نکته روز

تاریخ به روایت میرباقری

تاکنون فقط 3 قسمت از مجموعه 40 قسمتی مختارنامه پخش شده و شاید سخن گفتن و قضاوت در مورد این مجموعه هنوز خیلی زود باشد، ولی به طور کلی با توجه به همین 3 قسمت و آثار قبلی میرباقری به نظر می‌رسد آثار او دارای تمایزهای بارزی نسبت به سایر آثار تاریخی داخلی است. ریشه این تمایزهای بارز را باید در نوع نگاه و شیوه تقرب میرباقری به تاریخ دانست. ساختن فیلم و سریال تاریخی، نیازمند پشتوانه‌ای قوی به نام کاوش روشمند و مطالعه عمیق تاریخی است و به نظر می‌رسد میرباقری بخوبی از آن بهره دارد.
کد خبر: ۳۶۱۳۲۲

مطالعه و کاوش تاریخ، بررسی و کاوشی معمولی نیست و با مطالعه علم تجربی متفاوت است. این تفاوت را باید در موضوع این دو گونه مطالعه و تحقیق جست‌وجو کرد، موضوع مطالعات علم تجربی، اعمال فیزیکی و طبیعی هستند و موضوع مطالعات تاریخی، اعمال و آثار انسان است. این موضوع براحتی زیر ذره‌بین علم قابل مشاهده نیست؛ چرا که انسان همواره در پی اثبات آزادی و اراده خود است، حال آن‌که علم قصد دارد قوانین ثابت را به موضوعات مورد مطالعه خود تحمیل کند.

حال این سوال پیش می‌آید که چگونه باید به مطالعه تاریخ و انسان پرداخت. پاسخ این است که ابتدا باید حیث تاریخمندی و زمانمندی انسان را به رسمیت شناخت. توضیح این‌که انسان به خلاف اشیایی مثل درخت، سنگ و گل دارای ماهیت واحد و ثابتی نیست، بلکه ماهیت و هویت انسان اساسا پویاست. مخالفان این ادعا وجود عناصری مثل قوه عاقله و ناطقه را اساس ماهیت ثابت برای انسان می‌پندارند ولی واقعیت این است که عقلانیت انسان‌ها نیز عقلانیتی ثابت و ایستا نیست بلکه زمانمند و پویاست: انسان در هر لحظه در حال تصمیم گرفتن برای ساختن ماهیت خود است؛ انسان با «شدن» قرین است.

به نظر می‌رسد از جمله عواملی که آثار تاریخی میرباقری را جلوه خاصی بخشیده، پذیرش ضمنی این نگاه از سوی اوست. میرباقری در به تصویر کشیدن شخصیت‌های تاریخی، بیش از آن‌که به خط‌کشی‌های کلیشه‌ای از پیش معلوم خیر و شر توجه داشته باشد، سعی دارد مخاطب را وارد بطن و متن جریان زندگی این شخصیت‌ها کند. این کار، گام اول برای فهم تاریخ است و شاید دشوارترین گام نیز همین باشد و لازمه آن یک عزیمت است؛ عزیمت از زمان و عصر خود به زمان و عصر و مقطعی از تاریخ که قصد فهم و نمایش آن را داریم. این عزیمتی است به متن جریان زندگی شخصیت‌های تاریخی. بر این اساس، نماهایی از مجموعه مختارنامه که مزرعه کشاورزی مختار، بازار مدائن، رنگرزی و... را به نمایش در می‌آورد، نماهای جانبی و طفیلی نیست، بلکه بستری برای تقرب به چگونه زیستن شخصیت‌های آن مقطع تاریخ است. اگر این بستر و شبکه‌ای که این شخصیت‌ها را به هم پیوند می‌دهد، تبیین نگردد، حوادث تاریخی نیز قابل فهم نخواهد بود. در این بستر، خیر و شر با هم ممزوج و آمیخته است. تفکیک ساده‌لوحانه و شفاف شده خیر و شر در اثر تاریخی، مرگ آن اثر است، چرا که مخاطب نیز این سادگی را باور نخواهد کرد. تاکید در دیالوگ‌های مختار و عمربن سعد به این‌که این دو دوستان و هم‌قطاران دوران کودکی بودند، این دو شخصیت را که بر اساس اطلاعات تاریخی ما در نهایت داستان در اوج دوری در 2 نقطه مقابل خیر و شر در برابر یکدیگر قرار خواهند گرفت، به یکدیگر پیوند می‌دهد. علاقه کیان، دوست ایرانی مختار به جاریه؛ خواهر مختار، دلبستگی دو جانبه عمر سعد و خواهر مختار، همراهی پدر مختار و پدر عمر سعد در فتح ایران، دوستی دیرینِ پدر همسر امام مجتبی و پدر عمر سعد و... مواردی است که گویی کارگردان مدام در دیالوگ‌ها به آنها تاکید می‌کند تا شبکه پیوند دهنده این شخصیت‌ها و امتزاج و قرین بودن سیاست، عشق، دوستی و جنگ را بین آنها روایت کند. حال در این شبکه است که تصمیم‌های افراد در مقاطع و لحظات حساس، آنها را از هم‌قطارانشان متمایز می‌کند، نه طرح‌های از پیش تعیین‌کننده مثبت و منفی بودن شخصیت‌ها؛ مثل تقابل ایرانی و عرب، هاشمی و اموی، کوفی و بصری و...

حسین شقاقی / گروه اندیشه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها