خواهش برای نوبل سال بعد
عادت کرده بودیم وقتی نام برنده جایزه نوبل در سالهای اخیر معرفی میشد شاهد رقابت تنگاتنگ مترجمان ایرانی برای معرفی چهرههای گمنامی که برنده میشدند، باشیم.
متاسفانه آکادمی نوبل امسال رودست بدی به مترجمان ایرانی زد و نویسندهای را برگزید که همه کارهایش ترجمه شده است و عبدالله کوثری یک تنه جور دیگران را کشیده و با ترجمههای خوبش یوسا را به مخاطبان ایرانی معرفی جامع و کاملی کرده است.
به همین دلیل از آکادمی یاد شده میخواهیم سال آینده با انتخاب 2 نویسنده گمنام دیگر، کسادی امسال بازار مترجمان ایرانی را جبران کنند. راستی چرا جایزه ادبی نوبل را به صورت مشترک اهدا نمیکنند؟
فواید یک لیوان آب سرد
فرض کنید شما یک جایزه ادبی مستقل (اسم با کلاس جشنواره غیردولتی یا خصوصی) برگزار میکنید و یک شاعر را به عنوان برگزیده اعلام میکنید و آن شاعر نمیآید جایزهاش را بگیرد و میگوید جایزهام را بدهید به یک جوان.
بعد همان شاعر میرود و مصاحبه میکند و کل جایزههای ادبی را کنفیکون میکند و حرفهایی میزند که به مذاق عدهای خوش میآید ولی به مذاق شما که ایشان را انتخاب نکردهاید خوش نمیآید.
حالا برای این که از خودتان دفاع کنید چه کار میکنید؟ بله! درست است مینشینید و بیانیهای مینویسید که منتخب جایزه خود را نابود کنید مثل کاری که دبیرخانه جایزه شعر نیما کرده است و سیدعلی صالحی را ادب کرده است!
بخوانید: خوب است معترضان در جهت حمایت از: «مردم با آبروی ما (که) گرسنهاند، (و) با سیلی رخسار خود را سرخ میکنند.» به جای درخواست تعطیلی جوایز ادبی مستقل وطنی، مبالغ دریافتی خود از جوایز ادبی غیروطنی که گرفتن آنها مایه زیرپا گذاشتن شجاعت اخلاقی و ناهشیاری نیست! را به مردم اهدا کنند و سایر فعالیتهایشان مانند برگزاری کارگاههای ادبی و... در شرایط فعلی دائما به لحاظ مالی به نفع گرسنگان باشد که عینا بلندی طبعشان آشکار شود، قطعا این موارد بسیار موثرتر از برگزار نشدن جوایز ادبی مستقلی است که دیگرانی هم خواهان انزوا و تعطیلی آن هستند و هنرمند و عزیز در گذشته هانیبال الخاص با فروش چند تابلو و هنرمندان دیگری مانند اردشیر رستمی با مایه گذاشتن از هنر و سرمایه شخصی خود در کنار ناشران ادبی مانند شباهنگ، نگاه و چشمه آن را حمایت کردهاند، جایزهای که کل هزینههای صرف شده برای آن به 3 میلیون تومان هم نمیرسد و اتفاقا همین مردم به قول شما رنج دیده (اگر هنرمندان را جزو مردم بدانیم) حامیان آن بودهاند، صدالبته طبع بلند هموطنان ما آنچنان بلند بوده که در همین دوران مرارت، با همه سختیها بدون هیچ چشمداشتی قدر و منزلت هنرمندان را حتی با حبه قندی مختصر بدانند.
قصد دفاع از حرفهای آقای صالحی را نداریم ولی بد نیست نویسندگان بیانیههای ادبی قبل از دست به قلم بردن یک لیوان آب سرد نوشجان کنند که کمی اعصابشان راحت شود و بعد به منتخبان خودشان بتازند.
آرش شفاعی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم