زندگی پشت تپه‌های محرومیت

نشانی را این طور به ما داده‌اند. جاده خاوران، بعد از انبار جعبه، محله پشت تپه. وارد خیابان خاوران که می‌شویم از همان ابتدای راه سراغ محله پشت تپه را می‌گیریم اما هر چه بیشتر پرس‌وجو می‌کنیم برای پیدا کردن نشانی ناامید‌تر می‌شویم.
کد خبر: ۳۵۹۶۱۱

محله‌ای که اهالی خیابان خاوران و حتی کسبه قدیمی‌اش هم کمتر اسمی از آن شنیده‌اند. آنهایی هم که چیزی از این محله می‌دانند هر یک به نامی این محله محروم و دورافتاده را می‌شناسند: پشت تپه، کوچک تپه، پشت گردنه!

یکی از کسبه‌های قدیمی محله خاوران با دست نقطه دوری از جاده را نشانمان می‌دهند و می‌گوید هنوز کیلومترها تا مقصد فاصله داریم. جایی نزدیک گردنه تنباکویی!

جاده خاوران قلمرو خودروهای سنگینی است که مقصد اکثرشان خارج شهر است. آنقدر کامیون و تریلی‌های غول‌پیکر در این مسیر تردد می‌کنند که خودروهای سواری کوچک به سختی جرات عبور از کنارشان را دارند.

داخل یک جاده فرعی انبار جعبه هم دیده می‌شود. محوطه چند هکتاری وسیعی که تا چشم می‌گردانی تنها چیزی که می‌بینی فقط انبوه جعبه‌های کوچک و بزرگ چیده شده روی هم است. فضایی خلوت که سکوت حاکم بر آن آدم را به وحشت می‌اندازد.

کارگرانی که داخل انبار جعبه کار می‌کنند می‌گویند برای رسیدن به پشت تپه باید از داخل این محوطه وسیع عبور کنیم. مسیری که اگر خودرویی همراهمان نبود عبور از آن با پای پیاده حداقل یک صبح تا ظهر طول می‌کشید.

بعد از انبار جعبه تا چشم می‌بیند جاده‌ای خاکی است. انگار وسط کویر گرفتار شده‌ایم. تپه‌ای که کمی جلوتر قرار گرفته چاره‌ای برایمان نگذاشته جز این‌که بقیه راه را پیاده‌روی که نه کوهپیمایی کنیم. حالا دیگر از این بالا محله پشت تپه و اهالی آن کاملا پیدا هستند.

خجالت می‌کشیم نشانی بدهیم

محله پشت تپه بیشتر به یک روستای کوچک، پرت و محروم شبیه است تا محله‌ای دورافتاده در منطقه 15 شهرداری تهران. این محله اگرچه در ظاهر وصله‌ای از منطقه 15 شهرداری تهران به شمار می‌رود اما در واقعیت ساکنان آن از بسیاری امکانات اولیه زندگی محرومند.

حاج حسین ابراهیمی، پیرمرد خوشرویی است که تنها خواربارفروشی این محله را می‌چرخاند. با این‌که مغازه‌اش خیلی مجهز نیست و از هر کالایی ابتدایی‌ترین و قدیمی‌ترین مارکش را انتخاب کرده اما به اندازه روزی خانواده‌اش از اهالی محل مشتری دارد.

حاج حسین جزو قدیمی‌های محله پشت تپه است که حدود 30 سال پیش به اینجا آمده است و آن زمان با کسب مجوز از شهرداری منطقه توانسته اینجا خانه کوچکی برای خودش بسازد. البته او می‌گوید این روزها دیگر شهرداری منطقه به کسی اجازه ساخت‌وساز نمی‌دهد.

اکیپ‌های شهرداری هم روزانه چندین بار با موتورسیکلت در محله گشت‌زنی می‌کنند و در صورتی که باخبر شوند کسی در این محل خانه‌ای می‌سازد بلافاصله آن را تخریب می‌کنند.

از نظر حاج حسین که تقریبا جزو اولین خانواده‌هایی است که پا به اینجا گذاشته‌اند پشت تپه از 30 سال پیش تا حالا از نظر امکانات همین طور بوده است و با گذشت این سال‌ها و افزایش جمعیت آن تا 800 – 700 نفر اما همچنان با فقر، محرومیت و کمبود امکانات و بی توجهی مسوولان دست‌وپنجه نرم می‌کند.

اهالی محله پشت‌تپه خجالت می‌کشند از این‌که نشانی خانه‌شان را به کسی بدهند بخصوص وقتی که قرار است برای دخترشان خواستگار بیاید یا برای پسرشان به خواستگاری بروند و شاید به همین دلیل است که چاره‌ای ندارند جز این‌که وصلت‌هایشان از میان ساکنان همین محله باشد.

دختر حاج حسین که چند خانه آن طرف‌تر زندگی می‌کند آمده سری به پدرش بزند. وقتی صحبت‌های ما را می‌شنود، در حالی که دل پر دردی از مشکلات این محله دارد می‌گوید: اینجا حتی یک درمانگاه و داروخانه هم ندارد و اگر کسی در هر ساعت شبانه روز مریض شود باید 5‌/‌1 کیلومتر با پای پیاده تا لب جاده برود تا بتواند از آنجا خود را به درمانگاهی که در شهرک مشیریه است برساند. 6-5 سال پیش قرار بود اینجا درمانگاهی ساخته شود، حتی آمدند نقشه‌اش را هم کشیدند اما دیگر خبری نشد.

مرگ بخاطر نبود امکانات

اهالی پشت‌تپه نه فقط از درمانگاه و داروخانه بلکه از حمام، مسجد، مدرسه و خیلی امکانات اولیه زندگی نیز محرومند. تاسف‌آور‌تر این‌که اهالی محل می‌گویند به دلیل نبود درمانگاه در این محل تاکنون چند نفر از اهالی که بطور ناگهانی دچار حمله قلبی شده‌اند تا رسیدن به نزدیک‌ترین درمانگاه در حوالی شهرک مشیریه جانشان را از دست داده‌اند.

تعدادی از خانم‌های محل که دور هم نشسته و سبزی پاک می‌کنند، یکی از زنان همسایه را نشان‌ می‌دهند که سال پیش همسرش را به دلیل سکته قلبی و دیر رساندن به نزدیک‌ترین درمانگاه از دست داده است.

43 سال دارد اما چهره خسته و شکسته‌اش خیلی بیشتر از اینها نشان می‌دهد. می گوید: شوهرم 50 سال بیشتر نداشت اما سابقه بیماری قلبی داشت و دارو مصرف می‌کرد. یک روز ظهر قلبش گرفت، تا با کمک چند نفر از همسایه‌ها او را به درمانگاه برسانیم در میانه راه تمام کرد! حالا من مانده‌ام و چهارتا بچه قد و نیم قد که با کمک فامیل هزینه خورد و خوراکشان را جور می‌کنم.

اشک در چشمانش حلقه می‌زند و رو به ما می‌گوید: تا حالا خیلی‌ها اینجا آمده‌اند و از مشکلات اهالی پشت تپه نوشته‌اند اما انگار صدای ما به گوش هیچ مسوولی نمی‌رسد. انگار ما از روی خوشبختی و از سر رضایت اینجا نشسته‌ایم که حالا باید اینطور تاوان پس بدهیم.

نان شب شاید؛ ماهواره حتما

با وجود همه مشکلات، محرومیت‌ها و وضعیت ظاهری ناخوشایند محله پشت تپه که بیشتر به یک روستای عقب‌مانده و محروم بیشتر شبیه است تا محله‌ای در منطقه 15 تهران که از فقر و بی‌توجهی رنج می‌برد اما آنچه بیش از هرچیز جلب توجه می‌کند دیش‌های ماهواره‌ای است که روی بام اکثر خانه‌ها و حتی آلونک‌هایی که با حلبی ساخته شده‌اند، نصب شده است. نصب دیش روی بام اکثر خانه‌های اهالی این محله محروم بیشتر از این‌که خنده‌دار به نظر برسد غم‌انگیز و قابل تامل است. فقر فرهنگی مشکلی است که در سایه کمبود امکانات و محرومیت‌ها در این محله این گونه خودنمایی کرده است، هرچند شاید در کنار نداشتن یک مرکز تفریحی- ورزشی برای کودکان و نوجوانان این محله این تنها راه سرگرمی‌شان باشد.

رفت و آمد با چراغ قوه

پشت تپه اگرچه به فاصله کمی از شهرداری منطقه 15 قرار گرفته و ساختمان شهرداری از اینجا کاملا پیداست اما اهالی آن واقعا از تمام امکانات اولیه زندگی محرومند و آنچه موجب شده ساکنان آن زندگی در این مکان را با تمام مشکلات و سختی‌هایش بپذیرند، فقط یک کلمه است؛ فقر. خانم‌های محله به صراحت می‌گویند که شغل همسر یا پسر ارشدشان زباله جمع‌کنی، کارگری و... است و درآمد بخور و نمیرشان از این راه تامین می‌شود. برخی از خانم‌های محل هم هستند که به دلیل نداشتن همسر یا از کارافتادگی سرپرست خانواده‌شان مجبورند روزها بعنوان نظافتچی‌خانه در مناطق مختلف تهران کار کنند.

فقر فرهنگی مشکلی است که در سایه کمبود امکانات و محرومیت‌ها در این محله خودنمایی کرده است، هرچند شاید در کنار نداشتن یک مرکز تفریحی ـ ورزشی برای کودکان و نوجوانان این محله این تنها راه سرگرمی‌شان باشد

یکی از این زنان با رنگی پریده و ظاهری بیمارو رنجور برایمان تعریف می‌کند که 18 سال است در خانه‌های مردم بعنوان خدمتکار و نظافتچی کار می‌کرده و این اواخر هم چندسالی در یک کارگاه گل‌سازی در حوالی میدان شهدا مشغول کار بوده است اما به دلیل مسافت طولانی خانه تا محل کار و نگهداری از پدر پیر و بیمارش کارش را رها کرده است.

عصمت خانم می‌گوید: کوچه‌های اینجا روشنایی ندارد. شب‌ها دیر وقت که راه جاده تا پشت تپه را پیاده می‌آیم باید همراهم چراغ قوه داشته باشم. اینجا هم تاریک است و هم خطرناک. غروب‌ها این محل پاتوق افراد معتاد و ولگرد می‌شود که اگر مجبور نباشم از خانه بیرون نمی‌آیم.

شاید کمتر کسی با دیدن وضعیت ظاهری این محل و کمبود امکانات و انبوه مشکلاتش حاضر به سکونت در این محل باشد اما با وجود این خیلی‌ها هستند که از سر ناچاری حاضرند برای سکونت در یک آلونک کوچک و محقر در محله پشت تپه سالانه 6 ـ‌5 میلیون تومان پول رهن خانه بدهد!

جولانگاه اتباع بیگانه

با اهالی محل که گفتگو می‌کنیم بچه‌ها هم از سر کنجکاوی دورمان جمع می‌شوند. نام یکی‌شان ادریس است. افغانی و کلاس اول است. وقتی از او می‌خواهم که مدرسه‌شان را نشانمان بدهد از ما می‌خواهد که از یک تپه بالا برویم و از آنجا چندین کیلومتر آنطرف‌تر را نشان می‌دهد. او و دوستانش آنجا درس می‌خوانند.

ادریس ماهی یک‌بار پدرش را می‌بیند چون پدرش در یکی از شهرهای شمالی کارگر است و آخر هر ماه برای خانه خرجی می‌آورد. اکثر دوستان ادریس هم مثل خودش افغانی هستند. هرچند از اهالی شنیده‌ایم که در پشت تپه از هر قوم و ملیتی سکونت دارند از عرب و ترک گرفته تا افغانی.

دوست ادریس که همسن خودش است می‌گوید فقط می‌خواهد تا کلاس پنجم درس بخواند و بعد هم برود سر کار تا کمک خرج خانه باشد اما ادریس می‌خواهد درس بخواند تا پلیس شود آن وقت بیاید و دزدانی که از خانه‌های محله‌شان دزدی می‌کنند را دستگیر کند.

ناامنی بیداد می‌کند

این طور که اهالی محل می‌گویند محله پشت تپه خیلی ناامن است. تقریبا شبی نیست که اینجا دزدی نشود. ادریس می‌گوید همین دیشب دایی‌اش با دزدی که می‌خواسته موتورش را به سرقت ببرد گلاویز می‌شود و دزد هم پا به فرار می‌گذارد. مغازه حاج حسین را هم چند وقت پیش خالی کرده بودند، البته حاج حسین با این‌که می‌گوید نمی‌خواهد گناه کسی را بشوید اما معتقد است هر دزدی که در محله بشود کار خودی‌هاست.

اما غیر از فراوانی سرقت، ناامنی هم در محله بیداد می‌کند. ساکنان محله و بویژه زنان و دختران جوان نه فقط عصرها بلکه حتی صبح‌ها هم برای تردد در محله امنیت ندارند.

محله پشت‌تپه پاتوق افراد ولگرد، معتادان تزریقی و اراذل و اوباش است که از پرت بودن و بی‌توجهی مسوولان نسبت به برقراری امنیت در این مکان سوءاستفاده کرده و امنیت و خواب آرام را از چشمان اهالی محل ربوده‌اند.

اما آنچه نگران کننده است این که بچه‌ها اینجا کاملا می‌دانند وضعیت محل سکونتشان چگونه است. ادریس و دوستانش با ذوق کودکانه انگار که دزد و پلیس بازی می‌کنند از من می‌خواهند همراهشان بروم تا کمی آن طرف‌تر محلی را که پاتوق معتادان تزریقی است نشانم بدهند!

ساکنان پشت‌تپه معتقدند یکی از دلایلی که موجب ناامنی و جولان بی محابای معتادان، افراد ولگرد و سارقان شده، عدم سرکشی مامورانی از کلانتری یا نیروی انتظامی به این محل است که همین امر زمینه‌ای برای سوءاستفاده افراد فرصت‌طلب شده است.

شهرداری: خارج از محدوده

مسوولان شهرداری منطقه 15 معتقدند سکونت اهالی پشت‌تپه در این مکان غیرقانونی است و به همین دلیل شهرداری حاضر نیست هیچ خدماتی به اهالی ارائه دهد.

حدود 800 ـ 700 نفر در این محل زندگی می‌کنند و بخصوص کودکان بیشتر ساعات روز داخل کوچه‌ها پخش هستند، آن هم در مکانی کاملا آلوده که آنها را در معرض خطر جدی ابتلا به انواع بیماری‌ها قرار داده است.

تمام محل خاکی و سنگلاخی است، به فاصله هر چندمتر انبوهی از زباله تلنبار شده، زیرا علیرغم درخواست اهالی، شهرداری منطقه حتی یک سطل زباله هم به این محل نیاورده و در چنین شرایطی طبیعی است که ماشین حمل زباله سال تا سال هم سری به محل نزند.

اهالی محل از شهرداری منطقه گلایه دارند و می‌گویند: هر بار که برای رسیدگی به مشکلاتمان به شهرداری منطقه?15 مراجعه می‌کنیم جواب سربالا می‌دهند و می‌گویند ما غیرقانونی در این محل خانه ساخته‌ایم و پشت‌تپه خارج از محدوده شهرداری منطقه 15 است. هیچ کس به این سوال ما جواب نمی‌دهد که چطور 30 سال پیش وقتی مجوز ساخت خانه‌هایمان را از شهرداری منطقه می‌گرفتیم این محل در محدوده شهرداری محسوب می‌شد اما حالا دیگر نیست؟ در واقع اهالی محله پشت‌تپه این ادعای مسوولان شهرداری منطقه 15 را که می‌گویند خانه‌های ساخته شده در این محل غیرقانونی بوده و مجوز شهرداری ندارد را نمی‌پذیرند و می‌گویند اکثر اهالی این محله نزدیک به 30 سال است که به اینجا آمده‌اند و از همان زمان نیز برای ساخت خانه‌هایشان از شهرداری منطقه 15 مجوز گرفته‌اند.

ساکنان محل می‌گویند که فروردین امسال تعدادی از نمایندگان مجلس به همراه مسوولان شهرداری منطقه 15 و تعدادی عکاس و خبرنگار از پشت‌تپه بازدید کردند، از اینجا فیلم و عکس گرفتند و قول‌هایی برای رسیدگی به مشکلات اهالی محل دادند اما از آن موقع تاکنون دیگر کسی سراغی از آنها نگرفته است. با وجود این‌که خبرنگار ما گفتگوی مفصلی با یکی از مسوولان شهرداری منطقه 15 درباره مشکلات اهالی محله پشت‌تپه انجام داد اما وی به دلایل نامعلومی ما را از انتشار این مصاحبه با ذکر نامش منع و تاکید کرد چاپ این مطالب تنها به نقل از روابط عمومی شهرداری امکان‌پذیر است. اما از آنجا که انتشار گفته‌های مسوولان بدون ذکر نام مصاحبه شونده منطقی نیست به ناچار از چاپ این مصاحبه آن هم با شرایط تعیین شده از سوی شهرداری منطقه 15 صرف نظر کردیم.

چشم‌انتظار یاری مسوولان

آنچه مسلم است اهالی پشت‌تپه سال‌هاست زندگی در فقر و تنگدستی و محرومیت از بسیاری امکانات اولیه زندگی شهری را با سکونت در این محله به جان خریده‌اند.

آنها محکوم شده‌اند به بی توجهی مسوولان شهرداری و شاید هیچ شهروندی به اندازه 800 نفر اهالی محله پشت‌تپه از واژه‌هایی همچون محدوده و حریم را که مسوولان شهرداری در این سال‌ها آن را مانند چماقی بر سر ساکنان این محله محروم فرود آورده‌اند تا عدم رسیدگی به مشکلات و کمبودهای موجود را به نوعی توجیه کنند، بیزار نباشند.

در این میان کسی پاسخگوی آنها نیست که آیا فقط یکی دو کیلومتر آن طرف‌تر از به اصطلاح حریم منطقه 15 می‌تواند ملاکی برای کوتاهی مسوولان شهری از انجام وظایف خود در قبال شهروندان پشت‌تپه‌ای باشد یا اصلا پشت‌تپه‌ای‌ها شهروند محسوب نمی‌شوند.

هیچ کس نمی‌داند در چنین شرایطی برای ادریس و بسیاری از کودکان و نوجوانان محله پشت‌تپه که از همین کودکی اعتیاد، سرقت، چاقوکشی و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی دیگر را در نزدیکی خود می‌بینند و آن را در همان دنیای کودکی خود با تمام وجود درک می‌کنند، چه آینده‌ای در انتظارشان خواهد بود؟

پوران محمدی ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها