در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایالات متحده در طول تاریخ شورای امنیت، بیشترین مورد استفاده از تحریم علیه کشورها و همچنین حمایت از رژیمهای نژادپرست را در کارنامه خود دارد؛ به طوری که از مجموع 80 مورد استفاده از حق وتو که توسط آمریکا اعمال شده است 10 مورد آن در رد تصویب قطعنامه علیه رژیم نژادپرست سابق آفریقای جنوبی بوده و بیش از این رقم را در مورد ممانعت از اجرای قطعنامه علیه اسرائیل به کار برده است که نمونه آخر آن، سال 2004 بود که همه اعضای شورای امنیت (حتی انگلیس) با صدور قطعنامهای، خواستار توقف عملیات نظامی اسرائیل در غزه شدند که با وتوی آمریکا روبهرو شد.
در قطعنامه تحریمی 1929 علیه کشورمان، چند نکته حائز اهمیت است که مختصرا بیان میگردد. اول تلاش فوقالعاده آمریکا در همراه کردن اعضای شورای امنیت با خود بود، به گونهای که مثلا برای اقناع چین چندین هیات دیپلماتیک فقط به همین منظور از واشنگتن راهی پکن شدند و با تقبل هزینههای سیاسی و اقتصادی فراوان، این دورهگردی سیاسی را ادامه میدادند که در نهایت نیز نتوانستند رای همه اعضای شورای امنیت برای تحریم ایران را به دست آورد.
دوم، هدف قرار دادن مردم به گونهای که در تحریمهای اخیر تجارت اشتغال و بنزین که مستقیما با زندگی روزمره مردم سروکار دارند را مورد نظر قرار دادند. آمریکا با این کار ضمن وارد ساختن فشار روانی بر مردم قصد دارد در کنار چانهزنی از خارج سناریو، فشار از داخل را نیز به جمهوری اسلامی تحمیل کند.
سوم، فشار آمریکا بر کشورها برای همراهی با تحریمها و مشهود بودن ردپای وزارت خزانهداری ایالات متحده در قوانین وضع شده برخی از کشورها علیه ایران با مطالعه اسناد پیوست این تحریمها بوضوح این دخالت و احیانا اجبار به چشم میخورد؛ به حدی که مواضع اعلامی (نه لزوما اعمالی) اتحادیه اروپا و حتی استرالیا و ژاپن در برخی بندها عینا تکرار خواسته آمریکاییهاست.
در قبال این تحریمها و اینکه دیگر کشورها به چه میزان حقیقتا با آمریکا همراه خواهند بود. موضوعی که با واقعیت امروز جهان همخوانی بیشتری دارد؛ نگاهی که گرچه آمریکا را فعلا تنها ابرقدرت میداند، اما با این وجود این کشور را ابرقدرتی تنها قلمداد میکند، یعنی ابرقدرتی که هژمون نیست، چه آن که هژمون بودن یعنی قدرت برتر یک کشور به گونهای که دیگر کشورها هم آن را مطلقا پذیرفته باشند و خود را یارای رقابت با آن ندانند، مسالهای که امروزه خصوصا پس از 11 سپتامبر 2001 و درماندگی آمریکا در افغانستان و عراق از سوی قدرتهای منطقهای و جهانی مثل اتحادیه اروپا، چین، هند، روسیه، برزیل و آرژانتین ابدا پذیرفته شده نیست، لذا از یک طرف نه حاضر به تنش با آمریکا هستند و از طرف دیگر حاضر نیستند سیاستهای خود را براساس منافع و سیاستهای آمریکا تنظیم کنند.
تحلیل عمده آن است که کشورها از طرفی روی کاغذ خود را همسو با آمریکا نشان میدهند و از طرف دیگر خود، راه دور زدن تحریمها را به ایران پیشنهاد میکنند.
نمونه آن اتحادیه اروپاست. از یک طرف از تحریم سخن میگوید و از طرفی کشورهای قدرتمندی مثل آلمان و ایتالیا خواستار باز شدن افقهای نوین ایران هستند.
نمونه دیگر چین است که اصولا خود را در بازیهای فرسایشی سیاسی وارد نمیکند و چندی پیش صراحتا اعلام کرده خواستار روابط عمیقتر با ایران است.
نمونه دیگر لبنان، کشوری که ظاهرا رای ممتنع به قطعنامه 1929 صادر کرد، یعنی اینکه هیچ نوع نگاه و نظری به برنامههای ایران ندارد، اما همه شاهد بودیم که در عمل چه استقبالی از رئیسجمهور کشورمان انجام دادند. آمارها نیز چیز دیگری غیر از تحلیل گروه اول را نشان میدهند.
چه آن که از آغاز امسال، صادرات کشورمان 23 درصد و واردات آن 24 درصد افزایش یافته است. در آخر آن که تحریم کشوری وسیع و پرجمعیت با منابع انرژی و معدنی فراوان که حتی خود آمریکاییها نیز به قدرت منطقهای آن اعتراف دارند، از بازیگران خردمند غیرقابل پذیرش است.
همچنین در طول 32 سال که از انقلاب اسلامی میگذرد، ثابت شده است ایران در هر قسمتی که مورد اجحاف و تحریم و فشار قرار گیرد، در همان قسمت بیشتر قدرت میگیرد و رشد میکند.
وبلاگ تالمات و تاملات یک دانشجو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: