در باز و بسته بودن در

بعید است که احدالناسی منکر جایگاه استراتژیک «در» (درب سابق!) در وجود یک ساختمان باشد. اگر در نباشد، مردم روز روشن از دیوار بالا می‌روند.
کد خبر: ۳۵۹۲۳۲

این وسط، آنهایی که مشکلات کمری و فنری دارند ، سفیل و سرگردان می‌مانند که چه کنند؛ و در ثانی شناخت و تمییز دادن دزد از غیر دزد مشکل می‌شود.

عبید می‌گوید که درِ خانه جحی را دزد برد، او هم رفت درِ مسجد را از بیخ کند برد خانه‌اش! گفتند چرا چنین کردی؟ گفت: خدا خود دزد را می‌شناسد؛ تحویلش دهد، در خانه‌اش را تحویل بگیرد!

تفکر روشن: در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد... جانم حلقه به در زد....

در اینجا خب مسلم است که صاحبخانه با شنیدن صدای در هرگز فکر نمی‌کند که طرف دزد باشد؛ چون اگر دزد بود که به درش نمی‌زد. فلذا خیالش راحت می‌شود و تصورات دیگری می‌کند.

تصور روشن: گفتم صنما، قبله نما، بلکه تو باشی، تو باشی ....

حالا طرف ممکن است توجه به ساعتش نداشته باشد که عدد 9 را نشان می‌دهد و ناغافل تا در را باز می‌کند، مامور زحمتکش شهرداری را مقابل خود (فیس تو فیس) مشاهده می‌کند که آمده است تا آشغال‌هایش را ببرد.

از دگر سو، از قدیم‌الایام رسم بر این بوده که خلق الله بعضی چیزها را که بنا به هر علتی ـ یا بدون هیچ علتی همین جور الکی ـ نمی‌خواستند مستقیم و سیخکی عنوان نمایند؛ در یک اقدام لطیف رندانه «به در می‌گفتند که دیوار بشنود». این شیوه مرضیه هنوز هم کمافی‌السابق ادامه دارد. خب، حالا تصور بفرمایید که اگر در نباشد، تکلیف ملت چه باشد؟... بله، تصور کردنش سخت است. به نظر ما که فارسی دری هم بعید نیست از حیث ریشه‌ای از جهاتی به «در» مربوط بوده باشد که باید درسازان و دری‌شناسان نخبه در این زمینه تحقیق نمایند.

در خوبی درِ باز: شاید بیکار باشید و بپرسید که چرا بی مقدمه صحبت از در شد؟ روز جهانی «در» که نیست؛ پس چیست؟... بله، الساعه عرض می‌شود خدمتتان. قائم مقام معاونت مالی و اداری و رئیس ستاد تکریم ارباب رجوع شهرداری تهران بتازگی از ابلاغیه‌ای خبر داده که بر اساس آن، شهردار تهران، مدیران شهرداری را ـ کلهم اجمعین ـ موظف کرده است که در طول ساعت اداری، درِ اتاق‌های خود را باز نگه دارند و تحت هیچ شرایطی مردم را پشت درِ بسته پیشنهادی اتاق خود معطل نگه ندارند که زیر پایشان علف سبز شود.

در بدی در باز: باز بودن در همیشه هم خوب نیست. شاید آدم، داخل اتاق، مهمی داشته باشد که نخواهد دیگران متوجه شوند. برای همین هم هست که در عرف سیاسی، بسیاری از جلسات مسوولان مملکتی، پشت درهای بسته تشکیل می‌شود. حتی سابقا عشاق غمناک هم پشت درهای بسته می‌نشستند اگر درختی دم دست نبود که به آن تکیه زنند. شعر عمیق فلسفی ـ عرفانی «پشت درای بسته ، عاشق دل شکسته ، داره هوای خوندن ، با تو عزیز خسته....» ؛ دقیقا ناظر به همین معناست که عرض شد.

نتیجه اخلاقی: «در» چیز خوبی است و همیشه هم بر یک پاشنه نمی‌چرخد؛ فقط باید مراقب و ملتفت باشیم که کجا باز باشد، یک کار خوب و قابل تبلیغات است؛ و کجا بسته باشد. آدم باید درشناس باشد. در غیر این صورت، به هر دری بزند، جواب نمی‌گیرد.(این با دو دره بودن فرق دارد!)

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها