در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مطالعه و کاوش تاریخ، بررسی و کاوشی معمولی نیست و با مطالعه علم تجربی متفاوت است. این تفاوت را باید در موضوع این دو گونه مطالعه و تحقیق جستوجو کرد، موضوع مطالعات علم تجربی، اعمال فیزیکی و طبیعی هستند و موضوع مطالعات تاریخی، اعمال و آثار انسان است. این موضوع براحتی زیر ذرهبین علم قابل مشاهده نیست؛ چرا که انسان همواره در پی اثبات آزادی و اراده خود است، حال آنکه علم قصد دارد قوانین ثابت را به موضوعات مورد مطالعه خود تحمیل کند.
حال این سوال پیش میآید که چگونه باید به مطالعه تاریخ و انسان پرداخت. پاسخ این است که ابتدا باید حیث تاریخمندی و زمانمندی انسان را به رسمیت شناخت. توضیح اینکه انسان به خلاف اشیایی مثل درخت، سنگ و گل دارای ماهیت واحد و ثابتی نیست، بلکه ماهیت و هویت انسان اساسا پویاست. مخالفان این ادعا وجود عناصری مثل قوه عاقله و ناطقه را اساس ماهیت ثابت برای انسان میپندارند ولی واقعیت این است که عقلانیت انسانها نیز عقلانیتی ثابت و ایستا نیست بلکه زمانمند و پویاست: انسان در هر لحظه در حال تصمیم گرفتن برای ساختن ماهیت خود است؛ انسان با «شدن» قرین است.
به نظر میرسد از جمله عواملی که آثار تاریخی میرباقری را جلوه خاصی بخشیده، پذیرش ضمنی این نگاه از سوی اوست. میرباقری در به تصویر کشیدن شخصیتهای تاریخی، بیش از آنکه به خطکشیهای کلیشهای از پیش معلوم خیر و شر توجه داشته باشد، سعی دارد مخاطب را وارد بطن و متن جریان زندگی این شخصیتها کند. این کار، گام اول برای فهم تاریخ است و شاید دشوارترین گام نیز همین باشد و لازمه آن یک عزیمت است؛ عزیمت از زمان و عصر خود به زمان و عصر و مقطعی از تاریخ که قصد فهم و نمایش آن را داریم. این عزیمتی است به متن جریان زندگی شخصیتهای تاریخی. بر این اساس، نماهایی از مجموعه مختارنامه که مزرعه کشاورزی مختار، بازار مدائن، رنگرزی و... را به نمایش در میآورد، نماهای جانبی و طفیلی نیست، بلکه بستری برای تقرب به چگونه زیستن شخصیتهای آن مقطع تاریخ است. اگر این بستر و شبکهای که این شخصیتها را به هم پیوند میدهد، تبیین نگردد، حوادث تاریخی نیز قابل فهم نخواهد بود. در این بستر، خیر و شر با هم ممزوج و آمیخته است. تفکیک سادهلوحانه و شفاف شده خیر و شر در اثر تاریخی، مرگ آن اثر است، چرا که مخاطب نیز این سادگی را باور نخواهد کرد. تاکید در دیالوگهای مختار و عمربن سعد به اینکه این دو دوستان و همقطاران دوران کودکی بودند، این دو شخصیت را که بر اساس اطلاعات تاریخی ما در نهایت داستان در اوج دوری در 2 نقطه مقابل خیر و شر در برابر یکدیگر قرار خواهند گرفت، به یکدیگر پیوند میدهد. علاقه کیان، دوست ایرانی مختار به جاریه؛ خواهر مختار، دلبستگی دو جانبه عمر سعد و خواهر مختار، همراهی پدر مختار و پدر عمر سعد در فتح ایران، دوستی دیرینِ پدر همسر امام مجتبی و پدر عمر سعد و... مواردی است که گویی کارگردان مدام در دیالوگها به آنها تاکید میکند تا شبکه پیوند دهنده این شخصیتها و امتزاج و قرین بودن سیاست، عشق، دوستی و جنگ را بین آنها روایت کند. حال در این شبکه است که تصمیمهای افراد در مقاطع و لحظات حساس، آنها را از همقطارانشان متمایز میکند، نه طرحهای از پیش تعیینکننده مثبت و منفی بودن شخصیتها؛ مثل تقابل ایرانی و عرب، هاشمی و اموی، کوفی و بصری و...
حسین شقاقی / گروه اندیشه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: