دوره فوتبال زیبا تمام شد!

برت فان مارویک 56 سال دارد، ‌اما شاگردانش متفق‌القول‌اند که با آنها گرم می‌گیرد و با جوانان همیشه رابطه کاری نزدیکی داشته و پای صحبت آنها می‌نشیند. این مربی معروف هلندی در اوایل پاییز 2010 و قریب به 3 ماه بعد از اتمام جام جهانی آفریقای جنوبی، آنجا که تیم وی ـ ملی هلند ـ به شکلی بسیار غیرمنتظره به عنوان نایب قهرمانی رسید، می‌گوید: «دوست دارم با همکاران و شاگردانم پیوسته صحبت و صلاح و مصلحت کنم و بر اساس آرای گروهی حرکت و اقدام کنم و خودرای نباشم. حاصل این گفتگوها، همیشه پیشرفت کاری است که به شما سپرده شده است.»
کد خبر: ۳۶۱۴۸۴

فان مارویک در شروع دور مقدماتی جام ملت‌های اروپا 2012 نیز، جایی که لاله‌های نارنجی با سوئد، فنلاند، مجارستان، مولداوی و سن مارینو در گروه پنجم قرار دارند، 2 برد متوالی را در برابر سن مارینو و فنلاند نصیب تیمش کرده و هدف عاجل بعدی‌اش فتح همین جام است. او به دستاوردهای قبلی‌اش اکتفا نکرده و در 2 دیدار اخیر به نفرات جدید متعددی روی آورده و دلایلی هم برای این کار داشته است. از یک سو فان برونک هورست، اویجر و بوشکر از بازی‌های ملی برای همیشه کنار کشیده و در این سطح بازنشسته شده‌اند و از جانب دیگر بازیکنانی جوان‌تر نظیر رایان بابل، استین شارز و ادسون براف هاید بعد از اتمام جام جهانی نوزدهم به قدری کم بازی کرده‌اند که فان مارویک نمی‌توانست برای دیدارهای اخیر به آنها روی بیاورد. فان مارویک در ادامه موج جوانگرایی‌هایش در تیم ملی هلند، برای دیدار با سن مارینو و فنلاند از ران ولار، اریک پیترز، ورنون انیتا، ژرمن لنس، تئو یانسن و هدویگز مادورو هم دعوت به عمل آورد. با این حال هنوز بسیاری از نگاه‌ها معطوف به دستاوردهای بزرگ هلند در جام جهانی 2010 است. سال‌ها قبل از آن و به واقع در 1982 بود که فان مارویک اولین پست مربیگری‌اش را در تیم باشگاهی ماستریخت کشورش عهده‌دار شد و بعد از پایان دادن به حضور 4 ساله‌اش در آن باشگاه همیشه متوسط، در 5 تیم دیگر نیز کار مربیگری کرد، تا این که در ابتدای تابستان 2000 اداره فاینورد، یکی از 3 قدرت سنتی و معروف فوتبال باشگاهی هلند را در دست گرفت. با هدایت او این تیم دوباره بیدار شده شهر روتردام در سال 2002 جام یوفا را برد و 2 سال بعد در وست فالن زمامدار و به واقع سرمربی بروسیا دورتموند شد. او در این باشگاه متعلق به ایالت رور آلمان هیچ جامی نبرد، اما تردیدی نیست که کار در آنجا وی را پخته‌تر و کارآمدتر کرد. او سپس به فاینورد بازگشت و این تیم را به افتخار فتح جام حذفی هلند در سال 2008 نیز رساند و فقط چند هفته بعد از آن جانشین مارکو فان باستن در تیم ملی هلند شد که بعد از ناکامی در پیکارهای «یورو 2008» عرصه بر او تنگ شده بود. 2 سال بعد از آن وی نارنجی‌های هلند را با حذف برزیل و غلبه بر اروگوئه نایب قهرمان جهان کرد و لابد تماشاگران از یاد نبرده‌اند که اگر در فینال سنگین آن جام آرین روبن ستاره اول هلند 2 فرصت تک به تک را هدر نمی‌داد، فان مارویک حالا به جای ویسنته دل‌بوسکه (هدایتگر تیم ملی اسپانیا) سرمربی تیم قهرمان جهان به حساب می‌آمد.

در شروع راه طولانی‌تان به سمت «یورو 2012» هر 2 بازی نخست خود را فتح کرده‌اید. انتقال بالنسبه سریع از حال و هوای جام جهانی 2010 به این مسابقات کاملا متفاوت چطور صورت پذیرفت؟

اگر در یک دوره جام جهانی در همان مراحل اول حاشیه‌نشین شوید، بازیکنان ناکام مایلند جام بعدی هر چه سریع‌تر شروع شود تا جبران مافات کنند اما اگر تا فینال پیش بروید، چه برنده و چه بازنده، وضعیتی متفاوت برایتان به وجود می‌آید. در همین راستا برای اولین بازی‌مان بعد از جام جهانی که مسابقه‌ای دوستانه با اکراین بود، مجبور شدم تیم ب را به میدان بفرستم، زیرا نفرات اصلی هنوز خسته بودند و دل و دماغ یک دیدار تازه و به زعم آنها بی‌اثر و فاقد خاصیت را نداشتند. برای 2 دیدار اخیرمان در شروع دور مقدماتی یورو شرایط قدری فرق کرده بود، زیرا احساس کردم قدری از انگیزه‌ها برگشته است و دیدید که تیم اصلی را ـ البته با تعدادی غایب ـ دعوت کردم و حالا همه پذیرفته‌اند که باید با فراموش کردن شکست مقابل اسپانیا در فینال جام جهانی، به سمت یورو به حرکت درآیند و برای فتح آن بکوشند.

اگر اسپانیا را نادیده بگیریم، هلند بیشترین تعداد برد را در 2 سال اخیر در سطح ملی داشته است. چگونه توانسته‌اید تیمی را که لزوما پرستاره هم نیست و بسیاری از نفرات آن جوانند، این چنین متحول و آن را دائما پیروز کنید؟

یکی از وجوه مهم در فوتبال، قدرت روحی و باور داشتن توان خود است و اگر از آن بی‌بهره باشید، حتی با برترین تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها نیز به جایی نخواهید رسید. از همان شروع کارم در تیم ملی هلند به تمام بازیکنان گوشزد کردم قدرت خود را برای فتح جام جهانی جدی بگیرند و با چنین هدفی به میدان بروند. به آنها گفتم این ماموریت ماست و با تمامی توان به سمت آن بروند. هلند در یک تک بازی و در روز خوبش قادر به غلبه بر هر حریفی هست، اما باید در صحنه مسابقات جام جهانی این توان را به یک ماه و در برابر 7 حریف بسط می‌دادیم تا حداقل به فینال برسیم و این اتفاق مهمی بود که در آفریقای جنوبی برای ما روی داد.

درباره متدهای کارتان بیشتر توضیح بدهید.

معتقدم در یک تیم نباید همه عناصر و افراد با یکدیگر دوست نزدیک باشند. اگر باشند اوضاع بسیار بهتر می‌شود، اما یک اصل و نیاز صددرصد نیست و کافی است نفرات به یکدیگر احترام بگذارند و بتوانند با هم کار کنند و هر یک ویژگی‌های دیگری را کامل کنند. بازیکنان باید به لحاظ کاری با یکدیگر صادق و قادر به همکاری با هم باشند و هیچ عاملی باعث قطع و تضعیف این همکاری نشود و این از قواعد و متدهای اصلی کار من است.

با این حال خیلی‌ها شما را متهم به این می‌کنند که هلند سراپا تهاجمی و تیمی را که همواره به ارائه نمایش‌هایی روبه جلو معروف بوده، به ارائه بازی‌هایی تدافعی و محتاطانه واداشته و زیبایی این تیم را محو کرده‌اید.

فکر نمی‌کنم این طور باشد. ما در جام جهانی اخیر، چه دور مقدماتی و چه مرحله نهایی آن کم گل نزدیم و شما با دفاع صرف به گلزنی نایل نمی‌شوید. با این حال معترفم که به اصل «خوب دفاع کردن» بسیار معتقدم و به آن بهای زیادی می‌دهم. اولین نیاز و پایه حرکت در فوتبال این است که گل نخورید و این کار را بلد باشید و اصول آن را بشناسید. اگر این کار را بدرستی اجرا کنید، آن گاه می‌توانید در مقطعی از مسابقه سرانجام به گلزنی هم نایل شوید. وقتی کم و سخت گل می‌خورید و رقبای حمله‌ور در برابرتان بارها ناکام می‌شوند، این مساله به شما روحیه‌ای بالا می‌دهد و با اطمینان بیشتری توپ خواهید زد. بنابراین خوب دفاع کردن و گل نخوردن نه یک عیب بلکه حسن و نیاز است که افتخار می‌کنم در تیم هلند نیز آن را اجرا کرده‌ام. این را بدانید که دوره فوتبال همیشه تهاجمی و بازی‌های صرفا زیبا تمام شد و با این روش‌ها، در فوتبال کنونی، اغلب ناکامی در انتظار شما خواهد بود.

از خاطرات خود از بازی فینال جام جهانی نوزدهم بگویید.

بازی آن طور که ما می‌خواستیم پیش می‌رفت و اگر روبن قدر آن فرصت‌ها را می‌دانست، ما در 90 دقیقه می‌بردیم و کار اصلا به وقت اضافی نمی‌کشید. اسپانیایی‌ها بعدا به خود ما گفتند که در نیمه دوم نگران شده بودند و می‌ترسیدند که گلی بخورند و کار تمام شود. همین مساله برای ما یک افتخار و اعتبار بزرگ است و نشان می‌دهد کارمان را بدرستی انجام داده‌ایم. بعد از اخراج یکی از بازیکنانمان بیش از پیش مطمئن شدم که نتیجه مساوی پابرجا می‌ماند و کار به پنالتی می‌کشد، زیرا مثل موارد مشابه «تیم یار از دست داده» (هلند) متحدتر شده بود و مارتین استکلن بورگ دروازه‌بان ما نیز عالی کار می‌کرد. من به اسپانیا احترام می‌گذارم . تیمی تهاجمی و زیبا، اما همان طور که قبلا گفتم، اگر آن تک به تک‌ها را گل می‌کردیم، کار زودتر از اینها تمام می‌شد. جام می‌توانست و باید از آن ما می‌شد.

هلند در این دو سال و اندی زیر نظر شما بسیار بیش از گذشته به یک بازی مستقیم و ارسال‌های بلند روی آورده و از بازی‌های گذشته‌اش که مبتنی بر پاسکاری‌های سریع و کوتاه و حرکت در عمق خط دفاعی حریف بود، فاصله گرفته است. در تیم شما برخلاف سابق اکثر بازیکنان فقط یک سری وظایف خاص را انجام می‌دهند و اثری از فوتبال فراگیر و همه‌پستی در این تیم دیده نمی‌شود. آیا این ایراد نیست؟

حتی اگر من این کار را انجام نمی‌دادم، به خودی خود انجام می‌شد زیرا فوتبال و زیرساخت‌ها و چرخه‌های کار آن طی یکی دو دهه اخیر بسیار فرق کرده و معانی تازه‌ای یافته‌اند و شما نمی‌توانید و نباید آن را با ادوات سابق اجرا کنید. تیم‌ها دفاعی‌تر و دونده‌تر شده‌اند و اولین هدفی که دارند، خنثی کردن بازی طرف مقابل است. مجموعه این مسائل باعث می‌شود فضای حرکت و مانور بازیکنان در داخل میدان به حداقل برسد و دائما تحت فشار باشید. در این فوتبال و با چنین مولفه‌هایی شما هم باید چنین بازی کنید و اصولا حرکت روبه جلوی موثر، همیشه میسر نیست. قبل از شروع جام جهانی امسال، ما 3 بازی دستگرمی داشتیم که در آنها 13 گل زدیم و مجری سیستم‌های مختلف بودیم؛ اما تا به دور نهایی جام جهانی پا گذاشتیم، با تیم‌هایی روبه‌رو شدیم که هدف اولشان جلوگیری از تکوین بازی ما بود و همه چیز را معطل و متوقف می‌کردند، با این امید که ما مرتکب اشتباه شویم و آنها گل بزنند. با این توضیحات باید متوجه شوید که تغییرات در سیستم بازی ما و سایرین اجتناب‌ناپذیر بوده است. در سیستم فعلی باید صبر کنید و منتظر لحظه موعود باشید تا ضربه کاری‌تان را وارد کنید. بنابراین تغییرات در سیستم بازی ما که شما به آن اشاره کردید، نه یک چیز دلبخواهی بلکه نوعی اجبار و الزام برای ما بوده است. شما امروزه کمتر تیمی را در سطح جهان می‌یابید که همان طور بازی کند که 20 سال پیش می‌کرد، یعنی حریفان چنین اجازه‌ای را اصلا به شما نمی‌دهند.

لابد به همین سیستم‌ها در ادامه دور مقدماتی یورو 2012 نیز ادامه خواهید داد.

بله. چرا ندهیم؟ تداوم در کار و استمرار در ارائه نمایش‌هایی که موفقیت‌ به بار آورده، یک اصل لازم در این ورزش است و گریزی از آن نیست. در بحث کسب نتایج نیز من همیشه به شاگردانم یادآور شده‌ام که به آنچه قبلا به دست آورده‌‌اند، اکتفا نکنند و همیشه چیزی بیشتر و اضافی را بطلبند. شما وقتی می‌بازید که به این تصور غلط برسید که به تمام مقاصد مورد نظر دست یافته‌اید. من در هفته‌های اخیر این تصور غلط را از سر و مغز بازیکنان تیم ملی هلند حذف کرده‌ام. به آنها گفته‌ام که روی ماموریت جدیدمان که درخشش در دوره تازه جام ملت‌های اروپاست، تمرکز کنند و فقط به آن بیندیشند، نه فقط سیاست‌های تاکتیکی و فنی ما تغییری نکرده، بلکه رفتار و نوع نگاه ما به مسائل موجود نیز همانی است که قبلا بود.

و آیا این جام را واقعا خواهید برد؟

شانس‌مان در این مورد همانقدر است که در جام جهانی اخیر بود. ما بازیکنانی داریم که تمامی دنیا آرزوی داشتن آنها را دارند. نفراتی مثل وسلی اشنایدر، آرین روبن، یان کلاوس هانته‌لار، مارتین استکلن بورگ، رافایل فان درفارت، رابین فان‌پرسی، گریگوری فان درفیل و جوان‌ترهایی مثل ابراهیم افه‌لای، الجیرو الیا، دمی دی‌زو، ژرمن لنس و تئو یانسن که هر روز بهتر می‌شوند. پس چرا بدبین باشیم؟

سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها