همینجابمانیم بهتراست

آقایی با ته لهجه کرمانی روز سه شنبه با دفتر روزنامه تماس گرفت و گفت: «یک خانم آلمانی به ایران آمده است و هدایایی برای مردم بم آورده است و تقاضایی هم دارد که می خواهد در روزنامه مطرح کند.»
کد خبر: ۳۶۰۱۰
و فردا10 صبح آقای دکتر زند یکی از نوادگان کریم خان زند و همسر آلمانی اش به روزنامه آمدند.
دکتر علیرضا زند متخصص جراحی عمومی 50 سال است که مقیم آلمان است ، اما هنوز فارسی را با لهجه کرمانی صحبت می کند.
خانم هیلد گارد زند که 45 سال است همسر دکتر زند است هم کم و بیش می تواند فارسی حرف بزند، اما جایی که متوجه نمی شویم ، همسرش به کمک می آید و مترجم او می شود.
علیرضا و هیلد گارد زند یک هفته پیش با چندین چمدان و ساک و جعبه لباس بچه ، اسباب بازی ، شکلات ، دارو، وسایل پانسمان و مقدار زیادی مارک برای کمک به زلزله زدگان بم به ایران آمده اند.
دکتر زند می گوید: «از رئیس هواپیمایی ایران ایر در هامبورگ متشکریم که به ما اجازه دادند بار زیادی با خودمان بیاوریم و اضافه بار از ما نگرفتند».
علیرضا و هیلد گارد روز قبل به بیمارستان میلاد تهران رفته اند و مجروحان زلزله بم را ملاقات کرده اند. هیلد گارد می گوید: ما می دیدیم هر کسی به چه چیزی احتیاج دارد؛ مثلا زنی که حامله بود احتیاج به لباس بچه داشت ، به او لباس بچگانه دادیم.
طبقه هشتم بیمارستان پر از مجروحان زلزله بود. ما اسم مجروحان و نیازهای آنها را یادداشت کردیم. به بچه ها اسباب بازی دادیم ، به بعضی ها پول دادیم ، من دوست داشتم شخصا به اینها کمک کنم.
برای همین به ایران آمدم. از آخرین سفر علیرضا و هیلد گارد زند به ایران فقط 2 ماه می گذشت که آنها تصاویر زلزله بم را در تلویزیون آلمان می بینند.
آنقدر متاثر می شوند که تصمیم می گیرند برای کمک به زلزله زدگان بلافاصله به ایران بیایند.
دکتر زند می گوید همسرم تقاضایی دارد که می خواهد در روزنامه منعکس شود و هیلد گارد می گوید:
ما در آلمان با 10 خانواده ایرانی که مقیم آلمان هستند در ارتباطیم و تقاضای ما 10 خانواده این است که دولت به ما اجازه بدهد چند تا از بچه هایی که پدر و مادرشان را از دست داده اند یک مدتی پیش خودمان ببریم و از آنها پرستاری کنیم.
من می خواهم بروم سفارت آلمان و این پیشنهاد را بکنم که هر خانواده دو سه بچه را پیش خودش ببرد مثل زمان جنگ جهانی دوم که آلمان ویران شد و بچه ها به کشورهای دیگر رفتند؛ به سوئیس ، هلند، بلژیک ، دانمارک و...
من فکر می کنم این بچه ها اگر یک مدت از این فضا بیرون بروند خاطره تلخ زلزله را تا حدودی فراموش می کنند.
هلید گارد می گوید: من خودم دختر ندارم. دو تا پسر دارم و نوه ام هم پسر است. خیلی دلم می خواهد دو تا دختر بی سرپرست از زلزله را پیش خودم نگه دارم.
اما می گویند دولت ایران قبول نمی کند. بعد به خاطر می آورد که : همین دیروز توی بیمارستان دختر بچه ای را دیدم که دو تا پایش را از دست داده بود من گفتم بیا آلمان به خرج من برایت پای مصنوعی می گذارم.
او گفت : «همین ایران بهتر است نمی آیم.» من خیلی گریه کردم. دکتر زند و همسرش خیلی صمیمانه و راحت حرف می زنند. آنها در هانوفر آلمان زندگی می کنند و دو تا پسر دارند و یک نوه 5 ماهه به اسم کریم خان.
هیلد گارد آلبوم عکسهای نوه شان را نشانمان می دهد و ما کریم خان زند کوچک چشم آبی را می بینیم.
آنها می گویند: ما در خارج از کشور آشناهای ایرانی زیادی داریم که به زلزله زدگان بم کمک کرده و می کنند. او از یکی از آشنایانش در انگلیس اسم می برد که می خواهد در بم مدرسه درست کند و از دیگری که در کلن آلمان است و می خواهد در ایران دارالایتام بسازد.
هلید گارد می گوید: من ایرانی ها را خیلی دوست دارم. مردم ایران مردم خوبی هستند و نسبت به آلمانی ها بیشتر با مردم صحبت می کنند و درد دل می کنند.
من خیلی کم دیده ام شوهرم گریه کند، اما تلویزیون آلمان که حادثه را نشان داد شوهرم گریه کرد. من هم خیلی گریه کردم. و دوباره اشک از چشمانش حلقه می زند و می گوید: «دلم می خواهد هر کاری از دستم برمی آید برای بچه ها بکنم. دلم می خواهد آنها این حادثه تلخ را فراموش کنند»
و... دوباره گریه اش می گیرد.

فائزه جمالی عالم
jamali@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها