در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پوتین اظهار داشته بحران اقتصادی چند سال اخیر ارتباطی با اقتصاد روسیه نداشته و از خارج به داخل کشور سرایت کرده که مانع توسعه روسیه نشده، بلکه تنها تاثیر اندکی بر آن گذاشته و هماکنون اقتصاد ملی در مسیر صحیح خود است.
از سوی دیگر، مدودف از فساد مالی همیشگی در روسیه انتقاد کرده و در سخنرانیهای خود موضع قاطعی برای مبارزه با آن اتخاذ کرده است. در روسیه اختلاس و رشوه تبدیل به محور پوتینیسم و یک مانع ساختاری بر سر راه پیشرفت اقتصادی شده است.
رئیسجمهور روسیه همچنین شرایط مناطق داغستان و اینگوشتیا را جدیترین مشکل سیاسی داخلی کشور معرفی کرد. در این مناطق روزانه در حملات تروریستی، افسران پلیس، قاضیها، دادستانان و مقامات محلی کشته میشوند.
تابستان گذشته، هیات روسیه در مجمع پارلمانی شورای اروپا به لایحه محکومیت نقض حقوق بشر در چچن و محکومیت رمضان قادروف، رئیس بدنام این منطقه که دستنشانده پوتین است، رای مثبت داد.پوتین میگوید: حوادثی که در قفقاز شمالی رخ میدهد، به معنای واقعی کلمه تروریسم نیست.
پوتین همچنین از حملات پلیس مسکو به صدها نفر از راهپیمایان طرفدار دموکراسی حمایت کرده و گفته است: اگر معترضان بیتوجهی به ممنوعیت تظاهرات در یکی از مناطق مسکو را انتخاب کنند، سزاوار برخورد هستند.
پوتین درباره ازسرگیری روابط با آمریکا که مدودف در سه نشست با اوباما قول آن را داده، میگوید مایل است به ازسرگیری روابط معتقد باشد، اما این آمریکا بود که 2 سال پیش گرجستان را برای جنگ با روسیه تجهیز کرد و همین آمریکاست که به دنبال استقرار سامانه سپر موشکی در سایر کشورهای اروپایی است. پس ، از سرگیری روابط بیمعناست. این اظهارات از سوی مدودف و پوتین نشان میدهد که میان آن دو اختلاف و شکاف عمیقی درخصوص آینده روسیه وجود دارد و به همین دلیل میتوان گفت که عدمحضور پوتین در انتخابات ریاستجمهوری 2012 غیر ممکن است. پوتین فردی نیست که صبورانه بنشیند و نظارهگر دور دوم ریاستجمهوری مدودف و دور شدن روسیه از پوتینیسم باشد.
مدودف چه اقدامی میتواند انجام دهد؟ وی میتواند مانند نیکیتا خروشچف، اصلاحات را درون نظام دنبال کند و با مخالفتهای بسیار مانند خروشچف مواجه شود و یا این که نسبت به مشکلات موجود بیتفاوت باشد که البته گزینه دوم به بدنامی او در انتخابات 2012 و بازنشستگیاش خواهد انجامید و یا این که مانند میخائیل گورباچف، فضای بیشتری برای اپوزیسیون طرفدار دموکراسی ایجاد کند و توجه بیشتری به معترضان طبقه متوسط داشته باشد؛ معترضانی که در سال جاری میلادی خواستار آزادی سیاسی و اقتصادی و استعفای پوتین بودند.مهمترین اقدام در اینجا میتواند اطمینان یافتن از کنارهگیری بدون مزاحمت احزاب اپوزیسیون و جنبشها در دور دوم انتخابات دوما در سال آینده و ارائه نتایج صادقانه انتخابات باشد.
البته گزینه سومی هم وجود دارد. مدودف همانند لئونید برژنف باشد؛ فردی که به مدت 18 سال در کنار فساد فزاینده و سقوط اقتصادی و اجتماعی کشور حکومت کرد. البته گزینه برژنف قبلا انتخاب شده است. اگر پوتین در سال 2012 دوباره قدرت را در دست گیرد و 2 دوره 6 ساله دیگر حکومت کند، تا سال 2024، حدود 20 سال بر روسیه حکومت کرده یعنی دو سال بیشتر از برژنف واین حکومت طولانی نتایج بسیار مشابه با دوران برژنف خواهد داشت.
منبع: ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: