قتل و کودکربایی دستگیر و بازداشت شد. به گفته وکیل این زن که بیماری روانی او اثبات شده از مدتها قبل نام خود را به پرنسس آسیایی تغییر داده بوده و مدام با هر فردی که برخورد میکرده خود را یک پرستار ماهر معرفی میکرده که صاحب 3 فرزند است. با وجود اثبات بیماری شدید روانی در این زن وکیل او توانست پرونده قطور موکلش را تا حدی سبک کرده و او را از حکم اعدام به سرعت دور کند.
«من نمیدانم چطور آن کار وحشتناک را انجام دادم. هنوز وقتی وکیلم در موردش حرف میزند احساس میکنم که ماجرایی را تعریف میکند که فرد دیگری مرتکب آن شده است. من هرگز نخواستم آسیبی به کسی برسانم و با این روش وحشیانه صاحب کودکی شوم که میدانستم هرگز متعلق به من نبوده است. از این که شنیدهام این پسر با وجود بیرون آمدن از شکم مادرش به کمک پزشکان زنده مانده و اکنون در کنار پدرش زندگی میکند بسیار خوشحالم، اما نمیدانم چرا نمیتوانم به هیچ عنوان جزئیات آن سانحه را به یاد بیاورم یا حتی خودم را در آن مقصر بدانم. میدانم در وجود من علاوه بر خودم فرد دیگری که رفتارهای شیطانی دارد هم زندگی میکند که مرا به چنین رفتارهایی رسانده است. فردی که به گفته وکیلم به خاطر بیماری شدید روانی در مغز من راه یافته و مرا دچار این مشکلات کرده است. امیدوارم که با خوردن دهها قرصی که روزانه پزشکان برایم تجویز کردهاند بتوانم به حالت زنی عادی برگردم و راهی خانه شوم. بیش از هر چیزی در دنیا دلتنگ مادرم و اتاق خودم در خانهمان هستم.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: کورت نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: