خوب‌ها و بدها

پخش «خانه بی‌پرنده» به کارگردانی کاظم معصومی، از مدتی پیش به صورت یک شب در میان از شبکه تهران آغاز شده است. این سریال هم دارای خصوصیات مشترکی با سایر سریال‌های تلویزیون است و مثل اکثر آنها از شخصیت‌های مطلق سیاه و سفید استفاده شده است. یعنی تکلیف بیننده از همان اول روشن می‌شود. بعضی از شخصیت‌ها که به عنوان نقش مثبت معرفی می‌شوند، از همان ابتدا بدون ذره‌ای لغزش پیش می‌روند و بعضی دیگر که شخصیت‌های خطاکار هستند، اشتباهات خود را تا اواخر سریال ادامه می‌دهند و بعد در یکی، دو قسمت آخر به راه راست هدایت می‌شوند. البته این نحوه شخصیت‌پردازی منحصر به این سریال نمی‌شود و وجه مشترک بیشتر سریال‌های‌ماست.
کد خبر: ۳۶۱۰۴۱

این روش به مخاطب کمک می‌کند که به آسانی با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند و برای هرکدام حساب جداگانه‌ای در ذهنش باز کند. حسابی که معمولا اشتباه از کار در نمی‌آید، چون داستان به هر سمت و سویی برود هرگز پیش‌فرض‌های مخاطبان درباره ماهیت شخصیت‌ها را به هم نمی‌زند. همه شخصیت‌ها همان‌طوری هستند که بیننده از ابتدا فهمیده و در ذهن خودش آنها را دسته‌بندی کرده است. بدها کاملا بد هستند و هیچ نقطة مثبتی ندارند، مگر آنکه قرار باشد یکی از شخصیت‌های منفی در پایان سریال متحول شود و به راه راست بازگردد. خوب‌ها هم سراپا مثبت هستند و کوچک‌ترین اشتباهی نمی‌کنند. بیشتر منتقدان می‌گویند این شیوه شخصیت‌پردازی می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های یک فیلم سینمایی باشد، ولی باید قبول کرد که در یک سریال تلویزیونی خانوادگی که برای مخاطب عام ساخته می‌شود این شیوه امتیازهایی هم دارد. یکی از این امتیازها این است که تکلیف مخاطب را از همان ابتدا یکسره می‌کند و به جای آن‌که ذهنش را درگیر معماهای پیچیده دربارة شخصیت‌ها و نیات و مقاصد آنها کند، اجازه می‌دهد روی قسمت‌های دیگر داستان تمرکز کنند. این‌طوری بیننده راحت‌تر می‌تواند روند داستان سریال را تعقیب کند و ذهنش هم دچار آشفتگی نمی‌شود. به هر حال باید این نکته را در نظر گرفت که مخاطب تلویزیون با سینما فرق می‌کند. اما این توقع وجود دارد که همین شخصیت‌پردازی سیاه و سفید هم با قدری ظرافت انجام شود. مثلا بیننده نتواند از همان اول پایان داستان را حدس بزند و تشخیص دهد که کدام شخصیت عاقبت به خیر می‌شود و کدام شخصیت در انتهای سریال سرش به سنگ می‌خورد. چون اگر این‌طور باشد دیگر داستان برای مخاطب جذابیتی ندارد که بخواهد 20 یا 30 قسمت آن را دنبال کند.

«خانه بی‌پرنده» ماجرای چند خانواده و چند زندگی را تعریف می‌کند. در همان یکی دو قسمت اول به آرامی پرده‌ها کنار می‌رود و ارتباط این زندگی‌های به ظاهر متفاوت با هم نمودار می‌شود. به نظر می‌رسد که کارگردان تصمیم داشته که یک تعلیق طولانی را طراحی کند. اگر چنین تصمیمی در ذهن معصومی بوده، این تعلیق را خیلی خوب ایجاد کرده است. زیرا بیننده به واقعیت ماجرا تا حدود زیادی واقف است ولی شخصیت‌ها هنوز درگیر ماجرا نشده‌اند و یکی از تعریف‌های مشهور تعلیق همین است. البته این تعلیق کمی دیر آغاز می‌شود، چون 3، 4 قسمت اول سریال فقط به معرفی شخصیت‌ها و شناساندن روابط میان آنها اختصاص داده شده است.

از لحاظ کارگردانی و مؤلفه‌های تکنیکی «خانه بی‌پرنده» سریال شسته و رفته‌ای است، ساختار ساده‌ای دارد و همه عناصرش را در خدمت قصه قرار داده. شاید به همین دلیل باشد که می‌بینیم هیچ اتفاق خاصی از قبیل حرکت‌های پیچیده دوربین یا ریزه‌کاری‌های تدوین در این سریال وجود ندارد.

انتخاب سعید نیک‌پور کارگردان و بازیگر باتجربه برای بازی در نقش یک بازاری محترم و مثبت‌اندیش در موفقیت خانه بی‌پرنده در جذب مخاطب موثر است. آرامشی که در صدا و رفتار او وجود دارد در هماهنگی کامل با خصوصیات شخصیت است. او حتی زمانی که از رفتار خودسرانه اطرافیانش عصبانی می‌شود هم خودش را کنترل می‌کند و لحن هتاکانه‌ای به کار نمی‌برد. بقیه بازیگران هم قابل قبول ظاهر شده‌اند. به هر حال کاظم معصومی کارگردان باتجربه و نام‌آشنایی است و خوب می‌داند که چگونه باید از قابلیت‌های بازیگرانش به نفع اهداف سریال استفاده کند. او در دهه 60 با ساخت فیلم‌های باکیفیتی مثل «دزد و نویسنده» که در زمان خودش حسابی سر و صدا به پا کرد مطرح شد. همین چند سال پیش هم «طبل بزرگ زیر پای چپ» را ساخت که یکی از بهترین فیلم‌های ژانر دفاع‌مقدس بود. حالا او پس از وقفه‌ای نسبتا طولانی تلویزیون را انتخاب کرده تا توانایی‌اش را در تلویزیون بیازماید. باید منتظر ماند تا قسمت‌های آینده سریال «خانه بی‌پرنده» پخش شود، آن‌وقت راحت‌تر می‌توان راجع به حرف‌های جدید معصومی و سریالی که برای انتقال این حرف‌ها به مخاطبش ساخته اظهارنظر کرد.

شروینه شجری‌کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها