در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سوز عشق آن امام صالحان
آتش افکنده به جان عاشقان
بلبل طبعم نوا آغاز کرد
مهر خاموشی زبانم باز کرد
آن زبان کو مدح آن حضرت نگفت
بایدش ببرید و در خاکش نهفت
گر که چشمی نبودش در انتظار
دیدهای اعمی بود ناید به کار
گر قلم ننوشت وصف آن امام
بشکن او را کو ندارد احترام
آن دلی که جای آن سرور نبود
مردنش به زنده ماندن را چه سود
مرگ آن کس کز امامش غافل است
مرگ عارف نیست موت جاهل است
گو به آن جاهل که نشناسد امام
در ضلالتها بمانی مستدام
حجت حق را تو باب الله دان
دست استدعا به دامانش رسان
بشکن این نفس خیالاندیش را
در ره جانان فدا کن خویش را
حافظ اسرار حق مولاستی
خیمه دین زو چنین بر پاستی
مصطفی کو هر چه را خواهد رواست
جز ولای آل خود مزدی نخواست
آل پیغمبرانند آن کرام
هستی از الطافشان دارد نظام
فعلشان خیر است و احسان کارشان
روشنی گیرد دل از گفتارشان
آنکه بر آنها نمودی اتکال
متکی گشتی به ذات ذوالجلال
هر که بر این باب دقالباب کرد
کام خود از جامشان سیراب کرد
دوستان را سوی رضوان رهنما
خصمشان در خشم رحمان مبتلا
دشمن آنها خدا را دشمن است
قلب او منزلگه اهریمن است
آنکه اهل البیت را انکار کرد
کفر خود را بالعیان اظهار کرد
آنچه پیغمبر ز خود باقی گذاشت
جز وصیش کس در آن حقی نداشت
حجتالاسلام و المسلمین محمدیگلپایگانی (علوی)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: