در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وضعیت تئاتر عروسکی چندان روبه راه نیست. چرا؟
چون تئاتر عروسکی تمام فعالیتهایش برای زمان برگزاری جشنواره است. بعد آثاری که حال و هوای بهتری دارند و مرکز تشخیص می دهد که دارای ارزش هستند، در تالار هنر اجرا می شود. اما از آنجا که این تالار مخاطب زیادی ندارد و مردم و خانوادهها آن را نمیشناسند، کارها هم خوب دیده نمیشوند.
منظورم مسائل کلانتر این حوزه بود و نه فقط مشکلات یک تالار ناشناخته.
خب، تئاتر عروسکی هنوز جایگاهش را بین مردم و حتی مسوولان پیدا نکرده است. در مواردی اثری مخاطب زیادی جلب میکند و مسوولان هم تا چند وقت به تئاتر عروسکی اهمیت میدهند که البته دوباره سرد میشوند. نمیتوان از تئاتر عروسکی توقعی داشت، چراکه مسوولان ساز و کار و برنامهای برای پیشرفت و گسترش آن ندارند و مردم هم شناختی نسبت به آن ندارند. این هنر حامی میخواهد که متاسفانه ندارد.
بالاخره مشکل از مردم است یا هنرمندان یا مسوولان؟
همه چیز با هم است. مردم هیچ وقت تقصیری ندارند و هیچ تعهدی هم ندارند که کاری را ببینند. یک وقت نمایشی را می بینند و خوششان میآید یا اثری را که دوست ندارند، تماشا نمیکنند. از سوی دیگر هنرمندان هم چندان مقصر نیستند. هر کار هنری اول بودجه میخواهد، جای تمرین نیاز دارد و امکانات فنیاش را باید فراهم کرد. همیشه نمیشود که 2 نفر توی خانه و یک اتاق تمرین کنند بعد یک اثر خوب بشود.
بر خلاف انتظار مسوولان، نمایش عروسکی هنرمندان زیادی را میطلبد. یک عروسک وقتی روی صحنه به حرکت در میآید، در واقع 4 نفر در بازیاش موثر بودهاند. تازه این برای یک عروسک است. بعد از دادن امکانات، نیاز به سالنهای کارگاهی و تمرین است تا در آنها بچهها تمرین و تجربه کنند تا کار را یاد بگیرند. الان این چیزها در دانشگاه هم اتفاق نمیافتد چه برسد به بیرون که جوانها بتوانند کار کنند.
اوضاع در کشورهایی که تئاتر عروسکی آنها پیشتاز است، چگونه است؟
الان در کشورهایی که تئاتر عروسکی خوبی دارند، هنرمندان حقوقبگیر این رشته هستند. بیشتر کشورهای اروپای شرقی مانند چک، اسلواکی، مجارستان و... در تئاتر عروسکی خیلی غنی هستند. آنجا دنبال کیفیت بهتر آثار هستند تا این که بخواهند به لحاظ کمی با هم رقابت داشته باشند. این باعث میشود برخی آثار در سطح جهانی هم جلوه کنند. اما ما چنین جایگاهی را در تئاتر عروسکی نداریم و بچهها با جیب خالی دور هم جمع میشوند تا کار کنند که آن هم مقطعی است. ما 4 سال پیش با همین بچهها نمایش کنسرت حشرات را شروع کردیم. حتی پولش را خودمان دادیم و تا 2 سال اجرا یک قران هم تو جیب کسی نمیرفت. فروشش تنها آنقدر بود که فقط خرج خودش را در بیاورد. مگر چقدر از جان گذشته هست که بخواهد با این روال کار بکند. همه خرج و زندگی دارند.
دفتر تئاتر عروسکی مرکز هنرهای نمایشی و انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر آیا برای رفع مشکلات این عرصه کاری کردهاند؟
به هیچوجه. اینها که گفتید تا الان یکبار هم به سراغم نیامدهاند بگویند حالت چطور است. اجرای عمومی کنسرت حشرات در تالار اصلی تئاتر شهر هم در واقع جایزه جشنواره بود که از آن هم خوب پشتیبانی نشد. تا الان هیچ ارگان و نهادی نیامده جویای احوالمان بشود یا مثلا تبلیغ یا حمایتی از ما انجام دهد. همین مشکلات است که آدم را ناامید میکند و احساس در جا زدن را در هنرمند بر میانگیزد. اگر حمایت و امکان کار فراهم باشد با علاقهمندی جوانان میتوان بر همه مشکلات غلبه کرد.
اصولا به چنین تشکیلاتی برای تئاتر عروسکی باور دارید؟
من اصولا حوصله مراجعه به این جور جاها را ندارم، اما نمی گویم هم آدم ناباوری هستم. دوست دارم کار کنم یا کار ببینم. من آدم نشست و کنفرانس و میز نیستم.
حرفتان با مسوولان و مدیران تئاتر عروسکی چیست؟
من مثالی برایتان میزنم تا شاید یک ذره حرف همدیگر را بفهمیم. وقتی کنسرت حشرات را چند سال پیش راه انداختم از هیات بازبین و انتخاب دعوت کردم آن را برای اختتامیه جشنواره نمایش دهند. آمدند، دیدند و گفتند این کنسرت است! بعدش دعوت شدیم برای فلان جشنواره یا فرهنگسرا که بخش موسیقی آنها هم گفت این که نمایش است. کجایش کنسرت است. انگار تو این جامعه نمیشود هیچ چیز نویی را هضم کرد.
فکر این نمایش که تئاتر عروسکی و موسیقی را با هم تلفیق کنید، از کجا آمد؟
بروبچههای گروه باعث شدند من به این سمت بروم. ایده اولیهاش از افراد گروه بود. آنان تکتکشان بازیگران و عروسکگردانان خوبی هستند و علاوه بر آن آدمهای مستعدی در زمینه صدا و آوازخوانی و موسیقی.
با این جوانان کجا آشنا شدید؟
من چند سال پیش داور جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی بودم و چند تا از این جوانان را اولین بار در آنجا دیدم. آنان با سطل آشغال، یک نایلون و پوست لواشک و شانه برای یک نمایش آهنگ میزدندکه من هم جایزه بهترین آهنگسازی را به آن کار دادم. موسیقی خلاقه آنان یک ساعت همه را سرگرم کرده بود و برای همین تصمیم گرفتم کاری را با آنان انجام دهم.
رضا آشفته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: