تلگرافخانه

کد خبر: ۳۵۹۵۹۲

مهسا پهلوانیان از شهر شهریور- بدون نام (دوست داشتن‌های ظاهری)- شیطون بلا (بلا! تا حالا که چندین بار ایمیلات یا حداقل اسمت رو به قصد اطلاع از رسیدن ایمیلت چاپ کرده‌م...!)- فرزانه قنبری 18 ساله از یزد (ای‌ول بابا! این رو که منم می‌دونم باید از صفحه ایمیل دانلودش کنم! شیر دانلود اینترنتم بسته‌س! نوشته‌هات رو کپی کن تو صفحه اصلی خود ایمیل، منم قول می‌دم دکمه پرینت رو زود فشار بدم! نه تو به مشکل می‌خوری، نه من!)- تمنای اشک (نمی‌بینی یه صفحه بیشتر جا نیست و باید اهم و فی‌الاهم کرد؟ نمی‌خوای نوشته‌ت جزو انتخاب شده‌ها باشه؟ پس نوشته‌های قویتر و موضوعات بهترت رو بفرست!)- محدثه (دیگه از اون ساده‌تر چی بگم آخه؟ کتاب «داستان: تعاریف، ابزارها، و عناصر» نوشته ناصر ایرانی هم هست که یه زمانی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ کرده بود)- خاکستر (اگه خواننده همیشگی این صفحه باشی، آلزایمر من اولین چیزی باید باشه که به ذهنت می‌رسه! هر بار که متنی می‌فرستی باید اسمت رو هم زیرش بنویسی وگرنه می‌شی: بدون نام)- بدون نام (نه عزیز! من هیچ وبلاگ یا وب‌سایتی ندارم. نه این‌که عباس و پریوش خیلی شبیه هم نوشته می‌شن، اینم لابد تشابه اسمیه!)- فاطمه ملکوتی‌نیا از قم (اول، کتابهایی که اصول داستان‌نویسی رو آموزش می‌دن بخون؛ اگه مشکلی بود خدمت از ماست نه از پنیر! کاری از دستم بربیاد، دستش رو می‌گیرم می‌آرم خدمتتون، یه حکم مأموریت هم می‌ذارم کف همون دسته، بشه مأمور ویژه: میتی‌حسام‌کُمون!)- دختری از دیار فراموش شدگان- محدثه- دختر باران (ایمیل فرستادن برای من که جرات نمی‌خواد؛ وارد شدن تو وبلاگ توست که جرات می‌خواد! با این حال، از دعوتت ممنون)- سمانه مالمیر (تا توضیحت به دستم نرسه، کنار مطالبت می‌نویسم: نوشته نشد)- رضوان از کنگاور (از من می‌شنوی، احساساتت رو طوری مهار کن که اگه کسی اشکالاتت رو گفت ناراحت نشی، وگرنه مدام باید از دست پدر، مادر، شوهر، فرزند، دوست، همکار، همسایه و... هی ناراحت شی و اشک بریزی! از منم نمی‌شنوی که هیچی... زور که نیس آقاجون! ها؟!)- سید افشین اشرفی از ساری- دوست دیرینه (خوش اومدی... بفرما ببینیم چن مرده حلاجی)- مسافر- شیطون بلا- بهاره عاطفی 20 ساله از اهواز (یه خلاقیتی، یه نوآوری‌ای... عزیز بابا، تو که وارد بودی)- حدیث مطالبی (به‌به! از این ورا؟ اسامی قدیمی کم‌کم پیداشون می‌شه! یکی یه چی نوشته بود درباره یکی از نوشته‌هات. خوندی؟ پس توضیحش؟)- ملیکا بهزادی از کرج- بدون نام (بذار یکی از کلیدهای طلایی خودم رو بهت بدم: قلمی که قوی باشه، زیاد هم که بنویسه خوندنیه؛ قلمی که ضعیف باشه، کم هم که بنویسه...؟ جای خالی رو خودت با گزینه مناسب پر کن ولی حواست باشه جواب غلط، نمره منفی داره‌هااااا! نیای بگی من نمی‌دونستم!)- فاطمه علی‌مددی 17 ساله از تهران‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها