توی چادر، دکتر گوشی را روی قلب جوانی می گذارد. درجه حرارت بدنش و نبضش را می گیرد. باز هم مشکل تنفسی بر اثر آلودگی محیطی. جوان بسختی نفس می کشد و صدای خش خش نفس اش توی چادر می پیچد.
پس از معاینه دکتر «هنری لایل» سمت ما می آید. برایش مهم است بداند از چه روزنامه ای آمده ایم و آیا این یک روزنامه محلی است یا در سراسر ایران پخش می شود.
«ما عضو کلیسای پرس پیتربین هستیم که برای این گونه حادثه ها در سراسر جهان یک تیم داریم. گروهی 40 شاید هم 50 نفره از پزشکان و پرستارانی که به طور داوطلب وقتشان را در اختیار گروه امداد می گذارند.
هر کدام که بتوانند و گرفتاری و کارخاصی نداشته باشند، با تیم اعزامی همراه می شوند. تیم اولیه ما 9 نفر بود، تیم الان ما 14 نفر است و گروه بعدی ما بین 6 تا 8 نفر خواهند بود.
این گروه بنابر اعتقادات مذهبی دوست دارد هر کمکی که از دستش برمی آید برای انسان های نیازمند انجام دهد و کاری که از دست گروه برمی آید، کارهای پزشکی و درمانی است .» از ذهنیت پیش از آمدنش به ایران می پرسم.
از این که چه تصوری نسبت به این زلزله داشته و فکر می کرده با چه اتفاق هایی روبه رو شوند: «هیچ ذهنیتی از این اتفاق نداشتم ، حتی نمی دانستم قرار است وسط این جریان خدمت کنیم یا کنار آن یا پس از آن.
برایم مشخص نبود. با این حال هلال احمر ایران توانست به کارها نظم خاصی ببخشد و با برنامه ریزی درست ، زمینه را برای فعالیت گروههای امدادی خارجی فراهم کند.»
دکتر «لایل» گمان می کند بم شهر بسیار زیبایی بوده و الان متاسف است از این که چنین اتفاقی افتاده و چرا بم را پیش از زلزله نتوانسته ببیند.
می پرسم شهر را از نزدیک دیده؛ به دیدن مردم توی چادرهایشان رفته است ؛ می گوید: « یک روز با گروه رفتیم و از نزدیک مردمی را دیدیم که در یک لحظه عزیزانشان ، خانه شان ، سلامت و روحیه شان را از دست داده بودند. روز سختی بود.
هنوز هم با یادآوری آن لحظه ها غمی سنگین توی دلمان می نشیند.» با همه اینها، دکتر «لایل » می گوید: « من و گروه همراه تمام گروههایی که برای کمک به مردم آسیب دیده در هر نقطه از جهان آماده اند، همیشه احساس می کنیم سعادتمندیم.
همان طور که الان خودمان را خوشبخت حس می کنیم ، چون سعادت داشته ایم به ایران بیاییم و به مردم بم خدمت کنیم.»
غروب همان روز باز هم محوطه بیمارستان ها
مردم صف کشیده جلوی چادر، جمعیت زیادی که هر روز برای تعویض پانسمان شان ، تجدید داروها و ابتلا به بیماری های فصلی می آیند.
اینها سوای جمعیت مجروحی است که در بیمارستان های شهرهای مختلف بستری هستند و الان دوره درمان های جدی را سپری می کنند. چادرهای مملو از بیمار پلاستیک های دارو، صدای ناله بیماران ، صدای گریه نوزادان ، مجموعه ای از درد و زندگی ، زخم و مداوا، سکوت و مدارا...
غیر از یکی دو بیمارستان صلیب سرخ جهانی و جمعیت هلال احمر، دیگر بیمارستان ها و درمانگاه ها طی یکی دو هفته آینده کارشان تمام می شود و به کشورهایشان برمی گردند، در حالی که نیاز به کمکهای درمانی و دارویی ، هنوز باقی است.
اینجاست که به قول دکتر چاووشی برای درمان بیماری های منطقه باید فکری اساسی کرد.