در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکسال پیش برخی از کارشناسان عقیده داشتند بسیاری از محبوبیتهای لولا شخصی است و او در واقع نتوانسته هیچ کاری انجام بدهد. آنها بر این باور بودند که داسیلوا تلاش فراوانی برای انتخاب متحدان خود به عنوان فرماندار یا شهردار شهرهای بزرگ برزیل انجام داده، ولی در این کار موفق نبوده است. شاید با توجه به همین دلایل بود که خوزه سرا نامزد حزب مخالف سوسیال دموکرات برزیل، خیلی دیر به فکر مبارزات انتخاباتی افتاد. او تصور میکرد دیلما روسف، نامزد انتخابی داسیلوا که رئیس دفتر لولا بود، رقیبی جدی نیست و او میتواند براحتی وی را شکست دهد. اما نتایج نظرسنجیهای پیش از انتخابات و نتایج دور اول انتخابات نشان داد که او کاملا اشتباه میکرد. محبوبیت داسیلوا به حدی است که حتی میتواند به وارث او هم منتقل شود.
احزاب رقیب طی چند ماه گذشته سعی کردند با برجستهکردن بعضی اتهامات وارده به نزدیکان روسف، آرای انتخاباتی را به سمت خود سوق دهند، اما مردم برزیل چندان به این موارد توجه نکردند. در واقع مردم این کشور در یک دوران طلایی به سر میبرند. زمان بروز بحران اقتصادی جهانی، آنها آخرین کشوری بودند که در سال 2008 وارد این بحران شده و نخستین کشوری نیز بودند که در سال 2009 از این بحران خارج شد. از سال 2003 تاکنون به دنبال سیاستهای اقتصادی داسیلوا، نزدیک به 20 میلیون برزیلی از خط فقر نجات پیدا کرده و وارد بازار اقتصادی شدهاند. به همین دلایل است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی، دوران ریاست داسیلوا را بهترین دوران در کل تاریخ برزیل میدانند.
داستان زندگی لولا
داستان جالب زندگی داسیلوا (فرزند یک خانواده فقیر مهاجر، کارگری در کارخانه تولید آهن تا رسیدن به ریاست حزب کارگر) به همراه کاریزمای شخصیتی به او کمک کرد تا نام برزیل را به عنوان کشوری رو به رشد و مناسب سرمایهگذاری به جهانیان معرفی کند. این عوامل باعث شد تا بسیاری از برزیلیها برای پیشرفت کشور به او اعتماد کنند. حال این سوال مطرح است که آیا این اعتماد آنها درست بود؟
در مصاحبه داسیلوا با اکونومیست، وی قول داد تصمیماتی را طی مدت زمان ریاستجمهوری خود اتخاذ کند که برزیل مکان بهتری برای مردمان مختلف باشد. او گفت: قصد داریم سطح زندگی مردم فقیر را بهبود بخشیده و آنها را به سطح متوسط جامعه نزدیکتر کنیم. با افزایش خودباوری ملی و ازبین رفتن نابرابری، این سوال وجود دارد که آیا رئیسجمهور بعدی میتواند برزیل را به کشوری تبدیل کند که اکثر مردم از طبقه متوسط باشند؟ لولا با توجه به تجربیات شخصی خود میداند که کمک به مردم فقیر چه اهمیتی دارد. او به این موضوع افتخار میکند که اگرچه نخستین رئیسجمهوری است که مدرک دانشگاهی نداشته و تنها 8 کلاس تحصیل کرده، اما توانسته دانشگاهها و مراکز علمی متعددی در اقصی نقاط کشور دایر کند. برای مردم فقیر و طبقه کارگر که حامیان اصلی داسیلوا محسوب میشوند، موفقیتهای او در عرصه سیاسی و اقتصادی کشورش باعث افزایش حقوق و دستمزدها شده است. با افزایش تقاضاهای داخلی، سیاستهای لولا منجر به رشد اقتصادی شد.
در زمان آن مصاحبه در اوایل سال 2006، اتهامی علیه داسیلوا مطرح بود که دور نخست ریاستجمهوری او را تحت تاثیر قرار داد؛ این اتهام که حزب کارگر اقدام به خرید رای برخی از اعضای کنگره کرده است. لولا برای دور دوم ریاستجمهوری اعلام کرد که اولویت اصلی او اصلاح نظام مالیاتی، سیاسی، کارگری و حقوق بازنشستگی کشور است. در واقع وی به مواردی اشاره داشت که نیازهای اصلی کشور به شمار میرفتند. نظام مالیاتی چند لایه و ظالمانه بود، فساد در سیاست آشکارا قابل رویت بود، قوانین کارگری سخت و بیمورد بودند و حقوق بازنشستگی برای کارفرمایان بخش عمومی به طور غیرمعقولانهای زیاد بود. برخی منتقدان دولت بر این باورند که هیچ یک از وعدههای داسیلوا برای دور دوم عملی نشد. لولا در جواب این انتقادها به دشمنان پنهانی در کنگره اشاره میکند که مانع از تصویب قوانین مورد نظر او شدند. لولا عقیده داشت با ورود رئیسجمهور به کاخ ریاستجمهوری و دعوت از دولتهای محلی و ایالتی برای مشارکت، مدت زمان 4 ساله او به پایان میرسد. در کشوری همچون برزیل که به زیرساختهای اساسی نیاز دارد، حل مشکلات به 5 سال زمان نیاز دارد و انجام باقی کارها نیز نیازمند 2 سال دیگر خواهد بود. او اینگونه نتیجهگیری کرد که یک رئیسجمهور همیشه نمیتواند آنچه را که میخواهد انجام دهد، او تنها کارهایی را به انجام میرساند که تواناییاش را داشته باشد.
علاوه بر اصلاحات انجام نشده، منتقدان عقیده دارند لولا تمایل زیادی برای ساختن پارلمان کشور بر اساس حزب متبوع خود (حزب کارگر) دارد. طبق یک تحقیق انجام شده اعطای مشاغل دولتی به وکلای سیاسی طی 8 سال گذشته روند فزایندهای داشته است. همچنین در حدود یکچهارم مدیران دولتی از اعضای حزب کارگر هستند. پاسخ لولا به خطر افزایش این رویه در کشور تنها یک جمله بود: این موارد ارزش فکر کردن را ندارند.
لازم به ذکر است چند سال پیش ذخایر عظیم نفتی در برزیل یافت شد که همین امر باعث افزایش نگرانی و عدم اطمینان منتقدان و مخالفان داسیلوا نسبت به میراث به جا مانده از او میشود. طبق گفته کارشناسان در صورت بهرهبرداری از این ذخایر، برزیل به یکی از قدرتهای اصلی در صنعت نفت تبدیل خواهد شد.
اما نباید این حقیقت را فراموش کرد که نفت همواره به دنبال خود فساد مالی و اختلاس را به همراه خواهد داشت. طبق گفته لولا این سرمایه عظیم میتواند بر فقر، استانداردهای پایین و محدودیتهای سرمایهگذاری در این کشور غلبه کند.
با این وجود لولا برای بهرهبرداری از این منبع عظیم ریسک نمیکند. نشت اخیر نفت در خلیج مکزیک، نتیجه بیمسوولیتی یک شرکت خصوصی در استفاده از ارزانترین و سریعترین راه ممکن برای استخراج نفت بود. او عقیده دارد که استانداردها در برزیل بسیار بالا است و ضمنا این موضوع را رد میکند که دولت هیچگاه پیش از بهرهبرداری، روی بشکههای نفت سرمایهگذاری نمیکند.
روسف کیست؟
«دیلما آمده تا جهانیان را شگفتزده کند.» این جملاتی بود که داسیلوا برای تعریف نامزد انتخابی خود به زبان آورد. دیلما روسف در دهه 60 میلادی یک انقلابی چپ بود و در دهه 70 به زندان افتاد و توسط رژیم نظامی وقت برزیل تحت شکنجه قرار گرفت. تا چند وقت پیش وزیر انرژی دولت لولا بود و سپس به عنوان رئیس دفتر وی انتخاب شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نمیتوان او را جانشین خلفی برای لولا دانست. لولا او را به این دلیل انتخاب کرد که گزینه دیگری از میان حزب کارگر نداشت. در واقع بسیاری از رهبران برجسته این حزب به دلیل اتهامات فراوان علیهشان، وجهه لازم برای شرکت در انتخابات را نداشتند. وقتی از داسیلوا میپرسیم که آیا پس از پایان دوران ریاستجمهوری تصمیمی برای حضور دوباره در عرصه سیاست دارد، بدون آنکه اشارهای به انتخابات سال 2014 داشته باشد، میگوید: «اگر دیلما رئیسجمهور شود، باید آنقدر خوب فعالیت کند که بتواند برای 4 سال آینده نیز نامزد شود.» اما پس از یک مکث کوتاه میگوید: «من یک سیاستمدار هستم و باید از لحاظ سیاسی کاملا فعال باشم. باید هم حزبیهای خود را متقاعد کنم که اولویت نخستشان اصلاحات سیاسی باشد.» این جملات نشان میدهد که روسف عملا در سایه داسیلوا به اداره کشور خواهد پرداخت.
از آنجایی که روسف بیشتر عمر سیاسی خود را در پشت صحنه گذرانده، کمتر میتوان در مورد تواناییاش در برخورد با مشکلات اظهار نظری کرد. او ایمان و اعتماد داسیلوا را ندارد، اعتمادی که ریشه در اتحادیه کارگریاش دارد و او را قادر ساخته تا در هر شرایطی مذاکره کند. این ویژگی منحصر بهفرد به او کمک کرد تا در درون کشور ائتلاف و حزبش را رهبری کرده و در خارج از کشور بتواند برزیل را به نهادهای مهمی همچون شورای امنیت سازمان ملل ملحق کند. او به قدرت دیپلماسی فردی اعتقاد راسخی دارد.
به هر حال روسف در صورت پیروزی در دور دوم انتخابات در جایگاهی خواهد نشست که حتی نزدیکترین همکارانش هم اطلاع دقیقی از آینده او ندارند. انتصابها و سخنان ابتدایی او با شور و شعف غیرمعمولی مورد استقبال قرار خواهد گرفت. آیا او از اقتصاددانان سختگیر استفاده میکند یا اینکه عقیده به قدرت دولت در افزایش توسعه دارد؟ آیا او کسری بودجه را جبران خواهد کرد یا اینکه همچون بسیاری از اعضای چپگرای حزبش عقیده دارد رشد باعث ایجاد نوعی ملال و دلزدگی میشود؟ با تمام این اوصاف روسف برزیلی را از داسیلوا دریافت میکند که به نسبت دوران او شرایط به مراتب بهتری دارد. اگر یکی از بهترین لحظات زندگی لولا، آغاز ریاستجمهوریاش باشد مسلما یکی دیگر از این زمانها پایان ریاستجمهوری او خواهد بود. او کاخ ریاستجمهوری را در حالی پس از 8 سال ترک میکند که تلاشی برای تغییر قانون اساسی انجام نداد تا اجازه حضور برای دور سوم را هم به او بدهد. این ویژگیهای لولاست که موجب میشود کارلوس ملو یکی از اساتید مدارس تجاری سائوپائولو در مورد او اینگونه نتیجهگیری کند: «یک رهبر متمایل به چپ اما نه پوپولیست. این دقیقا همان الگویی است که آمریکای لاتین بدان نیاز دارد.»
اکونومیست / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: