دیدار با استاد حسین دهلوی، آهنگساز و چهره ماندگار موسیقی

نت‌هایی که ساکت هستند

از مدت‌ها پیش این‌جا و آن‌جا شنیده و در برخی نشریات خوانده بودم که در بستر بیماری است. وقتی برای دیداراستاد پای به کوچه‌ای می‌گذارم که در نشانی آمده بود، برای پیدا کردن خانه‌اش دیگر نیازی به شماره پلاک نداشتم. همین که به کوچه وارد شدم، صدای ساز سنتوری که خانم سوسن اصلانی، همسر او می‌نواخت و نوجوانان و جوانانی که به این آپارتمان رفت و آمد می‌کردند تا آموزش موسیقی ببینند، بهترین نشانی بود. غروب یک روز پاییزی به خانه استاد حسین دهلوی، چهره ماندگار موسیقی وارد می‌شویم. او خود به استقبال ما می‌آید و تا هنگامی که همسرش مشغول آموزش به شاگردانش است، از ما پذیرایی می‌کند.
کد خبر: ۳۶۰۷۸۱

بعد از پایان کلاس، همسرش برای من و عکاس روزنامه چای می‌آورد. دوستی که همراه ما آمده، پشت پیانوی یکی از فرزندان خانه که دیرگاهی است آن را کوک نکرده می‌نشیند و پیانو می‌نوازد. استاد هم به وجد می‌آید و هوس می‌کند قطعاتی بنوازد. بعد از سال‌ها دوست همراه، قطعه معروفی از کار زنده‌یاد خالقی را می‌نوازد و استاد با حوصله و درایت برای ما درباره برخی قطعاتی که با پیانو ساخته است، توضیح می‌دهد.

موسیقی ایرانی با معیار جهانی

در خانه استاد، خبری از قید و بندها، تعارفات دست و پا گیر و چارچوب‌های معمول تهیه گزارش مطبوعاتی نیست. با استاد دهلوی و همسرش به همه جای خانه سر می‌زنیم، حتی به آشپزخانه. در تمام این مدت ما می‌پرسیم و استاد با حوصله پاسخ می‌دهد. مقابل کتابخانه که می‌رسیم، تک تک کتاب‌هایی که در قالب تئوری و آموزشی نوشته است را نشانمان می‌دهد.

از‌ آن میان دو کتاب بیش از سایرین، جلب توجه می‌کند.نخست کتاب قطوری است که جلد قرمز رنگ دارد و عکسی از جوانی استاد در آن به همراه توضیحاتی چاپ شده است. می‌گوید: این کتاب، زندگی‌نامه مفاخر موسیقی جهان به زبان انگلیسی است که در اروپا چاپ شده و نام من نیز در میان آنان قرار دارد. دیگری کتاب کنسرتینوی سنتور نام دارد که با همکاری زنده یاد فرامرز پایور نوشته شده است. در باره این کتاب هم توضیح می‌دهد: کتابی که ما به کمک یکدیگر تالیف کردیم، شکل نویی در آموزش سنتور بود که با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد.

این آهنگساز پیشکسوت، قطعات نو آورانه‌ای را هم پدید آورده است که از آن میان خودش بر 2 اثر انگشت می‌گذارد. ابتدا به قطعه سرباز اشاره می‌کند که در سال 66 نوشته و درباره آن توضیح می‌دهد: شاید بتوان گفت من نخستین کسی بودم که با این اثر نت را برای ارکستر یا آواز نوشتم. همچنین آهنگی درسال 1332 با عنوان سبکبال ساختم که با حفظ اصالت ایرانی، دارای خصوصیات جهانی بود.

پیوند موسیقی با شعر پارسی

با این اشاره، شکوفایی و بالندگی موسیقی اصیل ایرانی در دهه‌های سی و چهل در نظرم جلوه‌گر می‌شود و از او درخواست می‌کنم تا درباره این دوره و شخصیت‌های ماندگار آن که امروز هریک قله‌ای درعرصه موسیقی ما هستند توضیح دهد، می‌گوید: شخصیت‌هایی مانند روح‌الله خالقی، ابوالحسن‌خان صبا، علی‌اکبر خان شهنازی، تجویدی و... در دهه‌های بیست تا چهل در موسیقی ما به ارائه آثار مانایی پرداخته اند که امروز هریک از آنها، مرجعی هنری به شمار می‌آید.

او هم مثل سایر هم دوره‌ای‌های خود از برنامه گل‌ها به عنوان نقطه عطفی در زمینه موسیقی یاد می‌کند. هرچند به گفته خودش، عمده فعالیت‌های او در آن سال‌ها، اجرای برنامه‌های تلویزیونی بوده است. برنامه‌هایی که هر چقدر فکر می‌کند، نام و سال دقیق اجرای آنها به خاطرش نمی‌آید.

خود حسین دهلوی از آن سال‌ها علاوه بر آهنگسازی، کتاب‌های زیادی را هم تالیف کرده است که از آن میان به کتاب پیوند شعر و موسیقی ایران اشاره می‌کند؛ کتابی که نگارش آن 44 سال طول کشید.

برای همین می‌پرسم، چرا امروز به نسبت گذشته، تعداد آثار تالیفی و تحقیقی در زمینه موسیقی ایرانی اندک است؟ پاسخ می‌دهد: واقعیت این است که برخی از هنرمندان امروز، بیشتر مایل هستند که به انجام کارهای عملی بپردازند. درحالی که من تصور می‌کنم، جای مباحث تئوری و نظری در حال حاضر در این حیطه خالی است. به عنوان مثال، کمتر کتابی را می‌یابید که در آن به وجوه افتراق موسیقی کودکان و بزرگسالان پرداخته شده باشد. در حالی که این دو وادی حتی در حین آموزش از یکدیگر قابل تفکیک هستند و با هم زمین تا آسمان فرق دارند.

پرکاری نسل گذشته

استاد حسین دهلوی که متولد سال 1306 است، اکنون 83 سال دارد و 7 دهه فعالیت در حیطه موسیقی اصیل ایرانی را پشت سر گذاشته است. انبوه کتاب‌ها، نوارها، سی‌دی‌ها و از همه مهم‌تر دست‌های او با نشانی از خطوط بسیار ، حکایت از این تجربه طولانی دارد.

آنچه درباره نسل‌های گذشته موسیقی یعنی درباره اغلب آنها صادق است، این است که بسیاری از هنرمندان که نامشان امروز بر تارک موسیقی ما، بارز و برجسته است، موسیقی را از راه گوش آموخته‌اند و کمتر کسی در آن زمان به شکل آکادمیک این روند را دنبال کرده است. دهلوی نیز این حرف را تصدیق می‌کند و دراین ارتباط توضیح می‌دهد: ببینید دقیقا مثل شعر ما. شما نگاه کنید امروز از ادبیات کلاسیک، بیش از 500 شاعر صاحب دیوان داریم. اما کدام یک از آنها توانستند جای حافظ و سعدی را بگیرند؟ این نشان می‌دهد، نبوغ و استعداد ذاتی از معیارهای اولیه قدم گذاشتن در مسیر هنری است. کسانی هم که شما از آنها نام می‌برید کسانی بوده‌اند که در درجه نخست، این استعداد مادرزادی در خمیره آنها بوده است.

وی می‌افزاید: علاوه بر این هنرمندان قدیمی به این استعداد ذاتی اکتفا نمی‌کردند و تمام تلاششان را برای کشف زوایای پنهان موسیقی به کار می‌بستند. در حالی که امروز، در بعضی مواقع مشاهده می‌شود که این عشق و مساعدت و تلاش برای کشف کردن وجود ندارد.

استاد در لابه لای صحبت‌هایش اشاره می‌کند که پدرش یکی از شاگردان علی‌اکبرخان شهنازی بوده است. از او درباره مولفه‌های این هنرمند می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: استاد شهنازی به تمام معنی استاد بود و یک معلم واقعی. به خاطرم هست، زمانی که ریاست هنرستان ملی موسیقی را برعهده گرفتم، از او درخواست کردم تا به تدریس تار درآن جا بپردازد. او هم پذیرفت.

به طور کلی انسان بی‌توقع و فروتنی بود و همین موجب ماندگاری و درخشش او تا امروز شده است. به هنرستان آمد و هنر خود را بی دریغ در اختیار بچه‌هایی گذاشت که علاقه داشتند یاد بگیرند.

دهلوی از سال 1341 تا 1351 یعنی به مدت 10سال بعد از مهدی مفتاح و پیش از مصطفی کمال پورتراب، ریاست هنرستان ملی موسیقی را برعهده داشته است. در آن سال‌ها آثار زیادی را بر پایه شعر و موسیقی ایرانی پدید می‌آورد که از آن میان گفت‌وگوی دل در دستگاه شور و سفر عشق در بیات اصفهان، درخشان‌ترین نمونه‌ها هستند.استاد از آن دوره یاد می‌کند: مهم‌ترین هدفم در سال‌های ریاست بر هنرستان ملی موسیقی،کمک به رشد و ارتقای موسیقی ایرانی بود و دراین مسیر از هیچ کاری فرو گذار نکردم.

آرزوها

ساعت از 9 شب که می‌گذرد،به قصد رفتن از جا بلند می‌شویم. اما او خستگی‌ناپذیر است. با چشمان آکنده از اشتیاق در تک تک ما می‌نگرد.

مهمان‌نواز است. اصرار زیادی دارد که حتما از خوراکی‌های چیده شده بر روی میز برداریم. فکر می‌کنم، مهم‌ترین درخواستی که در ذهن این هنرمند پیشکسوت است چه می‌تواند باشد که از طریق خبرنگاری چون من به گوش مسوولان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و هم چنین خانه موسیقی برسد.

جواب را می‌گیرم. کمک مالی برای انتشار نت‌های او و این که با این حرکت، نت‌های جا مانده‌اش بتوانند به دست نسل‌های آینده برسند و البته فراهم شدن زمینه‌ای برای اجرای اپرای مانا ومانی که در ازای یک عمر فعالیت و خدمت صادقانه او، تقاضای زیادی هم نیست.

در واقع درخواستی جز این ندارد تا نت‌هایش سکوت را بشکنند. تا دم در مشایعتمان می‌کند و در همان حال می‌گوید: به پیشکسوتان بی‌توجه هستند. نگران اینم که نکند موسیقی اصیل ایرانی به فراموشی سپرده شود. می‌دانم که هنرمندان باقی مانده و همدوره‌ای‌های من، چشمداشتی به جنبه‌های مادی ندارند و بیشتر حمایت‌های معنوی، مد نظرشان است. از خانه استاد بیرون می‌آییم. درحالی که باز هم صدای سنتور، گوش کوچه را می‌نوازد.

آزاده صالحی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها